بسم الله الرحمن الرحیم
با ابراز تاسف از اینکه هر از گاهی این قبیل تفکرات نادرست و ناقص و غیر مستند که خاستگاه شیعی ناب ندارد ، از تریبونهای مهم و افراد سرنشاس منتشر میشود به ذکر دو نکته پیرامون ظهور حضرت حجت سلام الله علیه بسنده میکنم به امید آنکه چشم دل باز و زمینه اولیه ظهور را در وجود خویش ایجاد کنیم که زمان به سرعت در گذر و فرصتها یک به یک از کف میروند.
نکته اول : مبانی اعتقادی
بر اساس آیات و روایات متعدد غیبت کبرای حضرت از یکسو و گسترش فساد و ظلم در همه جهان از سوی دیگر، بر همه مومنان و کفار حجت را تمام میکند و در روایات و ادعیه متعدد از ایشان بعنوان شمشیر برّا ن خدا، منتقم، طالب خون و از این دست عبارات نامبرده می شود. همچنین در بسیاری دیگر از روایات و ادعیه، شیعیان و منتظران حقیقی به ایجاد و حفظ آمادگی- خصوصا آمادگی نظامی -برای ظهور حضرت توصیه گردیده و سیره ائمه هدی - علیهم السلام- و بزرگان و دین در طول تاریخ تشیع آمادگی برای قیام و برپایی عدل بوده . برخی از این مستندات را مرور میکنیم
برخی آیات در این زمینه:
- بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین ( هود 87)
روایات در خصوص این آیه شریفه و اشاره صریح به جنگ و نبرد نهایی و جهانی در هنگامه ظهور پر تعدادست؛ برای نمونه مراجعه شود به ( بحارالانوار جلد 52 صفحه 191 و اعلام الوری صفحه 463 و کشف الغمه جلد 2 صفحه 534 و ... )
- ان نشاء ننزل علیهم آیه فظلت اعناقهم لها خاضعین (الشعرا آیه 4)
روایات درباره این آیه و اتفاقاً مربوط به زمان ظهور و تحرکات سفیانی و قیام و جنگ حضرت علیه او متواتر و پر تعداد است ( مراجعه شود به کافی جلد 8 صفحه 310 و بحارالانوار جلد 51 صفحه 48 و جلد 52 بحارالانوار و...)
- وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون (الشعرا 227)
در ذیل آیه رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم- فرمودند:« پیکار با منکران خدا و دشمنان حق بر عهده علی و جانشینان اوست که اوصیاء من هستند» ...( بحارالانوار ج 36 صفحه 255( و همچنین فرمایشی از حضرت امیر - علیه السلام- در اینباره ( بحارالانوار ج 53 صفحه 78) و همچنین فرمایشی دیگر از حضرت رسول درباره این آیه و ارتباط آن با حضرت حجت و قیام ایشان ( اعلام الوری صفحه 426)
برخی روایات در این زمینه:
- ... و اسألکم بحق الله و حق رسوله صلی الله علیه و آله و بحقی فان لی علیکم حق القربی من رسول الله الا اعنتمونا و منعتمونا ممن یظلمنا فقد اخفنا و ظلمنا و طردنا من دیارنا و ابنائنا و بغی علینا و دفعنا عن حقنا و افتری اهل الباطل علینا فالله الله فینا لا تخذولنا و انصرونا ینصرکم الله تعالی» و از شما می خواهم به حق خدا و رسول خدا و حقی که بواسطه قرابت با رسول الله بر شما دارم ما را یاری کنید و از جفایی که بر ما شده جلوگیری کنید. حقوق ما را پنهان ساختند و بر ما ستم کردند و ما را از وطن خویش آوره کرده و از پدرانمان جدا نمودند و بر ما حیله و نیرنگ نموده و اهل باطل بر ما دروغ بستند. از خدا بترسید و ما را خوار نکنید و مار را یاری کنید تا خدا یاورتان باشد. ( فرازهایی از اولین سخن حضرت در هنگامه ظهور در حالیکه تکیه به دیورا کعبه داده اند غیبت نعمانی باب 14 حدیث 67)
- ...این المعد لقطع دابر الظلمه این المنتظر لاقامه الامت و العوج این المرتجی لازاله الجور و العدوان ... این قاصم شوکه المعتدین این هادم لبنیه الشرک و النفاق این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان این حاصد فروع الغی و الشقاق ... این الطالب بذخول الانبیاء و ابناء الانبیاء این الطالب بدم المقتول بکربلاء ... این معز الاولیاء و مذل الاعداء این امنصور علی من اعتدی علیه و افتری ...
