بسم الله الرحمن الرحیم

بسیار پیش می آید که مومن در اثر غفلت یا از روی خواهش نفس و یا اغواگری شیطان – که عموما هر سه اینها در تظاهر و به رخ کشدن دنیا نمود پیدا میکند – برای زمانی کوتاه یا انجام کار کوچکی هم که شده از راه درست خارج می شود ؛ از سوی دیگر خداوند متعال که هم خالق همه ی مخلوقات و هم هدایت کننده ی آنهاست ( ربنا الذی اعطی کل شی خلقه ثم هدی طه/50 ) به خوبی میداند که کسانی در مسیر هدایش باقی خواهند ماتد که او را به خدایی بپذیرند و اسیر خواهشها و امیال پست نگردند و وسوسه های شیطان نیز فریبشان ندهد ؛ اما چون امکان هر یک از اینها وجود دارد پس بنده ی درست کار و مومن حقیقی ، کسی است که هر سه شرط مزبور را داشته باشد و برای بقاء و دوام آنها از مهمترین عنصر نگهدارنده ایمان ، یعنی توبه بهره گیرد چه در شرایطی که در پایفشاری و استقامت بر آن سه اصل و اسیر دنیا نشدن ، کوتاهی نموده و مرتکب خطا ، بدکاری و یا گناه شده است ؛ چه اینکه توبه را چون محافظی قابل اعتماد و بازدارنده یی قوی بطور دائمی به کار گیرد .

بنابر آن چه گذشت چون مومن و در معنای کلی آن انسان ، امکان – نه اجازه - خطا و خروج از راه درست را دارد  ( علم الله انکم تختانون انفسکم بقره 187 ) برای بازگشت دوباره به جایگاه اصلی خود که صراط مستقیم است ابزار کارآمد و موثری بنام "توبه" را بر می گزیند یعنی می توان گفت دو نوع توبه و توبه کننده وجود دارد ؛ یکی آن کس که خطا میکند ؛ کردار بدی از او سر می زند و یا در تحقق امر و نهی خدا کوتاهی و نافرمانی میکند ؛ به محض دریافتن این که از راه درست خارج شده است ( انما التوبه علی الله للذین یعملون السوء بجهاله ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم و کان الله علیما حکیما النساء/17) تلاش میکند تا به جایگاه صحیح ماقبل خود باز گردد (و انی لغفار لمن تاب و آمن وعمل صالحا ثم اهتدی طه/82) و یاآن کس که بر فرمانبرداری اش از خداوند متعال استقامت میکند و مرتکب هیچ کار نادرستی نمیشود اما برای حفظ این بندگی ، مدام خودش را متوجه اصل و همان صراط مستقیم می نماید و مدام به خویش گوشزد میکند که خروج بی بازگشت وجود ندارد و بازگشت به اصل نیاز همیشگی و قطعی بندگان است  ( قل هو ربی لا اه الا هو علیه توکلت و الیه متاب الرعد/30) لذا هیچ گاه توبه را رها نمیکند با اینکه از راه خارج نگشته تا به راه بازگردد .
در لسان قرآن کریم نوع اول از بازگشت توبه نامیده میشود و بالاترین و کاملترین آن نیز " توبه نصوح " ( یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحا التحریم /8 )  در حالیکه نوع دوم بازگشت که بازگشتی همیشگی و مداوم و مخصوص بندگان فرمانبردار خداوند است " انابه " نامیده میشود . انابه بازگشتی خاضغانه و قطعی است . در آیاتی از قرآن کریم پیامبران الهی و مقربان درگاه احدیت " منیب " خطاب شده اند و خدای تعالی برترین بندگانش را به انابه و توبه ی دائمی وصف فرموده است و مومنان راستین را به پیمودن راه ایشان امر فرموده است  ( واتبع سبیل من اناب الی لقمان / 15 )

پس میتوان از این مقدمات برداشت نمود که توبه راه ورود به انابه است و از بهترین نشانه ها برای سنجش میزان ایمان  ( من خشی الرحمن بالغیب و جاء بقلب منیب ق/33 ) و محکی برای تشخیص قرار داشتن در مسیر درست بندگی بوده  ( و یهدی الیه من اناب الرعد/27 ) و همچنین نمایانگر تقرب و نزدیکی بنده به خداوند متعال که راه نجات او از غضب و عذاب خداست  ( و انیبوا الی ربکم و اسلموا من قبل ان یاتیکم العذاب الزمر/54 ) می باشد .

خداوند مهربان نه تنها توبه پذیر است  (و هوالذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون الشوری /25 ) و بازگشت بنده ی خطاکارش را گرامی می دارد بلکه اگر بنده بر بازگشت خویش مصمم بوده و هیچ جایگاه دنیایی و موقعیت دیگری را بر بندگی در درگاه احدیت ترجیح ندهد باب انابه را به او می گشاید و بنده را به همسایگی خویش و الطاف مدام و بی پاین خویش مفتخر مینماید (التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدودالله و بشر الم<منین التوبه/112 ) گویی خداوند کریم قطره یی را دریا میکند  ( الله یجتبی الیه من یشاء و یهدی الیه من ینیب الشوری/13 ) گرچه آن قطره چندی پیش بخشی از گندابی متعفن و دور از خدا – غفلت و گناه - بوده است .
امام علی علیه السلام در حکمت 94 نهج البلاغه می فرماید : در دنیا جز برای دو کس خیر نیست ؛ یکی گنهکاری که با توبه جبران کند و کسی که شتاب کند در انجام کارهای نیک . پس دریافتیم راه بازگشت باز است و خدای مهربان همه را میپذیرد و اگر سستی را رها کرده و پرده غفلت را کنار بزنیم امواج خروشان رحمت الهی ، ما را تا بی کران تقرب و وصال معبود خواهد برد . برای توبه و انابه باید از انچه انجام داده ایم دوری کنیم و در صدد رفع آثار ان بدکاریها باشیم امیر المومنین علی علیه السلام به شخصی که در نزد حضرت ، بدون اراده ی قوی و تصمیم و عزم جدی استغفاری را بر زبان آورد فرمود : مادرت به عزایت بنشیند ! می دانی معنای استغفار چیست ؟ استغفار درجه ی والا مقامان است و دارای شش معناست ؛
اول : پشیمانی
دوم : تصمیم به عدم بازگشت
سوم : پرداختن حقوق مردم [حقوق مادی و معنوی] چنانچه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده ی تو نباشد .
چهارم : تمام واجب های ضایع شده را به جا آوری

پنجم : گوشتی که از حرام بر بدنت روییده را با اندوه فراوان آب کنی چنانچه پوست به استخوانت بچسبد و پس از آن گوشت تازه [ از حلال] بروید

ششم : رنج طاعت را به تن بچشانی چنانکه شیرینی گناه را به او چشانده بودی !
و در این هنگام بگویی استغفرالله ( نهج البلاغه حکمت417)