1- براستی در این فضای بی تقوا چقدر سخت است نوشتنِ تحلیل سیاسی و گفتن از حق و راستی؛ اما چاره چیست؛ باید در هرحال مدافع مظلوم بود و بر ظالمین تاخت که این فلسفه ي وجودی ماست و لاغیر.

2- هدف از این نوشتار نشان دادن خط نفاق پیچیده ایست که با اهدافی خاص در این برهه از زمان که پیچیده ترین و حساس ترین دوران جمهوری اسلامیست به تکاپو افتاده اند تا ولایت مطلقه فقیه ‍، رکن نظام اسلامی را هدف قرار دهند . اما مهمترین مشکل و مانعشان در این راه ، خدمات صادقانه و ولایتمدارانه ي علمدار ولی فقیه است که راه ضربه زدن را برایشان تنگ و بلکه مسدود کرده است تا جاییکه برای رسیدن به مقصود شوم خویش ناچار به پنجه کشیدن به روی علمدارند تا شاید با همراه کردن عده ای از غفلت زدگان و ایجاد جریانهای کاذب تبلیغی و توسل به ترور شخصیت و جنگهای پنهانی ، راه نزدیکتر شدن و ضربه زدن به رکن نظام اسلامی را برای خویش هموار کنند که بی شک زهی خیال باطل !

در طول سی سال انقلاب اسلامی ، هیچکس به اندازه ي دكتر احمدي نژاد، خدمت صادقانه و ولایت مدارانه نکرده است تا شامل این همه تقدیر و توجه ولی فقیه و مورد تایید مکرر ایشان قرار گیرد. او نه تنها رئیس جمهور محبوب و مردمی و رئیس دولت عدالت محور است ، بلکه در واقع علمدار ولایت فقیه و نشاندهنده خواست و شیوه حکومتداری ایشان است و

همانطور که در روزهای نخستین ریاست جمهوریش گفته بود و در 4 سال گذشته بخوبی اثبات کرد ، سرباز مطیعی بود که هدف اصلیش از ورود به میدان ، دفاع از ولایت و به جان خریدن تیرهاییست که ولی فقیه را هدف گرفته اند .

رهبر معظم انقلاب پیش از انتخابات خرداد 76 درباره مدیریت اجرایی مملکت عبارتی کوتاه فرموده بودند که : "هیچکس برای من آقای هاشمی نمی شود" و اگرچه این جمله بارها خصوصا در زمان فرارسیدن انتخابات های مختلف ، دستاویزی برای افراد و احزاب طرفدار آقای هاشمی بود اما هیچگاه توضیحی درباره ي آن ارائه نشد تا منظور رهبری معظم فهمیده شود؛ تا اینکه معظم له در مهمترین فرازهای خطبه های تاریخی شان در 29 خرداد 88 با اشاره به اختلافاتشان با آقای هاشمی و همچنین اختلافات متعدد دکتر آحمدی نزاد با آقای هاشمی در مسائل اقتصادی و ... تصریح نمودند نظر آقای احمدی نژاد به نظر رهبری نزدیکتراست و این جمله زماني از زبان رهبری جاری می گشت که دکتر احمدی نژاد از یک امتحان سخت و سنگین 4 ساله با سربلندی و موفقیت تمام که دهها بار به تایید و امضای رهبر معظم انقلاب اسلامی رسید، بیرون آمده بود .

بی شک پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات دهم ، نشان دهنده ي رأی مردم به حکومت اسلام و تبعیت از شیوه حکومت ولایی بود و او بعنوان علمداری رشید و امین انتخاب گشته بود تا در 4 سال دوم بر همان شعارها و رفتارها پای بفشارد و بتها و دشمنان دیرین اسلام و انفلاب را درهم بشکند و حالا این علمدار برای شروع دور جدیدی از خدمت که مبارزه با فقر و فساد و تبعيض لازمه و خمیر مایه اصلی آنست ، به بازسازی نیروهای تحت امر خویش مبادرت ورزیده و با همان علم و ایمانی که چنین رفتار عدالت طلبانه ای را برایش رقم زده ، به هر انتخاب و انتصابی دست خواهد زد .

1- این روزها که التهابات انتخاباتی ِ بوجود آمده توسط دشمنان و منافقین و فریب خوردگان رو به افول است ، شاکله دولت دهم مورد مداقه سیاسیون قرا می گیرد تا هرکس به زعم خویش امدادرسان دولت عدالت محور باشد. اما در نگاهی متفاوت ، آنها که اظهار نظری در این خصوص می کنند سه گروهند:

