بسم الله الرحمن الرحیم

 

تشکیل نظام جمهوری اسلامی به دست توانای امام خمینی (ره) برترین شخصیت جهان اسلام و تشیّع پس از اهل بیت علیهم السلام که بر اساس اسناد و شواهد متعدد و غیر قابل انکار زمینه ساز اصلی ظهور منجی عالم بشریت حضرت امام مهدی ارواحنا فداه است...

بسم الله الرحمن الرحیم

فتنه بزرگ

تشکیل نظام جمهوری اسلامی به دست توانای امام خمینی (ره) برترین شخصیت جهان اسلام و تشیّع پس از اهل بیت علیهم السلام که بر اساس اسناد و شواهد متعدد و غیر قابل انکار زمینه ساز اصلی ظهور منجی عالم بشریت حضرت امام مهدی ارواحنا فداه است ، تنها حکومت برپا شده پس از حکومت 5 ساله امام علی علیه السلام بر اساس تعالیم قرآن و عترت است که  به کانون بیداری و هدایت مستضعفین سراسر جهان بدل گشته و نوید اضمحلال مستکبران و طواغیت دوران را در گوش عالیمان پیچیده است .

دشمنی با این شجره طیبه از سوی دشمنان اسلام و علی الخصوص صهیونیزم جهانی ، واقعیت ملموس و مجربی است که از بدو پیدایش این نهضت الهی و بلکه پیش از به ثمر رسیدن آن به شکل و شیوه های مختلفی تحقق یافته است از تشکیل دولتهای فریب در هنگامه سقوط رژیم منحوس پهلوی تا تحمیل دولت ضد ملی در اوان انقلاب اسلامی گرفته تا دامن زدن به اختلافات قومی و براه انداختن کوتاهای شبه نظامی و توسل به ترور و حذف فیزیکی نخبگان و بزرگان انقلاب نوپای اسلامی توسط منافقین و در نهایت تحمیل جنگ هشت ساله از سوی رژیم بعثی صدام معدوم که با حمیات نهان و آشکار تمامی سردمداران زر و زور و تزویر حمایت و مدیریت شد . اما در کنار همه این برخوردهای مستقیم و دشمنی های آشکار صهیونیزم جهانی با نفوذ دادن مهره های خائن در بدنه نظام اسلامی به جنگ پنهان نیز مبادرت ورزید و از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی با پشتیبانی اطلاعاتی و مالی از عناصر خودفروخته و ضد اسلام و انقلاب ، سعی در انحراف جریان حیات بخش انقلاب اسلامی داشت که در مقاطع مختلف با درایت رهبری نظام از دستیابی از اهداف شوم خود بازماند . بررسی این جنگ پنهان بازگو کننده داستان ریزش انقلابی نماها ، خودباختگان ، فریب خوردگان  و دنیا طلبانی ست که سربازهای دشمن اسلام و انقلابند و در ظاهر عناصر خودی داخل نظام اما منافق ودر رده های مختلف فکری و اجرایی بیشترین و سختترین دشمنی ها را با نظام اسلامی محقق میکنند . شناخت این جنگ تمام عیار صهیونیزم جهانی که در داخل مرزهای سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی  با نظام  اسلامی  در جریان است  ، محتاج روشن بینی و بصریتی الهی ست که عامل اصلی مصونیت نیروهای انقلاب در عرصه های مختلف است .

اهم اقدامات در سایه ی دشمن جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته عبارتند از :

فریب برخی از بزرگان در صدر انقلاب که بعضا از عالمان طراز اول شیعه بودند ، تاکید و تکیه بر شعار جدایی دین از سیاست خصوصا در بین نخبگان دینی ، تحمیل رئیس جمهور ضد ولایی ، رسوخ عناصر نفوذی با تفکرات انحرافی و التقاطی در دستگاه مختلف خصوصا دستگاه اجرایی ، تحمیل قائم مقام رهبری ، ایجاد انشقاق در بدنه روحانیت ، تحمیل صلح ناخواسته و نابجا پس از هشت سال جنگ و دفاع غرور آفرین ، گسترش تفکر لیبرالی خصوصا در امور اقتصادی و به بهانه بازسازی و سازندگی ، نفوذ عناصر مطرود و منحرف فکری و فرهنگی در قالب اندیشمند ، ادیب ، هنرمند و ... با هدف دین زدایی ، تصرف بخشی از قوای مقننه و مجریه و القای رای ضد اسلام و ولایت مردم بعد از انتخابات خرداد76 با هدف اثبات ادعای دروغین حاکمیت دوگانه و تنزل شان ولایت مطلقه فقیه به نظارت و ...

