سوال :
در مورد بحث مفصل چند روز پیش دوستی که در مورد تدبیر و انتخاب انسان انجام شد، من با مطالعه صحبتهای دو طرف تناقض جدی میان مفاهیم ارائه شده ندیدم و فکر میکنم اختلاف نظر فقط بخاطر برداشت متفاوت دو طرف از واژه تدبیر بود. اما من خودم هم با مطالعه داستانهای زندگی عرفای اسلامی مانند ایت الله قاضی ره،رجبعلی خیاط و ... فکر میکردم غایت ایمان انسان ان است که خود را ذلیل ترین موجود در پیشگاه خدا بداند و اراده خود را در امور صفر ببپندارد و فکر میکردم علت آرامشی که در ائمه و این علما بزرگ بوده و ما تقریبا از آن محروم هستیم همین است که ما خود را مسئول نتیجه اعمال و موفقیت و شکست خود میدانیم و چون از اشتباه کردن و شکست میترسیم، لذا دچار نگرانی و اضطراب میشویم! اما آنها تنها نیروی موثر در امور را اراده خداوند میدانند و لذا وقتی توکل میکنند و امور خود رو به خدا واگذار میکنند، خیالشان راحت میشود. الان با صحبتهای شما برایم سوال ایجاد شد که این برداشت من درست بوده یا خیر؟ اگر بنا به گفته شما نتیجه امور زندگی انسان به دست خودش و اتفاقات تلخ ناشی از اشتباهات خودش است، پس آیا غصب خلافت حضرت علی ع و  نعوذ بالله واقعه عاشورا ناشی از اشتباهات این دو امام معصوم! بوده است؟ که قطعا با فرض معصوم بودن ائمه چنین چیزی مردود است. شما چه توجیهی میفرمایید؟
شاید بتوانیم بگوییم مجموعه عالم خلقت در کنار هم سیستمی به هم پیوسته را تشکیل داده اند که هر یک از انتخاب های آنها در کنار هم منجر به نتایجی خاص میشود که چیستی این نتایج را خداوند مقدر کرده است، یعنی همان قوانین الهی! شبیه قوانین فیزیکی خودمان.
 
استاد طباطبایی:
 
در این قضیه که در عین سادگی، پیچیده به نظر میرسه، چند نکته وجود داره که باید بهش توجه بشه:
1-خداوند متعال به عنوان خالق و هدایت کننده هستی، قطعا صاحب تدبیر و برنامه ی خاصی هست که خودش مراتب مختلفی داره
2-انسان که مظهر صفات و خلیفه خداست، میتونه نمودی از اسماء و صفات خدا باشه بنابراین انسان میتونه نمود "مدبر" بودن خدا باشه مگر اینکه نخواهد راه انسانی و کمال رو طی کنه و در واقع بدون برنامه زندگی کنه
3-اینکه انسان چطور برای زندگیش-مادی و معنوی- برنامه ریزی میکنه بستگی به عوامل زیادی داره از جمله مسائل ارثی. میزان عقل. میزان علم. میزان تجربه. میزان فطرت گرائی و وجدان گرائی.
بنابراین انسان هرچقدر به وظیفه و جایگاه خودش واقفتر باشه، برنامه ی بهتر و دقیق تری برای زندگیش میریزه و در واقع بهتر و بیشتر از منابعی که در اختیار داره استفاده میکنه اما نکته مهم اینه که با این برنامه قراره به کجا برسه؟ اگر بنابر کامل شدن او و همان خلیفه شدن و خدائی شدن باشه که هست، پس باید برنامه ای که میریزه مطابق با برنامه خدا باشه. اما اشکال کار اینه که کسی از برنامه خدا درباره خودش خبر نداره!
پس در واقع این انسانی که به خدائی شدن معتقد هست و سعی میکنه بهترین برنامه رو برای زندگی خودش بریزه در معرض یک امتحان سخت و پیچیده قرار گرفته و اونم اینه که تا چه میزان درک و دریافتش از زندگی و همچنین استفاده ش از منابع و عواملی که در اختیارش گذاشتن، صحیح و دقیق بوده و برنامه درستی ریخته تا در نتیجه با خواست و برنامه خدا مطابق باشه!
به کسی که در این امتحان موفق میشه یعنی خواسته هاش و برنامه ش مطابق با خواست و برنامه ی خداست، "مومن" گفته میشه و کسی هم که یا اصلا دبنال برنامه نیست و بی جهت و بی هدف و سر به هوا زندگی میکنه یا اینکه برنامه ش معطوف به خدائی شدن نیست و تحت تاثیر دنیا و نفس و شیطان هست، غیر مومن گفته میشه که ممکنه، مشرک، کافر، منافق ، باشه
الگوی کامل این رفتار و بالاترین نمره در این امتحان برای اولیاء الله و معصومین هست که برنامه ریزی شون کاملا و صددرصد مطابق خواست خداست چون بطور دقیق و صحیح و کامل از همه نیروها، استعدادها و عوامل و منابع در اختیارشون استفاده میکنند و صرفا خدائی شدن رو مد نظر دارند و تحت تاثیر دنیا و نفس و شیطان نیستند.
 
فرضا امام علی علیه السلام در روز غدیر به خلافت منصوب شدن. بلافاصله بعد از شهادت نبی مکرم عده ای شورایی تشکیل دادند و بدنبال کسب خلافت برای خودشون بودن. امام مشغول مراسم پیامبر بودند و بعد از سه روز اعلام کردند خلافت حق من هست و تا چندین روز همه راههای ممکن و موجود رو برای احقاق حق، تجربه کردند که البته بی فایده بود.
خب اینها برنامه ریزی امام است که دقیقا خواست خدا هم هست که همان دفاع از حق و... باشد اما در مقابل یکسری از افراد دیگر هم هستند که از مسیر حق خارج و در مقابل خواست خدا ایستاده اند و قطعا آنها هم برنامه ریزی کرده اند. 
فرق این دو برنامه ریزی در این است که تدبیر امام با هدف خدائی شدن. کامل شدن.برقراری عدالت و همه خوبیهای دیگه ست اما برنامه ریزی طرف مقابل دقیقا برعکس در راستای خواسته های شیطان و نفس است.
تمام موارد ریز و درشت زندگی همین طور است.
البته فراموش نشود نه تنها هیچکس با معصومین قابل مقایسه نیست بلکه ایشان زندگیشان، تصمیمشان، خواسته شان و برنامه شان که از قول و فعلشان تشخیص داده میشود، عینا و دقیقا همان خواست خداست.

Template Design:Dima Group