بسم الله الرحمن الرحیم
27 آذرماه روز وحدت حوزه و دانشگاه و مصادف با سالروز شهادت متفکر انقلابی و استاد برجسته حوزه و دانشگاه آیت الله دکتر محمد مفتح است.
از آنجا که شهادت این استاد پرتلاش و انقلابی، با توجه به اهداف بلندی که داشت و جان عزیز بر آن راه نهاد، آرمانی بزرگ برای انقلاب اسلامی ایجاد کرد؛ هر ساله اهل اندیشه و سخن و صاحبان نظر و قلم، به تبیین اصل، آرمان و ضرورت مهم وحدت حوزه و دانشگاه مبادرت می کنند و شاید برآیند آنچه تا کنون در این خصوص بیان گشته، نشان از موفقیت در این راه صعب نداشته باشد؛ چه اینکه با وجود جمع کثیری از اساتید و دانشجویان مومن و انقلابی در کنار تاسیس و فعالیت مجموعه های دینی و ارزشی در دانشگاه ها، نمی توان به سادگی محسنات و ویژگی های برجسته حوزه علمیه را در آن مشاهده کرد و در مقابل نیز، حوزه های علمیه با اینکه از حیث ساختار، مدیریت و نحوه برگزاری دروس و امتحانات، سعی در دنباله روی از دانشگاه را داشته اند اما در اولویت بخشی به مباحث عقلی و فلسفی و همچنین گسترش روحیه تحقیق و پژوهش، موفقیت چندانی کسب نکرده اند.

بنابر این بیشترین وحدتی که بین این دو نهاد ایجاد شده، بیشتر جنبه شکلی و ظاهری داشته و کمتر از آنچه مورد نظر و ضرورت است به وحدت در محتوا و رویه دست یافته اند اما در سالیان اخیر به موازات تلاشهای رسمی و غیر رسمی و هدفمند و جسته و گریخته در ایجاد وحدت حوزه و دانشگاه، اتفاق دیگری افتاده است که می توان آن را مبارک و در راستای همان آرمان بزرگ قلمداد کرد.
مراجع تقلید و عالمان طراز اول در کنار حوزه های سنتی، مبادرت به تاسیس مجامع علمی دینی جدیدی کرده اند که تحقیق محور بوده و اکیدا بر فلسفه و اندیشه ی روز پای می فشرند و همچنین بسیاری از نخبگان و اساتید رشته های مختلف دانشگاهی موسسات و کانونهای متعددی را ایجاد کرده اند که خروجی آنها از حیث تولید علم و فکر و همچنین تربیت دانشجو، بسیار به اهداف اسلام و انقلاب نزدیکتر از دانشگاه های رسمی کشور است.
گرچه به وجود امدن این قبیل مراکز علمی بر اساس منظومه ای از مبانی اندیشه ای و راهبردی حوزه و دانشگاه، اتفاق مبارک و پیشبرنده ای است اما باید توجه داشت هرگز جای حوزه های علیمه با قدمت و اعتبار صدها ساله و دانشگاه های معظم و ریشه دار را نخواهند گرفت؛ از این گذشته، مدیریت تعداد قابل توجهی از مراکز علمی که عمدتا برپایه دریافتهای شخصی نخبگان مستقل حوزه و دانشگاه شکل گرفته، فرایند آسانی نیست.
بی شک مدیران ارشد علم و فرهنگ و سرآمدان حوزه ی دین می بایست با ارائه راهکارهای علمی که قابلیت اجرا داشته باشد، این اتفاق مبارک را مدیریت کنند و گرنه در اینده نه چندان دور ناچار به ایجاد اتحاد بین صدها مرکز و مجمع علمی و دینی خواهیم بود که ممکن است چه در اندیشه های مبنایی و چه در شکل و روش اساسا هیچ قرابتی با یکدیگر نداشته باشند و از این رهگذر نه تنها آن آرمان بلند شهید مفتح محقق نخواهد شد بلکه به قله ای دست نیافتی تبدیل می گردد.
