بسم الله الرحمن الرحيم
ای بانوی دوعالم !
اي صدّيقه شهيده !
اي فاطمه ي مظلومه !
سلامت میکنم و جانِ حقیر نثارت
نامت قرين غصّه و رنج است
غصه هایي كه تاب شنیدنش نیست
و رنجهایي كه قوّتي براي کشیدن نيست
داغ تو سنگين است و غصه ات عجيب و غم ات بي پايان
داغی که علی حیدر کرار را از پای نشاند
غصه یی که کوه صبر را به لرزه آورد
و غمی که دریای آرمش و اطمینان را به تلاطم واداشت
اي بانوي شكسته پهلو !
کیست که از تو بداند و از تو بگوید
نه از تو بلکه از رنج کوتاه اما همیشگی ات حرفي بزند ؟!
از غم و غصه ی جانکاهت
از وفاي يار و جفاي اغيارت
ای بانوی دو عالم !
تو شب قدر هستی و قدرِ شب از توست
تو و شب چه خاطراتی كه با هم ندارید
و ما نیز از تو و شب
شبی که علی خون از پیکرت شست تا ننگ ابدی برای بدکاران بماند
شبی که خیلی زود آمد و لباس سپید وصل را بر قامت خمیده پوشانید
و شبی که در دلِ خاکِ سردِ مدینه فرو خفتی
و علی ماند تنهاي تنها
ای بانوی شهيده !
سلام بر پدر و مادرت و بر شوهر مظلومت و بر فرزندان بي ياورت
و سلام خدا و ملائکه بر روح بلند و آسمانی ات
و نفرین ابدی بر آنها که آزارت دادند و حق شوهرت را غصب کردند و فرزندت را به شهادت رساندند
و سلام بر مهدي ، منتقم خونت كه خواهد آمد
اللهم اجعل محیایَ محیا محمد و آل محمد و مماتی مماتَ محمد و آل محمد