گرچه در ظاهر فرآیند این دشمنی پنهان از اجزای نا متجانس و ناهماهنگی تشکیل شده است اما در یک نگاه راهبردی و بهره مندی از دشمن شناسی صحیح و دقیق روشن میشود که تمامی این موارد حلقه های بهم پیوسته ی زنجیره براندازی نرم نظام اسلامی بدست نیروهای بظاهر خودی و انقلابی ست تا در نهایت انقلابی ضد اسلامی در دل انقلاب اسلامی محقق شود .

در پی تحقق نسبی موارد مذکور و همزمان با پایان دوره هشتم دولت که این زنجیره به مرحله نهایی خود یعنی رویارویی مستقیم با ولی فقیه – نه جایگاه ولایت فقیه- نزدیک میشد ، بلوغ سیاسی بخشهای گسترده ای از مردم و برخی از نخبگان جامعه اسلامی خبر از تدارک برخوردی بت شکنانه با این جریان خزنده میداد که خود مهمترین عامل شکل گیری جناحین سیاسی شرکت کننده در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود . در یکسو برآمد رویش بزرگ انقلاب و ظهور نخبگان بصیر سیاسی با نامزدی دکتر محمود احمدی نژاد قرار داشت و در سوی دیگر مجموعه ای متشکل از انقلابیها و ولایتمداران کم بی بصیرت ، سست عنصران نفوذی در جبهه اصولگرایی و نمایندگان مدیریت ضد بصیرت و  ضدولایت که هیمنه ، اقتدار و تلاش چندین ساله خود را درخطر افشاء و نابودی میدید .

فتنه بزرگ که آخرین حلقه این تقابل پنهان و خطرناک با شجره طیبه انقلاب اسلامی و بطور خاص رکن نظام اسلامی یعنی ولی فقیه آگاه ، شجاع و حکیم حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) است ؛ خود متشکل از اجزاء و عناصر پیچیده و متعددی ست که مجال وسیع و زمانبری را میطلبد اما از آنجا که شناخت وضعیت فعلی ، بصیرت بخش همه رهروان حقیقی ولایت است بنابر اختصار و در ده نکته مهم ارائه میگردد.

1-      فرض کنید در انتخابات خرداد 84 آقای هاشمی رفسنجانی با رای قاطع مردم در دور اول به ریاست جمهوری برگزیده شده بود .بی شک بعد از دوره هشت ساله سازندگی که تکنوکراتها ،سکاندار امور اجرایی مملکت بودند و بعد از هشت ساله اصلاحات که سکولارها متصدی دستگاه اجرا شدند و در هر دو دوره جز یک مقطع کوتاه – که بعید نیست سیاسی بازی و عوام فریبی طرفین بوده باشد – هماهنگی فکری و اجرایی بین هاشمی رفسنجانی با اکثر اعضای هر چهار دولت  و احزاب پشتیبانشان بود ، در این دوره جدید وزاری کابینه او فراتر از سکولارها و تکنوکراتها ، متشکل از لائیکها ، بهایی ها ، سلطنت طلبها و حتی منافقین می بود .البته اگر چه فقط این یک فرضست اما با مراجعه به اتفاقات یکسال اخیر و بلکه پنج سال اخیر و بنابر استنادات متعدد این فرض را تحقق یافته خواهیم یافت و این را هم فراموش نکنیم تشکیل چنین دولتی در نظام اسلامی تنها یک مانع اصلی دارد و آن حضور شخص ولی فقیه است نه جایگاه ولایت فقیه ؛ لذا فرضمان را اینگونه کامل میکنیم که تکیمل دوره صدارت هاشمی  که  متشکل از دوره های سازندگی (لیبرالیزه کردن نظام) و اصلاحات(سکولاریزه کردن نظام) به حضور همه طیفهای سیاسی درون و برون نظام (پلورالیزه کردن نظام) می انجامد که مساوی با حذف ولی فقیه اما حفظ این جایگاه است .

2-      تجربه حکومتها در اکثر کشورهای جهان و من جمله ایران اسلامی وجود دولت سایه را به اثبات رسانده است اما در برخی کشورها و بلکه اکثر آنها که واجد دولت سایه هستند راهبرد حداکثری ، خواست و هدف دولت سایه و راهبرد حداقلی –که تنش زایی کمتری برای رقبا و مخالفین دارد- خواست و هدف دولت ظاهری میباشد در حالیکه در تعداد کمتری از کشورها دولت سایه نام پسندیده تری برای اپوزویسون است یعنی در اینجا خواست و هدف دولت رسمی و ظاهری در تقابل با دولت سایه قرار دارد .

