زبانحال حضرت علی اصغر علیه السلام

 

من از قفس پریده ام به شوق کویش

در آسمان رها مکن عاشق رویش

 

بال و پرم خسته شد از بس که پریدم

راه نشان من بده پرم به سویش

 

دانه و آب و لانه ام تار دلم شد

رها شدم بسته شوم به تار مویش

 

عقل زسر دل ز کفم رود شتابان

شاه نشین خاطرم شود چو بویش

 

شهد لبش میکده من خمار مانم

خشکی لب تر نکنم گر از سبویش

 

کاش نگاه و ناله ام اثر گذارد

کبوتری تشنه رسد به آرزویش

 

بند به پا و دل رها در آستانش

راز عطش "سهم" 1 من و دگر مجویش

 

زود رها نما دگر تیر تو صیاد

سر ببُر از من که منم سرّ مگویش

 

1- تیر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group