به نام او
علاقه به مليت و حركات ملي خصوصا ورزشهاي ملي از خصوصيات بارز ايرانيان است. تيم ملي فوتبال كشورمان عليرغم طرفداري همه جانبه از سوي مردم و امكانات نسبتاً بهتر و بيشتر از سالهاي گذشته، اين بار نيز در ميدانهاي بين المللي (مرحله مقدماتي جام ملت هاي آسيا) ضعيف ظاهر شد. البته ريشه يابي علل ضعف تيم ملي فوتبال ايران از عهده اين مقاله بر نمي آيد، اما نويسنده سعي دارد در آينه نوشتار خود، حساسيت جايگاه ورزش در اين مملكت را، نه از ديدگاه سازندگي آن، بلكه مرتبت و شأن سياسي اش به خوانندگان عزيز بنماياند و نيز متذكر شود چه كساني دلسوز فوتبال اين مرز و بوم اسلامي هستند. كارشناسان فهيم، زحمت كش و درد آشناي ايران اسلامي؟ يا هم نژادانمان! در آنسوي گيتي؟ از اين رو به يك خبر و يك تحليل كه در روزهاي گذشته و اتفاقاً پياپي منتشر شد توجه نماييد:
و اما خبر؛
بنا بر گزارشهاي منتشره از صدا و سيما و همچنين نشريات، باخبر شديم، هيئت نسبتاً بلند پايه آلماني كه در روزهاي اخير با مقامات ايراني ديدار نمود، ضمن پيشنهادي سوال برانگيز، اظهار داشت، تشكيلات ورزشي (فوتبال) آلمان آماده است، مجربترين مربيان اين ورزش را بطور آزمايشي در اختيار فوتبال ايران و تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي قرار دهد و پس از جلب رضايت مسئولان ايراني، آنها (مربيان) به استخدام رسمي درآيند؛ مصاحبه « برتي فوگتس» مربي سرشناس آلماني، عزم هم نژادانمان در ياري تيم ملي احساسي و بي برنامه، اما پر استعداد كشورمان را بوضوح بيان مي كند. وي در مصاحبه خود با شبكه تلويزيوني ZDF اظهار داشته كه: من با مديران ايراني بر سر حق و حقوق خود به مشكل برخورد كرده ام، اما گفته ام كه من حاضرم به ايران بيايم و پس از تأیيد كار من توسط كارشناسان فوتبال ايران، پيرامون مسائل حقوقي و مالي گفتگو مي كنم. تيم ايران را به جام جهاني 2002 خواهم برد و آن وقت حق و حقوق مرا بدهند![1]
و اما تحليل؛
دكتر محمد حسين دادكان، عضو اسبق تيم هاي نوجوانان، اميد و ملي فوتبال كشورمان كه از شايسته ترين ورزشكاران گذشته و دلسوزترين كارشناسان ورزش فوتبال در حال حاضر ميهن اسلامي است در گفتگوي اختصاصي خود با خبرنگار كيهان، نظرات جالب توجه و واقع انگارانه خود را ارائه داد. فرازهاي مهم اين گفتگو كه بخش دوم اين مقاله را نيز در بر مي گيرد را مرور مي كنيم:
آقاي دكتر دادكان شما علت افت سطح بازي تيم ملي را چه مي دانيد؟
دادكان: هر تيم ملي گاهي دچار فراز و نشيب مي شود، اما چون فوتبال ما ريشه اي نيست و بطور احساسي و غير منطقي دنبال مي شود بالطبع فراز و نشيبهاي آن نيز بسيار زيادتر از تيمهاي صاحب نام است.
به عقيده شما حالا چه كسي بايد جوابگوي افكار عمومي باشد؟
دادكان: رئيس فدراسيون اعلام كرده كه من از عملكرد مربيان تيم ملي راضي هستم، اما من مي گويم كه تنها شما نيستيد كه بايد از عملكرد كادر مربيگري تيم ملي راضي باشيد! مسئولين فدراسيون بايد صادقانه به مردم بگويند كه ما اشتباه كرده ايم.
