تکیدن پیــــکر عاشقانه ما چه ارزشی دارد
تپــیدن این دل عاشقانه زپا چه ارزشی دارد
شـکـسته غروری غمین و رنج کشــیده منم
نبود منزلت و بی مقامی ما چه ارزشی دارد
به لب رســــیده جانی و عمر زکف داده بگو
چکیده شـــمع وجودش ترا چه ارزشی دارد
ز کــف طـراوت جـــــانم در آوارگی ها رفت
رود نفـس ز نای خسـته ما چه ارزشی دارد
رقـیب و دشـمن و بدخواه رســیده اند به نوا
ز یادها رفـتن یک بی نوا چه ارزشــی دارد
زهر خـنده اغــــیار بسی بر گدا سخت است
ز زهر جگر پاره شـــد گدا چه ارزشی دارد
به کام دل برسـیدند همه چه خوش اقبال اند
بد اقبالی و بخت سـیاه ما چه ارزشی دارد
شـکایت و گـله و درد دل برای خوبان است
بدی چومن نکند شکوه ها چه ارزشی دارد
بحق که مرگ بهترین ارمغان برای منست
حـیات بی تو و یا مرگ ما چه ارزشی دارد
