بنام او


قلم را آن نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح حال آرزومندی


ای کاش میشد قلم را متصل می نمودم بر دل . چه آن که او بی دل است و با جسم خود و دل بیقرار من که لسانی بس سنگین و پربار از تحمل غم فراق دارد ، به مرکب خون دل ، نامه هجر تو را می نگاشت و به نشانی کجایی تو میفرستاد . ولی حیف که از تو و جایگاهم غافلم و صد حیف که تو را در خویش نیافتم که :


" و هو معکم این ما کنتم و الله بما تعملون بصیر"(حدید/4)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group