يعني شما مديريت فدراسيون فوتبال را در افت تيم ملي موثر مي دانيد؟
دادكان: فدراسيون فوتبال چند سالي است كه صرفاً جنبه هاي سياسي و مالي پيدا كرده و جنبه هاي هنري و فني در آن هيچ جايگاهي ندارد. امروزه فوتبال يك هنر است و هنر هم خلق كردن است. متأسفانه فدراسيون قبلي همه كارها را به سازمان تربيت بدني سپرده بود و فقط بدنبال مسائل مالي بود و فدراسيون فعلي نيز به جنبه هاي سياسي علاقه دارد؛ در حقيقت فدراسيون فعلي فقط به سكوي پرتاب سياسي تبديل شده. چون مسئولين فدراسيون، مسائل خود را بر فدراسيون مقدم مي دانند، بالطبع، موفقيتي در فوتبال نداشتيم و اگر موفقيتي بوده هم لحظه اي بوده و اساسي نداشته است. حالا من بعنوان عضوي از خانواده فوتبال كه سالهاي زيادي را در اين رشته سپري كرده ام مي گويم: كه به داد فوتبال برسيد. با اين برخوردهاي فدراسيون، هر چه مي گذرد از تعداد تماشاگران ورزشگاه ها كم خواهد شد و ما نمي توانيم سرمايه هاي اصلي فوتبال را به ميدان بكشانيم. فوتبال طي سالهاي گذشته در خدمت ماديات و سياست بوده و نه در خدمت خود فوتبال![2]
و اما نتيجه؛
1- مسئولين ورزش مملكت خصوصاً فوتبال، راه علاج ضعف هاي جاري و گذشته تيم ملي را در مشورت با كارشناسان و پيشكسوتان ايراني- كه زحمات زيادي براي فوتبال اين مرز و بوم كشيده اند - سريعتر و بهتر خواهند يافت.
2- در دنياي مادي گرايانه امروز آنهم غرب سرمايه داري، دست و دلبازي فدراسيون فوتبال آلمان و مربيان پر مخارج و گران قيمتي چون برتي فوگتس بدون دليل نيست و قطعاً آنها براي دلسوزي دست به چنين اقدامي نخواهند زد و امثال آقاي فوگتس هم آنقدر افتخارات جهاني، قاره اي و ملي داشته اند كه براي نوشتن خط زريني در كارنامه خود محتاج افتخار آفريني بهمراه تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي ايران نباشند.
3- درك موقعيت خاص ورزش در هر كشور خصوصاً ايران اسلامي و حتي تبديل شدن مهمترين فدراسيونهاي ورزشي به عرصه تاخت و تازهاي سياسي بر مردم هوشيار كشورمان پوشيده نيست، لذا متصديان امور ورزش خصوصاً فوتبال دقيقاً زير نظر تيز بين اين ملت مسلمان قرار دارند و تصدي اين مسئوليت و حواشي آن فوق العاده مهم و قابل توجه است، چرا كه وقتي اشخاصي از فوتبال و فدراسيون براي بهره برداري شخصي و سياسي استفاده مي كنند، چه تضميني وجود دارد كه افراد ديگري (چه داخلي و چه خارجي) كه قبول مسئوليت مي كنند، آن هم خارجياني كه حمايت دولت خويش را - كه كارنامه آنچنان درخشاني هم در پيشگاه ملت شريف ايران ندارند - نيز به همراه دارند، از اين سكوي پرش سياسي و پله هاي پايين تر آن استفاده بلكه سوء استفاده ننمايند؟!
4- همانطور كه از صحبتهاي آقاي دادكان و ديگر دلسوزان اين مرز و بوم بر مي آيد، مشكل فوتبال ايران بدست تواناي ايرانيان متدين و ميهن دوست حل شدني است و استفاده از مربي خارجي براي اقدامات زير ساختي فوتبال بلامانع و بلكه لازم است، اما توجه به سبك كلي بازي فوتبال در ايران و روش بومي آن (تهاجمي _تكنيكي ) كه بيشترين شباهت را به فوتبال آمريكاي جنوبي دارد، حائز اهميت و نكته اي اساسي است كه لاجرم نوبت دوم، سوم و يا چندم به مربيان آلماني حتي طراز اولشان خواهد رسيد.
در آخر اميدواريم مسئولين ورزش كشور خصوصاً فوتبال ضمن اطلاع رساني صحيح از وضعيت مديريت اين ورزش همگاني و روشهاي حاكم بر مديريت آن با نظر خواهي از پيشكسوتان و متخصصين دلسوز و متدين ايراني راه تعالي و ترقي روز افزون اين ورزش با نشاط و جوان پسند كه از جنبه هاي مختلف اجتماعي و سياسي در داخل و خارج از كشور بهره مند است را يافته و چراغ راه خود و آيندگان نمايند.
سيد مهدي طباطبايي