بسم الله الرحمن الرحیم
روزها در حالی به سرعت سپری میگردند که ظلم و فساد بی عنان بر جای جای زمین می تازد ممالک خداگریز به نوعی در فساد و ستم غوطه ورند و دیگر ممالک در هاله و پیچشی سرسام آور به تباهی کشیده میشوند . حق طلبان و آنها که هنوز بر سر پیمان هستند و با همه ی مصائب و مشکلات راه مستقیم را می پیمایند در قلت و غربت عجیبی گرفتار شده اند . اکثر پیش گویی ها و پیش بینی ها محقق گشته و روزگار چندی باقی نمانده تا این تشت پر صدا بر زمین افتد . قرار است قیامت شود – قیامت صغری- قرار است دستی بالای همه ی دستها بیاید و هر دستی را از سر مظلومان کوتاه کند .
روزهای پر قتل و غارت ، روزهای پر از زلزله و سیل ، روزهای پر از مرگ و مرض و روزهایی که در کنار قحطی ایمان و علم باید در انتظار کمبود و نابود غذا بود ؛ نعمتها به نقمت بدل گشته و دعایی به آسمان نمیرسد ؛ مومنین بجای اخوت و یاری رسانی خویش روی در روی هم نهاده و از دشمن غافل گشته اند . عبادتها به نمادهایی برای دین زدگی بدل گشته اند و تقوا حربه یی برای کسب مقامات موهوم و سیر کردن شکمهای به کمر چسبیده ؛ اذان و نماز، آهنگین و غنا آلود خوانده میشود و مساجد پر شده اند از کاشی و آینه و نقش و نگار و البته خالی گشته اند از عبادت کنندگان و موحدین . عده یی برای انجام واجبات طلب مزد میکنند و عده یی برای مزد بیشتر واجبات را دوباره و سه باره انجام میدهند . فقیهان یک به یک سر به تیره ی تراب مینهند و یا گوشه عزلت اختیار کرده و یا از افتادن در شبهات و در نیفتادن یا بی دینان رخصت می طلبند . عارفان محو در معارف خویش و اخلاقیون بر مذهب و طریقت خود پای می فشارند . اهل فلسفه خدا را ، معنا را و غیب را هم اثبات میکنند و عرش و ملک و بهشت و نار را تصور و تصدیق می کنند . عقل که از جانب خدا بندِ بندگی خلایق را در دست داشت معاف کرده و جای چرتکه از او بهره می کشند . تعداد خدایان از ناخدایان بیشتر گشته و هرچه هوا الوده تر میشود هواها بر عقل و قلب بیشتر نفوذ و سیطره می یابند . عده ای شجاعتشان در در افتادن با نور هدایت و عده یی دیگر همه همّ و غمشان ترس از خدا گشته است . آنهم خدایی که دست ساز خودشان است و باب میلشان ؛ مردها از اینکه لباس زنانه بپوشند همچون آنها راه بروند و ناز و عشوه کنند خرسند و و مسرورند و زنها برای اثبات خود آرایش مردانه ، مرکب مردان و بی باکی دلاوران را پیشه کرده اند . حلال و حرام را باید از روی برچسب کارخانه ها تشخیص داد چرا که نجاست یعنی کثافت و طهارت یعنی تمیزی ! زندگی کردن برای همه سخت و مردن برایشان سخت تر شده است . علم که روزی چراغ راه انسانیت بود به ابزار پلیدی و استثمار بدل گشته است هرچند از علم چیزی باقی نمانده جز یک مشت فرضیه ونظریه و تجربه و خوبی اش این است که جز خود همه چیز را فرض و تجربه میکنند و در موردش نظر میدهند . فقه سنتی ، پویا و فلسفی می گردد ؛ فلسفه ی الهی به یک مشت اصطلاحات و اصول عقلی تحدید گردیده ؛ انسان را حیوان خطاب کرده و نطق را مایه یی افتخار و اشراف او میدانند . خدا را موجود قلمداد کرده و به جای توحید بر وحدت وجود اصرار میکنند . صفات خدا بین مخلوقات تقسیم شده و کار عارفان جز سیر در ذات خدا نیست . . .