3-      هر قدر اقتدار دولت در تصمیم سازی ها و اجرا بیشتر باشد و اتکای آن به آرای مردمی واقعیتر و غیر رسانه ای تر باشد ، دست دولت سایه از اجرائیات بریده تر و نسبت به تصمیم سازی و سیاستگذاریهای پنهان ، متمایل تر خواهد بود و از این فراتر اگر دولت جدای از اقتدار در تصمیم سازی و اجرا ، واجد اتاق فکر و ارائه دهنده ی الگوی نوین برنامه ریزی و اجرایی باشد ؛ دست دولت سایه از تصمیم سازی و نفوذ دادن تصمیمات پنهان خود از طریق لابیها به بدنه دولت کاملا کوتاه میگردد.

4-      جمهوری اسلامی ایران تنها حکومتیست که بر اساس ملاکهای اسلامی و مستند به قرآن کریم و سیره پیامبر اعظم و اوصیاء مکرمشان ( علیهم السلام) برقرار گردیده و نقطه کانونی و هدایتگر این مجموعه عظیم و مقدس ولایت مطلقه فقیه است یعنی ضامن اسلامی بودن جمهوری اسلامی ایران وجود ولی فقیه و ولایت و هدایت بی قید و نامحدود و مطلق اوست . با توجه به این مقدمه در خواهیم یافت تحقق دولت اسلامی بعنوان سومین مرحله از اسلامی سازی و عدالت گستری نهضت امام خمینی رحمة الله علیه[1]، معنای حقیقی تبعیت دولت در تصمیم سازی و اجرا از ولی فقیه است و بنابر پیش بینیهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالیان دورتر و تصریحات مکررشان در پنجسال اخیر- از 84 تا امروز- دولتهای نهم  و دهم همان دولت اسلامی عدالت گستر تابع ولی فقیه هستند[2] .

5-      بازگردیم به فرض اولیه این نوشتار؛ هاشمی رفسنجانی نه تنها واجد اکثریت آراء در دور اول انتخابات خرداد 84 نگردید بلکه در دور دوم نیز با تحمل شکستی سخت از گردونه تصدی بالاترین مقام اجرایی کشور حذف شد و علیرغم سنت جاریه بین اهل سیاست و نامزدهای شکست خورده ، حاضر به تبریک گویی به دکتر احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران نشد  بلکه مسیر دیگری را در پی گرفت ؛ با هم مروری اجمالی بر مراحل مختلف آن میکنیم :

الف / حفظ اتحاد ضمنی بین رقبای دکتر احمدی نژاد و تمامی احزاب و گروه هایی که در جریان انتخابات 84رقیب ایشان محسوب میشدند که اکثر طیفهای سیاسی و عقیدتی موجود را در بر میگرفت .

ب / تشکیل دولت سایه و نفوذ دادن برخی عناصر اجرایی و بعضا تصمیم ساز خود در بدنه دولت نهم  با هدف تاثیر گذاری بر تصمیم سازیها و اجرائیات کلان که مهمترین خواستگاه تغییرات متعدد اعضای دولت نهم گردید .

ج /  با اخراج نفوذی های دولت سایه از دولت نهم و فتح مرکز تصمیم سازی دولت سایه که در سازمان برنامه ریزی سابق شکل گرفته بود ، روی آوری به جنگ روانی و بمب باران شدید تبلیغاتی دولت نهم که هر دو رکن تصمیم سازی و اجرا را هدف قرار داده بود آغاز شد. این جنگ رسانه ای که فراتر از متحدسازی رقبای دکتر احمدی نژاد در انتخابات 84 توسط طیف گسترده ای از عتاصر سیاسی داخل و خارجی -که بعضا معتقد به جمهوری اسلامی هم نبودند - براه افتاد جنگ احزابی[3] بود که پای دشمنان قسم خورده نهضت اسلامی را نیز به میدان باز کرد .

د / اتحاد جدید که در سی امین سالگرد تشکیل مجلس شورای اسلامی[4] به رخ کشیده شد ، مشتکل از ملی مذهبی ها ، سکولارها ، تکنوکراتها ، چپیها ، لیبرالها و برخی اصولگرایان فریب خورده و سست عنصر بود و این خبر از صفکشی عظیمی برای فتح دولت دهم را میداد که همه جز ولایتمداران حقیقی سهمی در آن داشتند .

