بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرا رسیدن اربعین حسینی(ع) که روز زنده نگاه داشتن قیام نجات بخش حسین (ع) است، مصادف با نخستین سالروز رحلت عالم فرزانه و استاد اخلاق مرحوم آیت الله شیخ مجتبی تهرانی است.
آیت الله تهرانی مشهور به "آقا مجتبی" از جمله عالمانی بود که به دلایل مختلفی کمتر شناخته شد و با اینکه در بسیاری از حوزه های علمی و عرفانی، خدمات ارزنده ای انجام داد، صرفا به معلم اخلاق شهرت یافت؛.البته مباحث اخلاقی و عرفانی آن عالم زاهد و آن عارف وارسته، از معدود منابع فیض و هدایت و سازندگی دل و جان بود و رحلت او ضایعه ای جبران ناپذیر برای جامعه شیعه است اما شناخت ویژگی های شخصیتی آیت الله تهرانی خصوصا امتیازاتی که این روزها با وجود نیاز به آنها کمتر دیده می شود، خود چراغ راه رهپویان مسیر کمال و علی الخصوص طلاب علوم دینی خواهد بود.

"آقا مجتبی تهرانی" یکی از شاگردان ممتاز و به نوعی میراث دار خصوصیات برجسته علمی و عرفانی امام خمینی(ره) خصوصا در اصول فقه و فقه بود. امام راحل به عنوان احیاگر اسلام ناب، مردم را به صحنه دین داری و اجرای احکام اسلامی آورده و انقلاب عظیم اسلامی را برپا ساخت و در این راه پس از اخلاص و اتکا به منبع لایزال الهی، بیش از هر چیز به پشتوانه نگاه عرفی خویش در فقه و اصول فقه به افق اعلای جهان بینی اسلامی دست یافت و توانست ناب ترین و زلال ترین معارف و تعالیم را از لابلای کتب و رسائل به صحنه زندگی اجتماعی نه تنها در گستره ملی و اسلامی بلکه در تمام جهان معاصر بیاورد.
عرف نگری و عرف گرایی لااقل در مباحث نظری سابقه ای طولانی در فقه و اصول فقه شیعه دارد و بزرگانی چند بر این عقیده بوده اند در زمان معاصر نیز امام خمینی (ره) در ضمن اینکه از قوی ترین اصولیین بود، عرف نگر و عرف گرا بود.
گرچه پرداختن به بحث مهم عرف نگری و عرف گرایی مجال متفاوت و فراخ می طلبد اما با اشاره ای کوتاه به این اصل علمی و پرکاربرد و بسیار مهم به آثار این نگرش بر منظومه فکری مرحوم آیت الله تهرانی و خروجی های این تفکر ناب، می پردازیم.
عرف نگری در علم اصول و فقه به این معناست که مجتهد در هنگام مواجه با مسائل شرعی، جریان مستمر رفتار جامعه در انجام یا ترک امور مذهبی - که به دور از اجبار و کراهت محقق می گردد- را مد نظر قرار داده و از آن منظر به مسئله می نگرد و صرفا به دنبال دریافتهای فلسفی محض برای کشف و حل مجهولات نیست؛. گویی او نه یک فقیه، بلکه یک فرد عامی مبتلا به آن مسئله است.
فقیه عرفی، پس از اینکه در مرتبه درک و شناخت مسئله و موضوع حکم شرعی، "عرف" را ملاک قرار داد و از منظر مردم عادی(معتقد و ملتزم به شرع) به سوال نگریست تا به فهم دقیق، کامل و ملموسی از سوال شرعی دست یابد، در مرحله بعد و در مقام عرف گرایی، این نگاه عرفی را در صدور فتوا تاثیر می دهد. یعنی فقیه عرفی در هنگام صدور رای و فتوای فقهی نیز به جای تحقق یک قطع فسلفی عقلی محض نسبت به مجهولات و پردازش مسئله و بررسی منابع و مفاد موجود، به فهمی عرفی بسنده کرده و نگاهی که عموم مردم دین محور و متشرع دارند را پس از متون اولیه و مستند دینی، ملاک صدور فتوای خویش قرار میدهد و به جای عقل محض و به عقل عرفی اتکا می کند.
با این مقدمه کوتاه و با اشاره به نکته ای بسیار عمیق و راهگشا که شاید عرفی نگری و عرفی گرایی را بتوان شعبه ای از "امی" بودن قلمداد کرد به یکی از وجوه ممتاز شخصیت علمی آیت الله تهرانی(ره) که برگرفته از این خصوصیت و نگرش اصولی و فقهی ایشان بود اشاره می شود:
آیت الله شیخ مجتبی تهرانی مشهور به آقا مجتبی، استاد مسلم اخلاق و عرفان و فقیهی زیردست و از قوی ترین عالمان اصولی عصر حاضر بود که افتخار شاگردی امام خمینی(ره) را در علم و عمل به اثبات رساند.
