بسم الله الرحمن الرحیم

اين روزها با علني‌تر شدن مواضع كانديداهاي موجود در عرصه انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري، واقعيت‌هاي ناگواري در حال رخ نمودن است كه خود يكي از مهم‌ترين علت‌هاي سردي فضاي موجود را نيز آشكار مي‌كند. همان طور كه در يادداشت (مردم به فرد رأي مي‌دهند يا فكر؟) منتشره 24 ارديبهشت در همين ستون آمد، امام خميني(ره) در واپسين روزهاي عمر مبارك خويش با انتشار «منشور روحانيت» در ضمن تبيين صراط مستقيم انقلاب و تشريح وظايف صاحب‌منصبان جمهوري اسلامي، آسيب‌شناسي دقيقي از روند نهضت اسلامي ارائه دادند اما برخلاف آن منشور كه برداشت چپ و راست از اسلام را نهي فرموده بود، 8 سال اول پس از رحلت امام راحل و براساس برداشت جناح راست از اسلام و انقلاب و به رياست هاشمي رفسنجاني بر مردم حكم رانده شد و در 8 سال بعد از آن نيز برداشت جناح چپ از اسلام و انقلاب بر قوه مجريه تكيه زد. هر چند در اين 8 سال نيز اقتصاد و سياست همراستا با تفكرات هاشمي باقي ماند و تلاش‌هاي تجديدنظرخواهانه در حوزه سياست نيز خطري براي او ايجاد نكرد اما در سال 84 و با برگزيده شدن دكتر احمدي‌نژاد، عصاره ملت به رياست جمهوري در واقع خط بطلاني بر هر دو نگاه كشيده شد و با بازگشت انقلاب به مسير صحيح خود، قوه مجريه به دست دولتي مردمي و غيرحزبي سپرده شد. رهبر معظم انقلاب بهترين و بالاترين مؤيد و مبين اين اتفاق مبارك بودند. آنجا كه بر يگانگي در حاكميت برخلاف دوگانگي پيش از آن صحه گذاردند يا از بازگشت قطار انقلاب به ريل اصلي خبر دادند. معظم له زنده شدن شعارهاي اصيل خميني كبير(ره) توسط دكتر احمدي‌نژاد را علت درستي راه او و اقبال مردم به منش و گفتمان او برشمردند و پيوسته در ده‌ها سخنراني بر صحت مسير دولت‌هاي نهم و دهم تاكيد فرمودند تا آنجا كه در شهريورماه 91 علت دشمني‌ها با دولت احمدي‌نژاد را پافشاري بر شعارهاي اصيل امام و انقلاب و ادامه خدمت‌رساني آن دانستند. با اين اوصاف و با فرا رسيدن ايام انتخابات دوره يازدهم رياست جمهوري مردم كه خود حامي اصلي گفتمان احمدي‌نژاد هستند، در انتظار ادامه دهنده شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي و آخرين دست رد به سينه سياست‌بازان و كانون‌هاي قدرت و ثروت مترصد بازگشت به قدرت بودند. اما برخلاف انتظارها، تنها گزينه حامي گفتمان احمدي‌نژاد احراز صلاحيت نشد و عملاً صحنه به دو جناح چپ و راست سپرده شد. گرچه هر دو جناح كماكان با طرح شعارهاي «شبه‌حق» و بدون داشتن پايگاه وسيع اجتماعي بر درستي حضور خود و خصوصاً حذف تفكر احمدي‌نژاد اصرار داشته و هم‌پيمان شده‌اند. اما آن واقعيت تلخي كه اين يادداشت به دنبال تشريح آن است، از اين «حق‌كشي» آشكار و سياه‌نمايي وضعيت مطلوب جمهوري اسلامي فراتر است. با دقت در صحنه موجود و مواضع 8 نامزد احراز صلاحيت شده كه پيش از اين نيز شناخته شده بودند، آرايش سياسي انتخابات يازدهم رياست جمهوري با چهره عجيبي خودنمايي مي‌كند. لطفاً به اين موارد توجه فرماييد.