ه /  تشکیل دولت وحدت ملی ، راهبرد اصلی این اتحاد عریض و طویل بود که پیش از انتخابات توسط عناصر به ظاهر اصولگرا و یا راست سنتی مطرح شد[5] و بدیهی بود هر یک از متحدین بنابر عقاید و مبانی تفکر سیاسی خود سهمی در این تصمیم سازی کلان و اجرای این راهبرد خواهند داشت بر همین اساس نقشه راه سه مرحله ای تبیین گردید.

ه / 1- مرحله اول که توسط حلقه نزدیکان هاشمی رفسنجانی و با کاندیداتوری محسن رضایی وارد فاز عملیاتی شد و عیناً تشکیل دولت وحدت ملی را بعنوان شعار انتخاباتی و راهبرد اصلی خود برگزید .

ه / 2- مرحله دوم که توسط دوستان قدیمی و هم پیمانان مقهور و متاثر او به منصه ظهور رسید که موسوی و کروبی عهده دار طرح و اجرای آن گردیدند و خاتمی صرفا برای جلب آرای بیشتر و در حد یک ترفند انتخاباتی به نامزدی چند روزه خود بسنده کرده و کناره گیری کرد .

ه / 3- مرحله سوم در ضمن بکارگیری حلقه نزدیکان و وابستگان و متاثرین هاشمی ،  توسط کسانی به اجرا در می آمد که دولت سایه را ناکارآمد و بلکه شکست خورده انگاشته و به تقابل با نقطه تمایز دولت اسلامی با دولتهای قبل از 84 که ولایتمداری آنست ، بپردازند .

و / فضای پرشور تبلیغات انتخاباتی که بنابر استقبالهای کم نظیر مردم از رئیس جمهور و همچنین نظرسنجیهای متعدد و مختلف خارجی و داخلی خبر از پیروزی مجدد دکتر احمدی نژاد میداد هر چه به روزهای حساس خود نزدیکتر میشد اتاق فکر و فرمان متحدین را به سمت مرحله نهایی عملیات خود سوق میداد در حالیکه برای کسب رای بخشی از مردم ناچار به طرح دو مرحله قبل و شعارهای بظاهر پسندیده تر نیز بودند .

ی / مناظره های مهم و تعیین کننده که در اوج خود به بر ملا شدن نقش پنهان هاشمی در تقابل با دولت عدالت گستر اسلامی منجر گردید ، رویارویی همه جانبه متحدین با نظام اسلامی را کلید زد بدین معنا که بعد از طی این پروسه چهار ساله که متتشکل بود از

-نفوذ عناصر دولت سایه در دولت نهم

-از دست دادن خاکریز مهم تصمیم ساز و تحمیلگر سازمان برنامه

-شکست علمی و تئوریک در مقابل ابداع شیوه برنامه نویسی و تصمیم سازی کلان توسط دکتر احمدی نژاد

-کم تاثیری تبلیغات سیاه و ضد دولت توسط رسانه های داخلی و خارجی که شروع جنگ نرم با دولت اسلامی بود

و از همه مهمتر عدم موفقیت در غیر ولایی و بلکه ضد ولایی جلوه دادن دولت نهم و شخص رئیس جمهور

متحدین برای شکست یا پیروزی احتمالی کاندیداهای خود در انتخابات دو برنامه محوری و دامنه دار که بر اساس راهبرد کلی عبور از دولت اسلامی  و با هدف حذف ولایت فقیه شکل داده و از شامگاه 22 خرداد 88 و بعد از تمرینهای چند روزه پیش از آن وارد فاز عملیاتی کردند .

اولین برنامه در پی پیروزی احتمالی هریک از نامزدهای سه گانه آنها اجرا میگردید که در قالب فرضیه و در بند اول این مقاله اشاره گردید و دومین برنامه بهانه قرار دادن تقلب در انتخابات برای حمله همه جانبه و تمام عیار به ولی فقیه و مشروعیت نظام بود (القای بحران مشروعیت )[6] که خود واجد فازهای متعددی میباشد و بنابر آنچه تا کنون اتفاق افتاده و احتمالا تحقق خواهد یافت عبارتند از :

1-      تهدید به ناامنی عمومی که صراحتا در نامه مشهور هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب اسلامی و اظهارت برخی دیگر مطرح گردید .