آن عالم فرزانه اگرچه بیشتر به عنوان استاد اخلاق و مفسر قرآن کریم شناخته می شود اما اهل فن و متعمقون مباحث اصولی و فقهی، اذعان دارند که آیت الله مجتبی تهرانی از صاحبان رای و نظر در اصول فقه و از مجتهدان مسلم و طراز اول عصر حااضر بود و در این خصوص، ارائه دروس سخت و پیچیده اصول فقه با توجه به قیل و قال های فراوان و فربهی افراطی آن، در قالب تعاریف و دسته بندی های جامع و مانع دقیق علمی و کاربردی از جمله هنرمندی های این عالم توانا بود.
بی شک اشراف مثال زدنی او به فلسفه و علوم عقلی در کنار تبحر خاص در شناخت دیدگاه های فلسفی، اصولی و فقهی سرآمدان شیعه، از جمله ویژگی های ممتاز آیت الله تهرانی بود که در تبیین مسائل پیچیده اصولی از آنها یاری می گرفت.
اما خصوصیت بارز ایشان که تحت تاثیر عرفی نگری و عرفی گرایی او در اصول و فقه بود، را می توان در "مردمی بودن"، مردم فهمی" و ارائه "دین مردمی و مردم فهم" مورد بررسی قرار داد.
در طول تاریخ شیعه، بسیاری از عالمان توانستند با دریدن حجاب علم نه تنها خود به افق های روشن انسانی و الهی دست یابند بلکه موفق و مفتخر به برقراری رابطه عمیق و حسنه با مردم شوند. چه اینکه برخی به بهانه گستردگی محفوظات ذهنی و این سوء تفاهم که امتیاز دانشمندی، مجوز جدایی از مردم است، قرار گرفتن در هاله ای از خودبینی و انحصار را نه تنها مذموم و ناپسند دانسته بلکه از ضرورتهای عالمانه آن هم علم دین که اساسا مردمی و برای مردم است قلمداد کردند.
اما آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره) فراتر از بهره مندی از خصوصیات بارز اخلاقی که او را به عالمی متواضع و مردمی مبدل ساخته بود و خاص و عام او را به جای آیت الله، "آقا مجتبی" خطاب می کردند، تحت تاثیر نگرشی صحیح به مبانی اصول فقه، اساسا دین را مردمی می دانست و در این صورت چگونه عالم دین می تواند در حصار انزوا قرار بگیرد و در میان مردم نباشد؟
آقا مجتبی تهرانی، امام جماعت مسجد جامع بازار تهران بود یعنی مسجدی که در اوج رفت و آمد و کش و قوس های مختص بازار پایتخت است و اتفاقا هر روز ظهر با همان بیان خاص خودش که مکرر از الفاظ کوچه و بازاری اما محترمانه بهره می برد، مردم و بازاری ها را با معارف اهل بیت آشنا می ساخت.
بی شک نگاه عرفی او در اصول فقه و فقه از اینجا ناشی میشد که وقتی در میان مردم حاضر بود خود را از مردم می دانست و از نگاه و منظر آنها به دین و فقه و قرآن و اهل بیت(ع) می نگریست، لذا درک دقیق و ملموسی از درد دین مردم داشت؛ سوالهای مردم را بسیار کامل و شفاف می شناخت، دین را دین خواص بر نمی شمرد و هرگز کسی را در فهم دین و نزدیک شدن به افق های پیش رو شیعه، ناتوان نمی دانست.
اگر امام خمینی(ره) با آمدن به میان مردم و مردمی بودن توانست انقلاب اسلامی را بر پا کند، شاگرد ممتاز او نیز، راه استاد را در همه ابعاد آن در پیش گرفت؛ اگر رهروان خمینی کبیر منحصر به قشر و صنف و حتی کشور و قومی خاص نیستند، شاگردان آقا مجتبی تهرانی نیز، صرفا از میان طلاب علوم دینی یا قشر تحصیل کرده و یا مسجدی ها و هیئتی ها نیستند؛ بلکه از هر قشر و صنفی از ارشادات او بهره ها برده و در جای جای مملکت اسلامی و حتی بیرون از مرزهای ایران اسلامی با درک صحیحی از اسلام و تشیع، هم بر دین داری عالمانه خویش پای می فشرند هم در تبلیغ تعالیم حقه اهل بیت(ع) کوشا هستند.
بی شک تبیین معارف شیعه خصوصا با وجود انقلاب اسلامی که گسترده ای منطقه ای و جهانی یافته، بهره مندی از عالمانی که برای "عرف" ارزش خاص و تعیین کننده ای قائل هستند، به ضرورتی اجتناب ناپذیر بدل ساخته است؛ گرچه اساسا دین اسلام دین مردمی و برای مردم است و عالمان حقیقی همواره از دل مردم جوشیده و در میان مردم زندگی کرده اند و آنچنان که در آیات قرآن و روایات معصومین(ع) به کرّات وارد شده، جذب حداکثری و گشودن درهای رحمت به سوی عموم مردم و همه انسانهای جویای حقیقت خصوصا جوانان، مستلزم نگاه عرفی عالمان شیعه است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group