سلام

بازم مثل هميشه دلم برات خيلي تنگ شده

خيلي فكر كردم كه چرا اينطوري شد ؟!

به اينكه چرا بين من و تو اين همه فاصله افتاد !!!

فقط به اين نتيجه رسيدم كه ؛

همه دست به دست هم دادن تا من هميشه از تو جدا بمونم

همه ي اشكها

همه ي غمها

اصلا همه ي دنيا

حتي او

حتي تو

همه و همه

آره همه از دوري ما خوشحالن

روزي نيست براي جدايي من و تو صد تا اتفاق نيفته

و من از تحليل اين همه اتفاق نا خوشايند عاجزم !

نميدونم هميشه از قسمت ، اونم قسمت ناشناخته ميترسيدم

قسمتي كه با دلم همراه نباشه يا باشه و من و دلم نفهميم

اما حالا مي بينم قسمت و سرنوشت نا شناخته يي دارم كه نه خودم نه هيچكس ديگه ازش هيچي نمي فهميم

اون اوايل هنوز درست و حسابي دستگيرم نشده بود كجاي عالم ايستادم كه

غم پشت غم خبر از زندگي سخت " عاشقي به دور از محبوب " رو ميداد

و من در مقابل اين سيل ويرانگر چاره يي نداشتم جز اينكه ؛

به غمها شاد باشم

با زندگي بسازم

سختي ها رو پشت سر بذارم

فقط به اميد وصال اما دريغ . . .

ميدونم از حرفاي دلم با خبري چون حرفاي خودتم هست

ميدونم تو هم از من گله داري

اما كاش تو هم مثل من برام مينوشتي

برام بنويس تا منم بدونم تو دل نازنينت چي ميگذره

نشونيمو كه داري برام بفرست

يا اگه خواستي بده دوستاي مشترك برام بيارن

هر چند اونا هم ديگه سراغي از من نميگيرند و مثل تو بي وفا شدن

مراقب خودت باش

منتظر يه خبر خوب يا يه نامه زيبا از سوي تو هستم

خدا نگهدارت

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group