2-      هجمه به نقاط مشروعیت بخش نظام ( شورای نگهبان و مجلس خبرگان ) که مستقیما متصل به ولی فقیه هستند . حمله به شورای نگهبان بطور علنی و تهاجم به مجلس خبرگان از طریق تشکیل لابی و ایجاد گسست در اعضاء با هدف ضربه از درون به ولی فقیه با شعار عدم عدالت و ناکارآمدی ولی فقیه

3-       القای تقلب گسترده و تاثیر گذار با هدف طرح و اثبات شبهه "رای ضد اسلامی و ضد ولایی مردم"

4-      حمله به تشکیلات منسجم برگزاری انتخابات تا از یکسو کارآمدی دستگاه اجرای مخدوش جلوه کند و از سوی دیگر پای ناظرین خارجی برای برگزاری عادلانه !!! انتخابات بازشود تا در نتیجه قانون ناقص و ضعیف و نیازمند بازنگری معرفی گردد .

5-      جداسازی بین خواص و عوام از طریق انتشار مصاحبه های جعلی ، اخبار دروغ و بهره گیری از برخی تریبونهای رسمی و عمومی

6-      کمرنگ کردن شعار تقلب در انتخابات در کنار پررنگ شدن شعار ضعف ساختار نظام و عدم مقبولیت ( مشروعیت) مردمی که با اثبات دو طیف حداقلی و حداکثری در ضمن بیان تحقق دوگانگی در حاکمیت صریحا به نفی اسلام از سوی اکثریتی که حقشان در انتخابات ضایع شده بپردازند.

7-      ورود به فاز ناامنی اجتماعی با بهره گیری از شیوه های جنگ شهری و ارعاب و ترور که تروریستهای گروهک منافقین و برخی دیگر از گروه های محارب عهده دار میدان داری آن شده و رسانه های خود ساخته داخلی با هماهنگی و هدایت رسانه های خارجی و به رهبری رسانه استعمار پیر و شبکه های مجازی- اجتماعی شیطان بزرگ نقش پشتیبان آن را ایفا کردند .

8-      استفاده از فشارهای منطقه ای و خارجی ( دیپلماتیک و رسانه ای)

9-      بازگشت از فاز ایجاد ناامنی اجتماعی به فاز فشارهای سیاسی ، جدیدترین و شاید تنها راه ادامه چانه زنی سیاسی سران اصلی فتنه است . بی شک پیچیده ترین بخش این فتنه بزرگ نه تنها پنهان بودن سران اصلی آن در پس شعارهای منافقانه است بلکه حق انگاری آنها(نوع پیچیده ای از پلورالیزم) درباره افکار و اعمال ضد ولایی شان است که گمراهی مضاعفی را –خصوصا- برای نخبگان جامعه در پی دارد . لازم بذکرست بیانیه 17 کودتاگران سبز و نامه نگرایها و اظهار نظرهای خوشبینانه برخی افراد در تایید آن ، دقیقا اشاره به همین مرحله از فتنه بزرگ و ورود به این فاز جدید دارد .

6-      دشمنی با اسلام و جمهوری اسلامی از سوی مستکبران و جهانخواران واقعیت انکارناپذیریست که در سه دهه انقلاب در شکل و شیوه های مختلفی نمایان گشته است اما در چهار سال اخیر و با روی کار آمدن دولت اسلامی و ولایتمدار دکتر احمدی نژاد که در سیاست خارجی به اصول راهبردی ( عزت ، حکمت و مصلحت) بطور حقیقی پایبندست و از موضع اقتدار جایگاه متزلزل بین المللی مان را بازسازی نموده است راه تقابل مستقیم دشمنان را بسته و آنها به ناچار به جنگ نرم و پنهان روی آورده اند . اگرچه پیش از آن نیز جنگ پنهان آنها در جریان بود و با تطمیع و فریب و تهدید برخی مسولین و نخبگان سیاسی – اجتماعی ، نفوذ در بدنه نظام برای شان ساده تر و ضرباتشان بر پیکره این شجره طیبه کاری تر بود لکن پس از روی کار آمدن دولت نهم رفته رفته راه نفوذ مستقیم کاملا مسدود گردید و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب به جنگ نرم بعنوان راهبرد اصلی خود در کنار تهدیدهای نظامی و همچنین تحریمهای اقتصادی ، اهتمام ورزیدند .