- آیا ذلیل و خوار کردن دشمنان خدا، انتقام خونهای به ناحق ریخته انبیاء و اولیای الهی، ریشه کن کردن ظلم و فساد و نفاق و ... دیگر فرازهای مذکور با گفتگو و مذاکره امکان پذیراست؟؟؟ آیا قتله کربلا و تابعینشان جز حرامیان و دشمنان خدا هستند که بشود با آنها صلح و مذاکره کرد و آیا زمان کافی برای توبه و تسلیم در اختیار نداشته اند؟؟؟ ( دعای شریف ندبه )
- عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ مَنْ قَرَأَ بَعْدَ كُلِّ فَرِيضَةٍ هَذَا الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ يَرَى الْإِمَامَ محمد بْنَ الْحَسَنِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ السَّلَامُ فِي الْيَقَظَةِ أَوْ فِي الْمَنَامِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَايَ صَاحِبَ الزَّمَانِ ع أَيْنَمَا كَانَ وَ حَيْثُمَا كَانَ مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا عَنِّي وَ عَنْ وَالِدَيَّ وَ عَنْ وُلْدِي وَ إِخْوَانِي التَّحِيَّةَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ هَذَا الْيَوْمِ وَ مَا عِشْتُ فِيهِ مِنْ أَيَّامِ حَيَاتِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ نُصَّارِهِ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِيهِ فِي أَيَّامِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ اللَّهُمَّ فَإِنْ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي شَاهِراً سَيْفِي مُجَرِّداً قَنَاتِي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اكْحُلْ بَصَرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ اللَّهُمَّ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ طَوِّلْ عُمُرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَكَ فَإِنَّكَ قلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِيَّكَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى لَا يَظْفَرَ بِشَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلَّا مَزَّقَهُ وَ يُحِقَّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ يُحَقِّقَهُ اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِظُهُورِهِ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَرَاهُ قَرِيباً وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
در فراز مهمی از این دعا می خوانیم خدایا اگر مرگ من بر ظهور حجتت پیشی گرفت در زمان ظهورش مرا زنده کن در حالیکه کفن پوش باشم و شمشیرم برای مبارزه با دشمنان او در دستم باشد و ... ( مستدركالوسائل ج : 5 ص : 75)
نکته دوم : درباره علائم ظهور
نکته دوم پیرامون برخی علائم و نشانه ها و وقایع پیش از ظهور است که علیرغم میل باطنی و صرفا در جهت روشنگری در مورد انحراف و نقص و خطای عقیده مذکور بدان اشاره میکنم :
ظهور امام عصر علیه السلام واجد مراحل متعددیست که در 3 یا 4 مرحله کلی قابل بیان است
مرحله اول که به نوعی زمینه سازی کلی از نظر سیاسی، اجتماعی و اعتقادی برای ظهور است و چندین سال قبل از ظهور اتفاق می افتد و که بنابر اسناد موثق و شواهد عینی موجود پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران است .
مرحله دوم که به ظهور انفسی مشهور است به مدت زمان چند ساله قبل از ظهور (شش سال) گفته میشود که قلوب منتظران حقیقی متوجه این امر مقدس و حتمی گردیده و ایشان رفته رفته در پی زمینه سازیهای فردی و اجتماعی و تبلیغ "نزدیکی امر فرج" مبادرت می نمایند.
