به نام او
شورای شهر ، شهردار آینده و چالش اصولگرایان
انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سراسر ایران برگزار شد و نتایج نیز مطابق پیش بینی ها پیروزی دوباره ی اصولگریان بود. اما این پیروزی با پیروزیهای دفعات گذشته کمی متفاوت است که دو نکته در ان حائز اهمیت است:
1- عدم ائتلاف دوباره اصولگرایان گذشته از مضرات و خسارات درون جناحی موجب گرد هم آیی نسبی گرو های از هم پاشیده اصلاح طلب شد؛ به نحوی که در حوزه های مختلف انتخاباتی فهرستهایی را ارائه داده و بعضاً موفق به کسب آرای قابل توجهی هم شدند و سرآمد این موفقیت نسبی در حوزه انتخابیه تهران بود؛ یعنی مهم ترین شورای اسلامی در کشور که اصلاح طلبان 4 کرسی از 15 کرسی این شورای مهم را بدست آوردند.
2- آنچه در اوضاع کنونی به نظر می رسد، اینست که اصلاح طلبان حداقل در 2 مورد اشتباهاتی را مرتکب نشدند که دقیقاً اصولگرایان در همان 2 مورد اشتباه کردند. اصلاح طلبان برای پیدا کردن نقطه ی ضعف رقیب و تبدیل آن به نقطه قوت و قابل اتکایی برای خود کافی بود به دو صحنه خوب نگاه می کردند: اول عدم ائتلاف اصولگرایان در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری؛ دوم، عدم اتفاق نظر در مهمترین تصمیم گیری شورای شهر فعلی تهران، بعد از تشکیل دولت نهم یعنی انتخاب شهردار پایتخت. در این باره اصلاح طلبان در گام اول رقیب را با کشمکشهای درون جناحی به خود وانهاده و به کسب ائتلافی هرچند کوچک همت گماردند و در گام دوم که شاید پیش بینی شده و یا متکی به تیزهوشی سیاسی آنان است بالافاصله پس از اعلام نتایج به یک ائتلاف تاکتیکی و شاید پیش دستانه با طیف اکثریت اصولگرایان در شورای اسلامی شهر تهران مبادرت ورزیدند.
3- در بازی پیش رو، اصلاح طلبان - با کمی اغماض در مورد آقای ساعی که اخیراً به این طیف پیوسته اند و اصولاً اهل سیاست و جناح نبوده اند – حرکت خود را پیش از شروع بازی انجام داده اند و به نوعی توپ را به زمین حریف انداخته اند و حالا باید منتظر حرکت متقابل اصولگریان بود و اینجا مسئله کمی پیچیده تر خواهد شد، چرا که گذشته از تعداد کم وتوضیحی که در مورد عضو چهارم اصلاح طلبان در شورای اسلامی شهر تهران گذشت، اصلاح طلبان فعلا ًَ - و احتمالاً تا به آخرکار سومین شورای شهر تهران- بر یک وحدت رویه مستدام خواهند بود، در حالی که اصولگرایان به دو طیف اقلیت و اکثریت تقسیم شده اند و این گزینه هایی را دراین باره مطرح خواهد نمود.
الف) اصولگریان قبل از شروع به کار شورای سوم به ائتلاف دست یابند و اکثریت شورا را در قالب یک رأی و نظر و به هنگام تصمیم گیری ها بدست گیرند.
ائتلاف اصولگرایان قبل از تشکیل شورای سوم، دو پیامد خواهد داشت:
1- اصلاح طلبان جواب منفی ائتلاف پیش دستانه ی خود را دریافت کرده و به حضور اقلیتی خود در شورا اکتفا می نمایند و برای تصمیات آتی خصوصا انتخاب شهردار، نیم نگاهی به منتخب طیف بزرگتر اصولگرایان یعنی دکتر قالیباف داشته و در پی معرفی نامزدی کاملاً اصلاح طلب برای تصدی شهرداری تهران و پیشنهاد آن به شورا باشند، تا در صورت عدم اتفاق نظر هر سه بر ابقای دکتر قالیباف به چانه زنی با هر دو طیف بپردازند.
2- نقطه مقابل پیامد فوق جهت گیری طیف اقلیت اصولگرایان در این روند است که در ضمن نیم نگاهی به ابقای دکتر قالیباف - که مورد اتفاق نظر طیف اکثریت و اصلاح طلبان است - در پی پیشنهاد گزینه ی دیگری برای تصدی شهرداری تهران باشند و در ضمن چانه زنی با طیف اکثریت بر سر گزینه پیشنهادی خود ائتلاف نوبنیادشان را نیز حفظ نمایند.
ب) این ائتلاف احتمالی پس از تشکیل جلسات شورای سوم تشکیل شود.
بوجود آمدن ائتلاف بین اصولگرایان اگر تا قبل از تشکیل دور سوم شورا محقق نشود، مهمترین اثری که خواهد داشت این است که قدرت چانه زنی برای طیف اقلیت اصولگرایان به حداقل رسیده و فرصت مناسبی در اختیار اصلاح طلبان - برای امید داشتن به ائتلاف با اکثریت - قرار می دهد.
ج ) اصولگرایان بر دو طیف فعلی باقی بمانند.
سخت ترین حالت عدم ائتلاف دو طیف اصولگراست که در اینصورت برد قطعی برای اصلاح طلبان و منفعت نسبی - حداقل در ابقای دکتر قالیباف - برای طیف اکثریت خواهد بود .