طرح کودتای سبز با تکیه بر کودتاهای رنگین و مخملین در دیگر کشورهای مخالف سیاستهای لیبرالی آمریکا ماحصل نبرد پنهان دشمنان اصلی انقلاب اسلامی یعنی صهیونیزم جهانی به رهبری آمریکا و طرفداری انگلیس و رژیم صهیونیستی و دنباله روی برخی دیگر از کشورهای اروپایی و بعضا منطقه ای است اما دور از نظر نماند که فاز عملیاتی کودتای سبز نیازمند فضاسازی های متعدد اجتماعی ، سیاسی و امنیتی بود که ناگزیر می بایست در داخل و توسط عناصر به ظاهر خودی صورت میپذیرفت . اگرچه تحلیل انقلاب رنگی یا کودتای سبز در این مجال نمیگنجد اما محورهای اصلی این براندازی نرم و خطرناک عبارتند از :

الف / برخورداری از منابع مالی فراوان و امکان تزریق کمکهای دشمن خارج نشنین به عوامل اجرائی کودتا

ب / دسترسی به اطلاعات مهم اجتماعی ، سیاسی و امنیتی

ج / بکارگیری امکانات رسانه ای برای مدیریت کودتا و هدایت جریان برانداز

ج / از بین بردن بصیرت نخبگان داخلی و فریب دادن اقشار مختلف مردم خصوصا جوانان و دانشجویان

د / بهره مندی از حضور عناصر نفوذی در بدنه نظام و سست عنصرانی که هدف تطمیع و تهدید قرا میگیرند

ه / بهانه بزرگ و عوام فریبانه برای مردمی جلوه دادن کودتا(تقلب در انتخابات)

7-      آنچه گذشت بیانگر دو رویکرد حذفی از داخل و خارج نسبت به دولت عدالت محور اسلامی و پیشروی بسوی فتح مرتفع ترین قله جمهوری اسلامی یعنی جایگاه رفیع ولایت فقیه بلکه شخص ولی فقیه است . تحلیل هدف و عملکرد دشمن خارج نشین تکلف زیادی ندارد اما جبهه متشکله در داخل که از فریب خوردگان ، مُرجفین ، سست عنصران ، غفلت زدگان ، منافقین و رقبای جاهل و شکست خورده در انتخاباتهای پیاپی سالیان اخیر تشکیل شده است مستلزم بصیرت ، روشن بینی و دقت نظر فراوانی ست تا مبادا دوست غفلت زده بعنوان دشمن شناسانده شود و یا دشمن نفوذی دوست تلقی گردد . شاید این حساس ترین مقوله و بحثی ست که اقدامات و اظهارات هاشمی رفسنجانی را واجد معانی مختلف و حتی متضاد میکند . آیا سکوت او ، بیانیه سوال برانگیز او ، به رسمیت نشناختن دولت رسمی جمهوری اسلامی آن هم در دو دوره متوالی ، خطبه آخرین نماز جمعه او ، حضور موثر و معنادار اعضای خانواده و نزدیکان او در اکثر اغتشاشات و مدیریت پنهان او در چهارسال تقابل با دولت عدالت محور و بسیاری دیگر از موارد قابل ذکردیگر ، او را در چه جایگاهی می نشاند ؟! اگرچه پاسخ به این سوالها سخت نیست اما آنچه مهمترست اثر این قبیل اظهارت و عملکردهای اوست که به این نتایج ناگوار ختم شده است :

اللف / بستر اصلی کودتای سبز فراهم آمد.

ب/ اتحاد نامبارکی بین تمامی مخالفین نظام اسلامی ایجاد شد.

ج / بسیاری از خطوط قرمز اسلام و انقلاب زیر پا نهاده شد و مقدسات مردم هتک حرمت گردید.

د / در این فتنه پیچیده ، بزرگان و نخبگان متعددی در اثر تاثیر پذیری چند ساله شان از شخصیت آقای هاشمی در تشخیص حق و تمایز دوست از دشمن ناتوان شده اند .

ه / شیرین ترین پیروزی در ابتدای دهه چهارم انقلاب اسلامی که حضور بی نظیر و چهل میلیونی مردم مومن و انقلابی در انتخابات بود در ذائقه همگان تلخ شد .

و / دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب که علی الخصوص در 4 سال اخیر و در پی مواضع مقتدرانه و شجاعانه دولت اسلامی در مسئله انرژی هسته ای به ذلت کم نظیر و خفت باری دچار گشته بودند ، دندان طمعشان تیزتر و نمایانتر شد تا شاید در صفوف انقلابی مردم و مسولین رخنه کنند .