 

1- جليلي گزينه مستقل انتخابات و فرد اصلح جبهه پايداري است. جبهه‌اي كه موجوديت خود را مديون گفتمان احمدي‌نژاد است و برخلاف شعارهاي «شبه احمدي‌نژادي» از سرسخت‌ترين مخالفان مشي و مرام دكتر احمدي‌نژاد است. جليلي در مجموع برنامه‌هاي تبليغي خود با نگاه ديپلمات‌مآبانه به صحنه سياست داخلي، بي آن كه به ماجراي فتنه 88 بپردازد، نسبت به مواضع گفتمان‌هاي زاويه‌دار با ولايت سكوت كرده يا با چند كلمه كم اثر و كم‌معنا از كنار آن عبور مي‌كند. وي در مقابل اقتصاد باز تكنوكرات‌ها و فرهنگ ليبرالي تجديدنظرطلبان كه در دولت‌هاي هاشمي و خاتمي ملاك عمل قرار گرفت و هم اكنون از سوي چند تن از نامزدها به عنوان نقشه راه دوره يازدهم رياست جمهوري مطرح مي‌شود هيچ عكس‌العملي نشان نمي‌دهد لذا بي آنكه او را همراه اين گفتمان‌هاي امتحان پس داده بدانيم ناتواني او در مواجهه و مقابله با اين تفكرات زاويه‌دار با ولايت، گوياي تفاوت اساسي او با گفتمان احمدي‌نژاد است و او به جاي اين‌كه اصولگراي واقعي باشد گزينه‌اي معتدل براي جناح راست محسوب مي‌شود.

 

2- ولايتي يكي از نامزدهاي برآمده از ائتلاف 1+2 است هر چند توجه به مختصات گفتاري برنامه‌هاي تبليغي او خبر از يكساني آن با ادبيات كارگزاراني و بازگشت به دهه 70 دارد اما جاي گرفتن او در ائتلافي با ادعاي اصولگرايي حائز نكته‌اي دقيق است. ولايتي برخوردار از حمايت موتلفه اسلامي است كه اعضاي شاخص آن در انتخابات 84 به احمدي‌نژاد رأي نداده اما از اظهارنظر رسمي به احترام هر دو گزينه نهايي اجتناب كرده‌اند و در سال 88 هم كه به احمدي‌نژاد رأي نداده‌اند. وي همچنين از حمايت جمع قابل توجهي از جامعه مدرسين برخوردار است كه در سال 84 رسماً از هاشمي حمايت كرده و در سال 88 از صدور بيانيه رسمي خودداري كردند هر چند آيت‌الله يزدي حمايت خود از دكتر احمدي‌نژاد را رسماً اعلام نمود. البته ولايتي دست تواناي هاشمي در سياست خارجي نيز هست چه اين‌كه پس از سال 76 تا به حال در تمامي سفرهاي خارجي حامل پيام او براي سران كشورها بوده و همواره در كنار او ديده مي‌شود لذا او بيش از آنكه اصولگرا باشد داعيه‌دار گفتمان هاشمي رفسنجاني است. البته ناگفته نماند با توجه به ظرفيت صحنه‌گرداني هاشمي كه پس از پايان دولت خويش همواره بخش اعظم اصلاح‌طلبان را مديريت كرده است مي‌توان ولايتي را گزينه‌ چندم مدنظر اصلاح‌طلبان تلقي كرد.

 

3- روحاني و عارف كه صراحتاً با خاستگاه اصلاح‌طلبانه در انتخابات حاضر شده‌اند با شعارها و رويه‌هاي متفاوت گزينه‌هاي حداقلي و حداكثري جناح چپ خواهند بود هر چند حضور هر دو نفرشان خصوصاً روحاني پس از عدم احراز صلاحيت هاشمي جديت يافت.

 

4- مهندس غرضي به عنوان نمونه‌اي از مديران دهه 70 بي‌ آنكه برنامه و مدل موفقي را ارائه دهد تمام همت تبليغي خود را به سياه‌نمايي وضعيت موجود اختصاص داده و دوران تورم 50 درصدي مديريتش را دوران شكوفايي و رشد مي‌پندارد. وي نيز با اين‌كه از هيچ پايگاه اجتماعي برخوردار نيست اما علي رغم ژست مستقلانه تنها يادآور كارگزاران و مدير ارشد آن‌هاست.

 

5- محسن رضايي كه خود را معمار اقتصادي نوين مي‌داند با سياه‌نمايي وضعيت موجود و در حالي كه اطرافيان و معتمدين او همچون خودش وامدار تفكرات هاشمي در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي هستند غيرمستقيم شعار ناجي بودن هاشمي يا دست پروردگانش را مطرح مي‌كند.

