هنر پديده اعجاب‌آور، تحسين‌برانگيز و متعالي است و پيش از آنكه زبان را به ثناگويي از اثر هنري باز كند، اعتراف به خالق و خلاق بودن هنرمند را بر لسان هر بيننده اهل دقت و تأملي جاري مي‌سازد.
هنرمند از جهت پديدآورندگي، خالق اثر هنري و از حيث ابداع و پيدايش، خلاق آن اثر است و اين حقيقت با آنكه روند منطقي و مشهود خلق يك اثر هنرمندانه را نمايان مي‌سازد اما در نگاهي ژرف به گستره وجودي انسان پل مي‌زند و ذهن‌ها را به قدرت ماورايي انسان در «هستي‌بخشي» متوجه مي‌نمايد.
انسان از آن جهت كه خود اوج هنرنمايي خالق بي‌همتا است وقتي كه در اوج قرار بگيرد هنرنمايي خواهد كرد گويي اوج هنرمند از حيث علم و عمل و توجه و به كارگيري نبوغ و دقت و ظرافت، نه تنها خلق اثري هنري را رقم مي‌زند بلكه در واقع او را به قله كمال او مي‌رساند و خلق و پيدايش آن اثر صرفاً نشانه‌اي بر بلوغ و كمال هنرمند و بالاتر از آن، نشانه قدرت خلاقه او است.
البته بايد اذعان نمود جلوه‌گري‌هاي عالم ماده، لغزش‌هاي ناگزير انسان خصوصاً در حالت غفلت و نهايتاً تلاش‌هاي شيطان‌ اين دشمن زيرك آدميان، ممكن است حس و قدرت خلاقيت انسان را از بين ببرد يا رنگ و بويي دنيايي و فناپذير بدهد. يعني همان‌گونه كه هنر متعالي دست‌پرورده «جان» انسان متعالي است ابتذال و كجروي در هنرمندي نشانگر عدم سنخيت هنرمند‌نما با پديده برتر و فطرت پسند هنر پاك و متعالي خواهد بود. گرچه تاكنون زواياي مختلف هنر و هنرمندي مورد تحقيق و ملاحظه اهل علم و تأمل قرار گرفته اما دقت بيشتر در ارتباط دوسويه كمال انسان و خلاقيت‌ الهي او با پديد‌آورندگي آثار تحسين‌برانگيز و فرادستي، امر ضروري و بسيار راهگشا است.
از اين منظر ايجادكننده و تسهيل‌ساز مسير هنرمندي «دين» و توجه به تعاليم آسماني است يعني اگر تعريف حقيقي اين روش و راه رسيدن به كمال انساني باشد نمود و تجلي رفتن به اين راه، هنرمندي ديندار خواهد بود يعني نمي‌توان مؤمن و ديندار حقيقي بدون هنري را يافت و حتي از اين منظر مي‌توان تمام آثار وجودي او را اثري هنرمندانه دانست.
به اين نكته ظريف هم بايد اشاره كرد از آنجا كه سرمنشأ دين اصيل و ناب حضرت حق تعالي و باقي ابدي است هر كس كه به مسير دين درآيد نيز در واقع به سمت بقا حركت مي‌كند و به هر اندازه كه او ديندارتر مي‌شود آثار وجودي او باقي‌تر و اثرگذارتر خواهد شد لذا نه تنها هنر ديني ماندگارترين هنر است بلكه اصالتاً هنر، ديني و متعالي و ماندگار است مگر اين كه شامل اثري به ظاهر هنرمندانه و برآمده از نقص انسان‌نماها باشد وگرنه انسان به صرف دينداري و رفتن به سمت كمال وجودي و بايسته خويش به هنرمندي خلاق همچون خالق بي‌همتاي خويش بدل مي‌گردد.