ز / مفسدان اقتصادی و رانت خواران و متعدیان به حق الناس و بیت المال که در چهار سال دولت نهم با شمشیر عدالت روبرو و در موضعی انفعالی قرار گرفته بودند و یک به یک موقعیتهای غصبی را واگذار میکردند در پی این اغتشاشات و غبارآلود شدن فضا با شیوه های مختلف هجمه ی گسترده ای را به عدالت محوری دولت اسلامی تدارک دیده و با ایجاد مشکلات مضاعف اقتصادی در سدد تقابل با عدالت گستری دولت و مبارزه با فساد اقتصادی برآمدند.

8-      عناصر خائن و ضد دین و میهن که در قالب گروهکهای ملی -مذهبی و سکولار بطور رسمی یا غیر رسمی در بین احزاب و گروه های داخلی  قرار داشتند ، سرپل هایی بودند که در سدد به سرانجام رساندن فتنه بزرگ برآمدند . اسلام ستیزان میهن فروشی که در لوای دروغین ملّیت ، ضربات مهلکی برپیکره ایران اسلامی وارد کرده و غفلت دوستان را با دشمنی مستکبران در هم آمیختند تا در ضمن غبار آلود کردن فضا و جلوگیری از تشخیص حق و باطل ، بستر لازم برای وقوع کودتا علیه مردمی ترین نظام جهان اما به نام مردم محقق گردد . بی شک اگر سالها قبل فرموده رهبر معظم انقلاب در تمایز خودی از غیر خودی [7] با غفلت و سرپیچی و وادادگی برخی از نخبگان سیاسی- اجتماعی معطل نمی ماند امروز این مارهای خوش خط و خال در آستین نظام اسلامی پرورش نیافته بودند و این فتنه بزرگ خاص و عام جامعه را گرفتار نمیکرد . این همه فرصت از دست نرفته بود و این همه خسارت مادی و معنوی به بار نمی آمد .

9-      یقینا آنچه امروز در پس این فتنه و در اثر پیچیدگی آن بر نظام اسلامی تحمیل میشود دشمنی و مخالفت عینی با این شجره طیبه است و جای هیچ گذشت و نرمشی در قبال آن نیست و بنابر تعالیم اسلامی ما آنکه تمهیدات قتل و کشتار را فراهم می آورد جرمش کمتر از قاتل نیست و چون فتنه بزرگتر ، اشد و سختتر از قتل است[8] پس بستر سازان این فتنه بزرگ و پیچیده به مراتب از دشمنان خارج نشین و بی نقاب انقلاب اسلامی جرمشان سنگین تر است . بی شک موسوی ، کروبی و خاتمی بعنوان عوامل اصلی فتنه آفرینی که خود بازیخورده ای بیش نیستند ، ناگزیر در کنار دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفته اند و هر حرکتشان پنجه کشیدن دیگری بر صورت انقلاب و تقابل با نظام اسلامیست اما پشت پرده نشینان و سیاست گذاران این فتنه پیچیده نه تنها جرمی سنگین تر و نقشی کلیدی تر دارند بلکه با اختیار خود و درایت ، این مسیر را انتخاب کرده اند و اگر از این روش و این معبر راهی برای ضربه زدن به ستون اصلی این خیمه گاه اهل توحید پیدا نکنند قطعا به شیوه های نرم تر و غیر محسوس تری روی خواهند آورد و این فتنه بزرگ و پیچیده آخرین اقدام آنها نخواهد بود . برای درک بهتر این فراز پایانی نوشتار دقت در جذب حداکثری رهبر معظم انقلاب کافی و وافی است یعنی آنها که آمدنی بودند حتی اگر دیر ! آمدند و آنها که نیامدنی هستند حتی اگر هنوز در همین نزدیکی ها باشند و در لباس دوست اما از راهی دیگر و با تاکتیک و راهبردی دیگر در پی سیاستهای کینه توزانه شان هستند تا به هدف اصلی خود که سرنگونی نظام ولایی جمهوری اسلامی است نائل شوند .

