بنام او

ماه مبارك رمضان فرارسيد و به لطف خدا من رو هم با همه ي ناپاكي هام در آغوش گرفت

ماهي كه پر از بركت و زيبايي و صفا و عشقه

ماه مباركي كه در اون خيلي از دارايي هامون بركت و ازدياد پيدا ميكنه

مثلا همين زمان كه تا پيش از ماه مبارك براي لحظاتيش بايد كلي به سختي مي افتاديم

حالا به وفور در اختيارمونه البته اگر به فراغتهاي بي حاصل بدل نشه

چند روز پيش تو يكي از همين فراغتها داشتم به چيزي فكر ميكردم

به مطلبي كه عليرغم زيبايي و پاكيش دلمو به درد اورد

دوباره به ياد غصه هاي عاشقيه خودم افتادم

دوباره به ياد تو و بي وفايي ها و به ياد خودم و بيچارگي ها افتادم

راستشو بخواهي چند وقت پيش مطلبي رو خوندم از شاعري گمنام و دلسوخته

گفته بود : وقتي شعري ميگي اول حس ميكني انتخاب و چينش كلمات كار خودته و كلي به خودت مي نازي

بعد كه كمي فكر ميكني مي بيني اين كلمات هستند كه دوست داشتني اند و تو رو به سمت خودشون ميكشند

كمي كه بيشتر در احوال خودت و شعرگويي خودت تامل ميكني مي بيني شعر يعني عشق به كلمات

اما آيا واقعا ما وقتي عاشق كلماتي ميشيم ميتونيم با انتخابشون و چيدنشون در كنار هم يه شعر بسازيم ؟!

بعد خود اين شاعر گمنام پاسخ داده بود كه :

اينها همه ساده انديشي است بلكه واقعيت شعر گفتن اينه كه ؛

عشق جوهره و ذات تك تك كلماته يعني يه جذابيت دروني و نهفته

اگر شاعر خودشناس باشه و معناي عشق رو بفهمه

اگر شاعر وجود خودش رو از ناپاكي ها رها كرده باشه و در پي معرفتي ناب باشه

اگر شاعر لياقت درك شناختي عميق از عالم اطراف خودش و بالاتر از همه خداي خودش رو براي خودش دست و پا كرده باشه

اون وقته كه اون كلمات پر معنا كه دنيايي از معارف ناب رو به همراه دارند براش جلب توجه ميكنند

اون فقط از روي يه حس دروني كه دوستدار زيبايي و به معناي كامل تر عاشق شدنه سراغ اون كلمات ميره

يعني شاعر عاشق كلماته نه چيز ديگه و عشق به كلمات نه از سوي عاشق بلكه از جاذبه ي نهفته در كلمات شروع ميشه

يعني همين كلمات كه معشوق شاعرند در اصل عاشق او نيز هستند

هرچي شاعر پاك تر باشه و آينه ي وجودش سيقلي تر معشوق و عاشق كلمات ناب تر و پر معنا تري ميشه

وقتي كلمه يي عاشق شاعر خودش شد اون وقته كه شاعر هم عاشق و شيفته و جذب اون كلمات ميشه و انتخابشون ميكنه

نتيجه ي اين عشق و اين ارتباط دروني ميشه يه شعر يه شعر عاشقانه و عارفانه

تك تك اون كلمات در كنار هم معرفتي رو به نمايش ميذارن كه پنجره يي رو بسوي حقيقت باز ميكنه

و خلاصه اينكه در اطراف ما پر از معارف ناب و زيبايي هاي خدايي است فقط بايد آينه بود تا اونها رو بتونيم نمايش بديم

فقط بايد پاك بود تا پاكي ها رو نمايان كنيم

فقط بايد عاشق بود تا از درون به سوي عشقهاي پاك و ناب هدايت بشيم و شعري بسراييم

فقط بايد شاعري عاشق و عاشقي پاك بود تا از كلماتمون پنجره هاي اميد رو بسازيم و رو به آسمون بازشون كنيم

نميدونم متوجه شدي چرا دلم از اين حرفاي شيرين گرفت و سوخت يا نه ؟

چرا دوباره غصه گريبانم رو گرفت يا نه ؟

چرا ياد تو و خودم و اين همه درد و غم افتادم يا نه ؟

مي دونم گاهي مياي اين حرفامو مي خوني

مي دونم تو هم مثل همه ي عاشق و معشوقها دلت پر از غم و غصه هاي عاشقيه

مي دونم تو و اون دل عاشقت با اين جزر و مدهاي عشق بيگانه نيستيد

مي دونم خوب مي فهمي چي مي خام بگم

آره ميخام بگم تو برام كلمه ي پاكي هستي

مي خواستم بگم من شاعري هستم كه شعر عشقم را با تو مي سرايم

تو نه تنها كلمه عشق پاك من بلكه همه ي كلمات شعر عاشقي من هستي

اما چه فايده ؟!

من شدم شاعري بي شعر ؛ شدم عاشقي بي عشق

شدم مثل يه آينه ي زنگار گرفته كه هيچ كلمه يي دوست نداره از جلوش رد بشه

آره تو اون كلمات عشقي هستي كه به من اعتنايي نميكني

تو اون معشوقي هستي كه بي تو عشق من هم بي معناست

تو اون معشوقي هستي كه كششي به اين عاشق بيچاره نداري

منم اون شاعر بي عشقم كه بالاخره ناپاكي درونم بيچارم كرد

منم اون عاشق بيچاره ام كه كوشش عاشقانش بي فايده است

اي كاش منم ميتونستم يه شعر عاشقانه كه پر از توست بسرايم

اي كاش منم شاعر بودم

اي كاش منم عاشق بودم

اي كاش . . .

اي كاش . . .

تا كه از جانب معشوق نباشد كششي

كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد

راستي ماه رمضونت مبارك

نماز و روزه هاتم قبول حق

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group