...جان ناجانی است مرا میان دردها فرسوده و فرسوده تر میشود اگر خود آنچنانی که عاشق را مرد ره می طلبی، دردها را بگیر و با درمان پای به عشقبازی بگذار تا هویدا شود کدام عاشقتریم...هرچند این عاشق سوخته را نه از درد ترسی هست و نه خاکستر را از باد مرگ گریز...