مرحله سوم با دو اتفاق بزرگ در صحنه جهان همراه است که اتفاق اول ظهور و قیام دشمن ترین فرد با حضرت، یعنی سفیانی ( عثمان بن عنبسه) ملعون در ماه رجب و از بلاد شام است (البته این قیام خود مراحل مقدماتی و زمینه هایی دارد ) و اتفاق دوم در ماه مبارک رمضان است (نیمه ماه یا یکی از شبهای قدر ) که به صیحه آسمانی مشهور است و آن نداییست که حقانیت حضرت و نام و نسب ایشان را اعلام می نماید و برای همه جهانیان قابل شنیدن است که عکس العملهای متعددی در قبال آن اتخاذ می شود .
مرحله چهارم و نهایی ظهور علنی حضرت در محرم الحرام همان سال و در حالیکه حضرت مداوماً در حال تغییر مکان زندگی هستند و از رعب و ترس از دشمنان و اینکه ایشان قبل از ظهور و انقلاب جهانی به شهادت برسند پس از این اعلام جهانی برای ظهور دوباره غیبت کوتاهی را شروع می کنند که که حداکثر 9 ماه به طول میانجامد تا حکومت منطقه ی سفیانی به 15 بالغ می شود و در این موقع جنگ بین سپاهیان سفیانی و سپاهیان حضرت بوقوع می پیوندد.
لازم به ذکر است اگر چه زمینه ظهور و آشنایی جهانیان با انقلاب جهانی حضرت در مراحل مختلف فراهم گردیده اما پس از جنبش سفیانی و صیحه آسمانی و در پی تبیلغات وسیع و روشنگری منتظران حقیقی که توجه جهانیان را به حجاز و خصوصاً مکه بیشتر می کند و همچنین ظهور اولیه و اعلان جهانی نهضت حضرت توسط خود ایشان در محرم آن سال و غیبت مجدد ایشان اکثریت مردم جهان ندای عدالت خواهی و پیروی از منجی را سر خواهند داد اگرچه مخالفان متعددی که عمدتا مستکبرین و یهودیان و دستگاه های حاکمه هستند با این روند گرایش به مهدویت و قیام جهانی حضرت مقابله می کنند.
در چند ماه ماقبل ظهور، نقش فعال جمهوری اسلامی، مبارزین یمنی و همچنین انقلابهای اسلامی دیگر در سراسر جهان خصوصاً مصر در کنار فعالیت شدید سپاهیان سفیانی، تحرکات شدید حکومت عربستان و همچنین نیروهای خارجی حاضر در خاورمیانه انکار ناشدنی ست. اما آنچه از تمامی این موارد مهمتراست ورود سپاهیان سفیانی به مدینه و کشتار و قتل و غارت زیاد در آنجاست در این زمان حضرت متواری گشته و به مکه یا مکانهای امن دیگری عزیمت می کنند و جالبست در این ایام سپاهیان سفیانی، نیروهایی از خارجیان حاضر در منطقه و همچنین عوامل اطلاعاتی و امنیتی عربستان بدنبال حضرت و یکی از نزدیکترین یاران ایشان مرتکب این جنایات می شوند .
از دیگر موارد مربوط به زمینه قیام حضرت کشته شدن فرستاده خاص حضرت بسوی مکه است که ایشان موظف به قرائت پیام جهانی حضرت هستند که بعد از شناخته شدن توسط عوامل مذکور و دشمنان حضرت به طرز فجیعی به شهادت می رسند. این سید بزرگوار مشهور به (نفس زکیه) هستند. بنابر روایات متعدد در پی این جنایت که بر زمین و آسمان گران می آید امر فرج صادر گردیده و حضرت پس از 15 روز شخصا بیانات جهانی خود را از مکه و خانه خدا اعلان می نمایند و در اولین گام شهر مکه مکرمه به تصرف یاران حضرت در میآید. در این هنگام سپاهیان سفیانی برای سرکوبی انقلاب حضرت راهی مکه هتسند که بلای آسمانی خسف ( که از علائم قطعی ظهور است) گرفتار شده و همگی در زمین فروبرده می شوند. پس از این واقعه که در قرآن ( نحل45-46) نوید آن داده شده حضرت با سپاهیان خود به سمت مدینه حرکت نموده و برای آزادسازی آنجا اولین نبردهای ایشان آغاز می گردد؛ و پس از فتح کامل عربستان جنگهای جهانی و چند ساله حضرت با سفیانی و دیگر دشمنان در عراق و ممالک دیگر آغاز می گردد.