اول آنها که انصافا دغدغه ي عدالت و یاری عدالت گستران را دارند و آنچه می دانند را در طبق اخلاص نهاده و به منتخب دهم عرضه می کنند. اما گروه دوم کاری به عدالت و عدالت گستر ندارند و صرفا بر اساس علم یا تجربه سیاسی خود و یا گرایشات سیاسي شان گزینه های مورد نظر خویش را پیشنهاد می دهند و یا انتصابها و انتخابهای احتمالی رئیس دولت دهم را نقد می کنند. اما گروه سومی هم وجود دارند که علیرغم شعار اصولگرایی و همراهی با دولت نهم (و البته دهم) ، مبنای کارشان کاملا متفاوت و صد البته مشکوک و ناصحیح است . این گروه که بعضا مشهور و صاحب نام و یا صاحب عناوین و مشاغل نسبتا مهم هم هستند، نه در پی بسط عدالتند و نه بدنبال ارائه نظریات علمی و تجربی ؛ بلکه دو هدف آشکار و نهان دارند که از فحوای کلام و نوشتارشان بخوبی هویداست. اولين هدفشان جلوگیری از محبوبیت و اقتدار روزافزون دکتر احمدی نژاد است که برخلاف انتخابهای دو دهه اخیر مردم کاملا مردمی و غیر حزبی بر بلندای قدرت و به قول خودشان خدمت برگزیده شده است؛ دوم احتمال رویارویی سیل عدالتخواهی به مدیریت دولت دهم و شخص دکتر احمدی نژاد است که در کنار جهانی کردن شعار عدالت خواهی در بیرون مرزها و در افتادن با اژدهای هفت سر فقر و فساد و تبعیض در داخل مملکت اسلامی مان ، رفته رفته به سراغ حامیان پنهان مافیای قدرت و ثروت نیز خواهد رفت . از این روپيشنهادها يا انتقادهاي اين گروه سوم ، نه تنها خیرخواهانه و کارشناسی شده نیست ، بلکه صرفا تیری به سمت عدالت است .

انتصاب آقای مشایی بعنوان معاون اول رئیس جمهور، بزرگترین میدانی بود که این سه گروه ، خود و افکار و نیاتشان را بوضوح نمایش دادند . عده ی از بزرگان و سیاسیون بنا را بر رعایت تقوا گذاشته و به صرف طرح نظر انتقادی خویش آن هم به همراه دلایل منطقی بسنده کرده و سابقه درخشان دکتر احمدی نژاد در ولایتمداری و خدمت بی ریا را نادیده نگرفتند . عده یی دیگر بی توجه به رعایت حقوق و حدود فقط انتقاد کردند و دلیلی هم جز حرفهای رایج که عمدتا ساخته و پرداخته همان گروه سوم است نداشتند و دور از ذهن نبود کسیکه بی تقوایی میکند و دلیل موجهی برای انتقاد خویش ندارد ، به هر ناسزا و ناشایستی دست اندازد . اما گروه سوم که هدف اصلی این نوشتار هشدار نسبت به خطر آنها و رفتار منافقانه شان است همچون گروه دوم - که متاسفانه بسیاری از نظریه پردازان مومن و انقلابی را شامل میشد - ساده لوحانه رفتار نکرد . اینها که هدفشان جلوگیری از کوتاه شدن دستانشان از بیت المال و مقامهای غصبی و تریبونهای منیّت و آلاف و الوف ظاهرا قانونی است ، پا را فراتر از انتقاد به یک انتصاب نهادند. آنها در وهله اول یادداشت محرمانه رهبر معظم انقلاب که صرفا ريیس جمهور محترم را مورد خطاب قرار داده است را منتشر کردند . سپس بی آنکه به محرمانه بودن آن نامه و غیرقانونی بودن انتشارش اشاره کنند، مسئله را اینطور وانمود کردند که تاخیر در اجرای این حکم به معنای تبعیت نکردن از ولایت است . پس آنچه باعث این تخطی شده میبایست آنقدر مهم باشد که دکتر احمدی نژاد چنین ریسک بزرگی را مرتکب شده است .

این جريانات زنجیره ای که نمیتوانست اتفاقی باشد و بیشتر شبیه یک توطئه ي حساب شده و از قبل برنامه ریزی شده بود، به همان دو حلقه منتهی نشد و حلقه های بعدی که ترور ناجوانمردانه شخصیت آقای مشائی و پس از آن زیر سوال بردن مهمترین ویژگیهای دکتر احمدی نژاد بود را به حلقه های پیشین اضافه کرد و بسیاری از دلسوزان و منتقدین که انگار یادشان رفته بود باید رعایت تقوا ملاک گفتار و نوشتارشان باشد تحت تاثیر این حلقه های فریبنده و گمراه کننده به سربازان بی جیره و مواجب آن خط نفاق و آن دشمنان عدالت مبدل شدند.

اما این هم پایان ماجرا نبود و نیست ؛ منافقان ِ جای گرفته در جناح اصولگرا حلقه ی دیگری از این توطئه ي شوم را به میانه کارزار مباحث سیاسی فرستاد که اوج نفاق و البته ترس آنها از عدالت را نیز نمایان میکند . آنها که خود ، تا چندی پیش اما و اگرهای علمی و فلسفی برای جایگاه ولایت مطلقه مطرح میکردند و در عمل هم مواضع صریح رهبر معظم انقلاب را درباره نتیجه انتخابات دهم برنتابیده بودند، اكنون ولایتمداران خودگفته ای شده بودند که ولایتمدارترین فرد جمهوری اسلامی یعنی دکتر احمدی نژاد را محکوم به عدم تبعیت از حکم ولایتی رهبر انقلاب کردند .

