...ساعاتی-تو بخوان سالهایی- طول کشید تا بخار آه دلم را از این آینه پاک کنم و تا آن آه بود و آن آینه ی مکدر از آه، بسیار کسانی دیدم در جامه عشق در کسوت عاشقی و در مقام معشوق! اما حالا دیگر جز خودم کسی را نمی بینم! من هستم و یک آینه پاک و یک آه! آهی که با گریه هایم، با خنده هایم ، با حرفها و شعرهایم همراهی میکند تا تو بدانی من بی تو، فقط یک آهم یک آه پر درد! بی تو خنده هایم هم درد میکند! گریه هایم نیز درد میکند و بخوان که شعرهایم هم درد میکند ...
