خدایا ! به تو پناه میبرم از ذکری که نهایتش فراموشی ست و شکری که عاقبتش آتش
خدایا ! مگذار راهی را بپیمایم که شروعش با نام تو آغاز میگردد اما به دوری از تو می انجامد
خدایا ! چه بسیار کسان که نه "در راه تو" بلکه "از راه تو" رفتند
خدایا ! شکر در راه تو رفتن کجا و شکر از راه تو رفتن ؟!
خدایا ! چه خشنود و عاقبت به خیراند آنها که شکری نکردند و کفری هم گفتند
کفرانی که بخشش تو و جنت المأوی انتهایش بود
و چه مغبون و سیاه بخت اند آنها که کفرانشان شکر بود و حمد
شکر و حمدی که آخرش تباهی بود و آتش
خدایا ! کفر همه جا را فرا گرفته و درحال غالب شدن است چه خوشبخت اند کافران و چه نگون بخت اند مومنان
و من درمانده ای هستم که از تو نه ایمان بلکه کفر می طلبم !
خدایا ! مرا کافری مؤمن قرار بده نه مؤمنی کافر که ایمان در کفر رستگاری و کفر در ایمان خساران ابدی ست
خدایا ! وقت تنگ و راه تنگ و کوتاه و آتش در پیش و جز تو نه پناه و پناهگاهی ندارم
مرا از نام خویش به نام خویش و از خویشتن به خویشتن پناه ده
فراهم آور خواهشم را ای مهربان ترین
