بسم الله الرحمن الرحیم
باز هم سالروز شهادت چهارمين علي معصوم شد و بيآنكه ورقهاي تقويم ذهن و دلم را به غمي عالمگير رهنمون شود به شمارهافتادنهاي قلب سوخته ماتم بزرگش را يادآور گشت اما در عجبم از معصوم مظلومي كه چندسالي است بر غربتش افزوده گشته و حراميان از زبوني و دريوزگي، خاك بر خورشيد سيمايش ميپاشند. چه آن روز كه بارگاه منورش را ويران كردند و چه ماههاي پياپي كه بر نام مباركش هتاكانه تاختند و چه امروز كه شيطان، زبان نحسشان را در تعدي به ساحت عرش او به جنبش درآورده است، همواره بر اقتدار مظلومانهاش نگريستهام و اينكه چرا او را هادي گفتهاند و چرا او را «نقي» خواندهاند.
براستي در اين وانفساي پوچي و گمراهي كيست، همچو او كه از خويش بگذرد تا باز هم هدايتگري كند؟ مگر نه اينكه دشمنان حقيقت اراده كرده بودند نورالهي او را خاموش سازند؟ اما مگر شمس جهان آرا با تاريكي نسبتي دارد؟ هرگز! او وراي بارگاه ويرانه شدهاش و فراتر از خاك پاشي بيشرمان به وجه الهياش قلبها را در تسخير محبت بيپايان خويش درآورده است. محفل عزايش به پرچم برافراشته دين حق تبديل گشته و نام مقدسش قلوب مؤمنان را به هم نزديكتر ساخته است. اي هادي آل محمد و اي نقي نقيان! صلوات و سلام الهي را نثارت ميكنم و نفرين و عذاب ابدي را براي دشمنان پليد و كور دل تو خواستارم.