10-   رویارویی موثر و نتیجه بخش با فتنه بزرگ در ساختاری هرمی و منسجم تعریف میگردد که راس هرم رهبر معظم انقلاب اسلامی ، قاعده آن مردم و حد واسط رهبری و مردم ، جایگاه خواص و نخبگان هوشیار و شجاع است . اینجاست که تاکیدات مکرر رهبر فرزانه انقلاب در بیانات اخیرشان در توجه به نقش جناب عمار(ره) در فضای غبارآلود رویارویی امام علی علیه السلام با کسانی که جدای از ارتباط سببی و نسبی با پیامبر اسلام از شعارهای اسلامی و قرآنی و پنهان شدن در ورای نمادهای مقدس بهره میبردند ؛ بسیار حایز اهمیت میباشد و اگرچه پس از روشنگرایهای الهی و حیات بخش سالیان اخیر معظم له قشر جدیدی از نخبگان هوشمند و شجاع در کنار معدودی از خواص سابقه دار انقلاب ، پای به عرصه سیاست و اجتماع نهاده اند اما باید توجه داشت که نبود یا ضعف عملکرد خواص در شرایط فعلی درحالیکه ممکنست هزینه های مضاعفی را بر نظام اسلامی تحمیل کند اما از سوی دیگر به بلوغ فزاینده مردم مومن و همیشه بیدار ختم شده و نخبگان گمنام را از میان اقشار مختلف مردم به صحنه می آورد که حضور حماسی ، بی نظیر و میلیونی مردم در یوم الله 9 دی 1388 و علی الخصوص دست نوشته های متعددی که در عین اختصار قوی ترین تحلیلها را ارئه داده و عمق بصیرت نخبگان گمنام و بی شمار را هویدا ساخت نشان از همین بلوغ فراگیر دارد .

در پایان لازم به تذکر و انذار مجدد به مسوولین قانونی برخورد با براندازان است که تغییر تاکتیک کودتاگران سبز از "برخورد رویاروی و استفاده از حربه ایجاد ناامنی اجتماعی در هر شکل و نوع آن " به "برخورد و چانه زنی سیاسی" با هدف ایجاد و تحمیل حکمیّت فریبنده  که در شیبی ملایم و پس از صدور بیانیه 17 آغاز گردید هرگز در نوع تفکر براندازانه آنها تغییری ایجاد نکرده و نباید موضوع و محمل راهبرد حکیمانه "جذب حداکثری و دفع حداقلی" قرار بگیرد .برای درک بهتر این تاکتیک فریبکارانه مراجعه به بیانیه هتاکانه مرتدین خارج نشین که بخشی از اتاق فکر فتنه بزرگ هستند کفایت میکند اگرچه نامه نگاری ها و سخن پراکنی های و تحلیل های منافقانه در کنار آدرس دهی های غلط و گمراه کننده از سوی کسانی که کودتای نرم فتنه گران سبز را دعوای سیاسی و تندرویهای مضموم و در راستای اعتراض بر میشمرند موید دیگری بر تغییر تاکتیک کودتاگران از روشهای خشن به شیوه های غیر محسوس تر می باشد . مسولین محترم باید توجه داشته باشند که در این مرحله حساس – تغییر تاکتیک- برگ برنده کودتاگران بهره مندی از زمان است و هرچقدر در برخورد قاطع با سران شناخته شده و عوامل پیدا و پنهان فتنه بزرگ تعلل بیشتری از سوی قوای سه گانه و علی الخصوص قوه قضائیه صورت گیرد امکان این تغییر تاکتیکی ، آسانتر ، کم هزینه تر و غیر قابل تشخیص تر خواهد شد و اهتمام جدی و سریع به  تاکییدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر برخورد قاطع دستگاه های ذیربط با عوامل فتنه بزرگ تنها راه جلوگیری از توبه های ریاکارنه و نفوذهای مجدد در بدنه ولایتدمدار مردم و مسوولین از سوی دشمنان داخلی نظام اسلامی می باشد . و لایحیق المکر السیء الا باهله[9]

والسلام علی من اتبع الهدی

سید مهدی طباطبایی

21 دی ماه 88

 



[1] مراحل اسلامی سازی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب عبارتند از یک/سرنگونی رژیم طاوغت 2/ وقوع و استقرار انقلاب اسلامی 3/ تشکیل دولت اسلامی 4/ اسلامی سازی کشور 5 /جهانی شدن

[2]

[3] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی02/06/1387

[4] همایش سی سال قانونگذاری و نظارت 11 آذر 1387

[6]  بحران مشروعیت یکی از نظریات هابرماس است که در پروسه فتنه سبز نمود عینی یافت . اصرار سران فتنه بر وجود بحران کلید فهم و تشخیص اجرای این راهبرد از سوی آنهاست . فراموش نشود که هابر ماس در نقش یک تئوریسین بزرگ در دوران اصلاحات با حضور خود در ایران نقشه راه اصلاحات امریکایی و ضد ولایی را بوضوح ترسیم نمود.

[8] الفتنة اشد من القتل سوره مبارکه بقره آیه 191

[9] سوره مبارکه فاطر بخشی از آیه 43