دوباره درهای بهشت باز شد و میتوان از این هُرم زندگی سوزِ دنیا به سایه سار رضوان پناه برد . دوباره زمزمه ی گوشنواز جاریِ مهر ، آرامشی دلخواه را به ارمغان آورده است و دوباره سبزینه های دیده آرا جام ارغوانی شده ی دل را شستشو میدهد . دوباره آسمان شانه از بار سنگین عشق خالی میکند تا قرعه بنام یک زمینی افتد و دوباره دست زمین به عرش میرسد تا دامنگیر نور شود آری بهشت به خاک آمده با آغوشی باز ؛ پایکوبان و رقص کنان خفتگان و مدهوشان را نه ! عاشقان و تشنگان وصل را به خویش میخواند و اکنون ای عزیز درهای بهشت باز است قدمی پیش نه تا شهد لبان و بکر وصالش را دریابی ! و این نوای عاشقانه را سر ده که اللهم رب شهر رمضان ...
