نبـود در دل مـن راحـت و آرام که آشـــوب بـبـین

باورت نیست که در حال مماتسـت دلم خوب ببین

من به تو مایــلم و روی ز من باز بگیری هر دم

هم قدم هم دل من مایل و دلســنگی محبوب ببین

دل ســـــرگشته من باز بیامد به رهــت ناز مکن

که نیــازم به ورق پاره این بخت چومکتوب ببین

ناز خود را بفروش عمر منم گشــت حراج ره تو

بشکستم من و هم کاسـه عمرم دل منکوب ببین

به فدایت که همه جان و جهان دید رخ خوب تـرا

منم آن جان به تو داده که ندیده رخ توخوب ببین

دل به کوی تو اسیر همه غم ها شد و از پا افتاد

سرنوشتم ورقی پر شده از غصه تومکتوب ببین

مگـرم می شـود از دایره قســــمت خود باز روم

قسمت اینست دلم در غم تو خسته و مغلوب ببین

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group