 

6- قاليباف تكنوكرات اسلامي است كه علي رغم ژست مستقل سياسي وامدار تفكرات متعددي است كه عمدتاً آبشخور غير اصولگرايانه دارد. هر چند او به خاطر سابقه حضور در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ادعاهاي مكرر در خصوص نزديكي به ولايت و بدنه ديني جامعه اسلامي ناچار به استفاده از ادبيات شبه اصولگرايي نيز هست اما نهايتاً آنقدر كه اصلاح‌طلب است اصولگرا نيست و آنقدر كه اصولگراست مستقل نيست.

 

7- حداد عادل چهره‌اي متفاوت ميان نامزدهاي هشتگانه است كه علي رغم رتبه پايين در نظرسنجي‌ها به حضور مستقل از ائتلاف 1+2 اصرار دارد. وي بي آنكه حمايت آشكاري از سوي سران جناح راست را به سوي خود جلب كرده باشد و با توجه به نداشتن پايگاه اجتماعي و آراي قابل توجه از سوي اين جناح عملاً كنار گذاشته شده است، لذا آنقدر كه مستقل و تكرو محسوب مي‌شود، گزينه اصولگرايان نيست.

 

با توجه به موارد فوق و با استناد به نظرسنجي‌هاي متعددي كه از سوي مراكز مختلف انجام گرفته است، به چند نتيجه واضح مي‌رسيم.

 

الف) حضور اين 8 نامزد به نام اصولگرايان، به كام اصلاح‌طلبان و در راستاي منافع هاشمي رفسنجاني است.

 

ب) هر يك از اين 8 نامزد كه پيروز انتخابات يازدهم رياست جمهوري باشند، گفتمان اصيل انقلاب اسلامي همچون 16 سال پس از رحلت امام‌(ره) به حاشيه رانده خواهد شد و احزاب به طور غير‌مستقيم جاي مردم را در اتخاذ مهمترين تصميم در طول انقلاب خواهند گرفت.

 

ج) درخشان‌ترين دوره جمهوري اسلامي كه راه جهاني شدن اسلام و انقلاب را هموار ساخت و اتحادي جهاني حتي فراتر از جنبش عدم تعهد در ميان ملت‌هاي مظلوم اما حق‌طلب ايجاد كرد به جاي تشويق و تاييد و پيروي بي‌آنكه جرمي داشته باشد محكوم و مطرود مي‌شود و چهره‌اي از جمهوري اسلامي كه مطالبات جهاني از اسلام‌ ناب را صدچندان ساخت و توانمندي مدير اسلامي و نظام اسلامي را الگوي ملت‌هاي به‌پاخاسته قرار داد در پس ابر تيره تحزب پنهان مي‌گردد.

 

د) در حالي 8 نامزد موجود از درك نقاط قوت دولت‌هاي نهم و دهم ناتوان و بلكه در مقابل آن قرار گرفته و با سياه‌نمايي و خلاف‌گويي از وضعيت موجود خود را ناجي معرفي مي‌كنند كه گذشته از تمايلات و وابستگي‌هاي سياسي اين نامزدها و بي‌توجه به 3 واقعيت تلخي كه برشمرده شد هيچ‌يك از آن‌ها از آراي چندده ميليوني و پايگاه وسيع مردمي برخوردار نيستند در حالي كه تحقق حماسه‌اي بزرگ‌تر از حضور 85 درصدي مردم در انتخابات 88 محتاج مشاركت 50 ميليوني مردم در پاي صندوق‌هاي رأي است.

 

هـ) گرچه جناح‌هاي چپ و راست بر‌اساس منشور روحانيت امام خميني‌(ره) و تاكيدات مكرر رهبر معظم انقلاب مي‌بايست همچون دو بال پرواز جمهوري اسلامي و به واقع اصولگرا و اصلاح‌طلب باشند و دست از تحزب و ياركشي‌هاي سياسي بردارند اما بنابر آنچه در حال تحقق است هر دو جناح چپ و راست اصالت خودساخته حزبي خود را نيز از دست داده و به جاي اين‌كه با تفكر و مشي خاص خود شناخته شوند، به همراهي يا عدم همراهي يك شخصيت سياسي مفهوم مي‌يابند و اساساً هر دو در زمين بزرگي به بازي سياست مشغول شده‌اند كه هر نام و مرامي براي خويش برگزينند تفاوتي به حالشان نخواهد كرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group