2- اما واقعیت ماجرا چیست ؟ واقعیت ماجرا مخالفت مرموزانه و پنهانی منافقان فرانوینی است که پس از شکست سنگین دشمنان خارجی و داخلی در حماسه بزرگ 22 خرداد 88 جایگاه خود را خطر می بینند و جدیت دکتر احمدی نژاد در رویارویی با هر نوع فساد آنها را بر این داشته تا در یک پیش دستی ابلهانه مانعی سخت و شاید همیشگی بر سرراه دولت دهم ایجاد کنند تا خود بتوانند به رویه منافقانه و پنهانی خویش در مخالفت با ولی فقیه و روشهای انقلابی او که اینک در عملکرد دولت هویدا گشته است ادامه دهند . بی شک مخالفت آنها با علمدار ، مخالفت با فرمانده و رهبر است و این تلاش مذبوحانه از سر ناچاری و ناتوانی و عدم جرأت مقابله با رکن انقلاب است .

بی شک اگر دولت دهم چه در کابینه و چه در رده های بعدی مدیریت ارشد خود ، از عدالت محوران و ولایت مدارانی که حساسیتهای امروز انقلاب اسلامی را درک میکنند بهره بگیرد، دو نتیجه قطعی خواهد داشت : اول خدمت بیشتر و بهتر به مردم و دوم کوتاه شدن دست متجاوزان به بیت المال و مافیای قدرت و ثروتی که خود را مالک انقلاب میدانند و این فقط با بسط ید دکتر احمدی نژاد در بکارگیری یاران خویش میسر خواهد شد. لذا آن گروه نفاق پیشه ، برخورد حتمی با خویش را به عینه خواهد دید و رویه حضورش در مسئولیتهای مختلف نظام اسلامی را پایان یافته خواهد شمرد. پس بدیهیست با به راه انداختن این اتفاقات زنجیره ای در پی ناتوان سازی دولت دهم و شخص دکتر احمدی نژاد است و این را هم باید گفت که متاسفانه از آنجا که درایت و تیزهوشی لازم از سوی بخشی از اصولگرایان و سیاسیون ولایتمدار دیده نشد بیم این هست که حلقه های دیگری از این فریبکاری در چند روز آینده به صحنه مباحث سیاسی مرتبط با انتصابات و انتخابات ریاست محترم جمهوری آورده شود و از این پس نیز حلقه های دیگری از طرح خود را که درباره پیشنهاد برخی از وزرا از سوی رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی و همچنین انتصاب استانداران و مدیران ارشد دولتی به زنجیره فعلی بیفزاید .

 

3- همه دلسوزان و مدعیان پیروی از ولایت فقیه باید بیش از همیشه بر تقوای خویش مراقبت کنند که پیروی از رهبری و دفاع از ولایت بدون تقوا ممکن نیست . نمیشود بنده غیر خدا بود – هرچند در یک نوشته و یک اظهار نظر- اما مدافع حقیقی ولی فقیه بود و دوست و دشمن او را بخوبی و بدرستی شناخت . یادمان نرود آنها که شایعه شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را در جنگ احد منتشر کردند، با آنها که فریب این توطئه را خوردند هر دو در شکست اسلام در آن جنگ سهیم بودند و امروز آن شایعه، ترفند اصلی دشمنان داخلی و به تبعشان استکبار جهانیست . چرا که ولایت فقیه و فرماندهی انقلاب ، با علمدار رشید و توانایی که دارد ، به سرعت در حال پیشروی و کسب فتوحات شگفت انگیزیست که دوست و دشمن ، در كل جهان به آن اذعان دارند. والسلام

 

 

1- "اگر كسى ايراد و انتقادى هم دارد، نبايد آن را طورى مطرح كند كه تلاش مديري را براي انجام هرچه بهتر وظايفش را تضعيف كند.اختلافات غالباً از هوسهاى نفسانى برمي خيزد. اگر كسى بگويد اين عمل من كه اختلاف‏انگيز بود، تفرقه‏انگيز بود، براى خداست، اين را باور نكنيد. تفرقه‏ى بين مؤمنين كارِ خدائى نيست، براى هدفِ خدائى انجام نميگيرد؛ كار شيطانى است. ايجاد بغضاء و كينه بين مؤمنين، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدائى نيست. كار خدائى ، همدلى است. يك نفر يك كارى دارد، مسئوليتى را بر عهده گرفته، ديگران بايد كمك كنند تا كار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذكر دهند؛ اما نگذارند او تضعيف شود. كسى كه اين عَلم را بر دوش كشيده و بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكى عرقش را پاك ميكند، يكى بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كسانى كه در عرصه‏ى سياست و در عرصه‏ى فرهنگ و در عرصه‏ى رسانه و در عرصه‏هاى گوناگون نقش و حضورى دارند". (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از مداحان و ستايشگران اهل‏بيت (عليهم‏السّلام ( 4/4/1387)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group