کی شعر غم  انگیزم دل از تو به چنگ آرد

دل از تو به صلح اید پایان همه جنگ آرد

با آنکه گنهکارم بحر کرمت بیرون

آن یونس اقبالم از بطن نهنگ آرد

آنجا ظلماتست و بدنام کند عاشق

تا وقت هنوزم هست نامم نه به ننگ آرد

گر روی ز ما گیرد از زشتی روی ماست

ای کاش برد این رخ رخسار قشنگ آرد

ترسم نکند تاثیر بر دل سخنم آخر

برجای من او یاری هم شوخ و شنگ آرد

نایم برد ار خواهد کز پای بیفتم من

تهمت به کسالت زد دلخواه زرنگ آرد

ما را نبود دستی تا ماه رسد لیکن

گر او طلبد یک آن این کاه بچنگ آرد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group