ان شا الله ( برای اطلاع از منابع روایی به کتب شریفه بحار الانوار جلدهای متعدد خصوصا جلد 52 ، غیبت نعمانی، غیبت طوسی، غیبت مفید، ملاحم و فتن ابن طاووس، اعلام الوری طبرسی، الزام الناصب حائری یزدی و دیگر منابع مراجعه نمایید همچنین اطلاعات مستند و مفید فراوانی در سایت وزین موعود www.mouood.org در دسترس بازدیدکنندگان می باشد)
پس سیر و تحقیق و تفحص در بسیاری آیات و روایات و ادعیه دیگر که از حد شمارش خارج است، و در باب ظهور نازل و صادر گشته در می یابیم هرگز سخن از صلح و مذاکره به میان نیاورده اند و مهلت کفار و منافقین و فساق را تمام شده اعلام نموده و روز مرگ و از بین رفتن باطل را بشارت داده اند و جنگ و خونریزی آنقدر ادامه خواهد یافت که برخی از شیعیان نیز زبان به گلایه خواهند گشود. البته اینکه مبنای انقلاب حضرت و تمامی انبیاء و اولیاء عقلی و شرعی است جای شک و شبهه نیست - گرچه منظور از عقل حجت خدا و رسول باطنی اوست نه یک مشت الفاظ و براهین بشر ساخته که با اصول سست و مادی محور فلسفه امروز به هم بافته شده اند- اما این قطعا به معنای دوری از جنگ و نشستن بر سر میز مذاکره نیست .
فراموش نکنیم اگر پیامبر اعظم در برپایی حکومت اسلامی و امیر المومنین در مقابله با بدعتها و تشکیل حکومت عدل صرفاً به بحث و محاجه اکتفا فرمودند خلف صلاحشان و خاتم الاوصیاء حضرت بقیت الله نیز چنان خواهند کرد که قطعاً و یقیناً آنگونه نبوده و قدرت شمشیر بینی کفار و منافقان را به خاک مذلت خواهد کشاند. " و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا" ( الاسراء 81)
بواقع باید از ساحت حضرات معصومین و خصوصاً حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - بخاطر این عقاید بی اساس عذرخواست باید از اینکه رسماً سیره حضرتش تحریف می شود شرمنده بود و از همه سخت تر و رنج آورتر که اینگونه سخنان اگرچه مسبوق به سابقه است، اما این بار از کنگره یی جهانی که بنام آخرین منجی و تبلیغ و ترویج افکار و منش اوست منتشر گردیده است سرافکنده گشت.
در پایان بر هر قلب امیدوار و مومن و هر ضمیر پاک و خداخواه واضح و مسلم است که جهان پر فساد امروز که مظلومان و حق طلبان گروه گروه به شهادت می رسند و حقوقشان پایمال می شود و دشمنان اسلام از هیچ قتل و غارت و جنایتی فروگذار نمی کنند براستی مضحک و به دور از هر عقیده سالم و منصفانه یی است که منتقم انبیاء و اولیاء پس از صدها سال غیبت و انتظار برای بازپس گیری حق و برافراشتن پرچم توحید و عدل، به مذاکره و سخن پراکنی و صلح و مسالمت روی آورد. از خدا میخواهیم همه ما را بر معارف حقه آشناتر و قلوبمان را از انحراف و کژی و ترس خالی نماید و توفیق طلب ثارالله را بر ما ارزانی فرماید و دین ما را حسینی قرار دهد که: یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم ...فاسئل الله الذی ... ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم ...(زیارت عاشورا)