از نظر مردم آقای هاشمی نه تنها واجد شرایط ریاست خبرگان نیستند بلکه مشروعیت حضور در همه مناصب رسمی را از دست داده اند و مردم بطور واضح این فهم و خواست خود را در مواقع مختلف خصوصاً اعلام مخالفت با مواضع آخرین خطبه ی جمعه آقای هاشمی، اجتماع عظیم 9 دی، اتفاقات مرتبط با وقف غیر قانونی و غیر شرعی دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین انزجار از طرفداریهای علنی ایشان از فتنه گران خصوصا مهدی و فائزه هاشمی، با صدای بلند فریاد کشیده اند...
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه؛
با فرارسیدن ایام برگزاری نهمین دوره اجلاس خبرگان که مصادف با انتخاب هیئت ریئسه برای آن مجلس محترم است گمانه زنی ها برای ریاست آینده در محافل دینی-سیاسی پیگیری میگردد. برای رصد شرایط موجود و درک صحیح جهت گیری رأی اعضاء محترم خبرگان، توجه به این نکات راهبردی و مهم، برای همگان خصوصا خواص جامعه اسلامی مان و علی الخصوص حضرات علمای مجلس معزز خبرگان رهبری، راهگشا و ضروری به نظر میرسد.
1-پس از فتنه 88 و بصیرت عمومی مردم ایران اسلامی ، در ضمن طرد و حذف خواص بی خاصیت و ساکتین و محافظه کاران، مدل و شیوه جدید حاکمیت اسلامی نیز هویدا گشت. در این شیوه نوین که ارتباط امام مسلمین با بدنه امت بدون واسطه ی خواص شکل گرفته است، خواص جامعه اسلامی به دلایل متعددی جایگاه اثربخشی خود را از دست داده و بسیاری از آنها از عموم مردم در تشخیص مصالح نظام اسلامی و شناخت دوست و دشمن عقب افتاده و با اتخاذ مواضع دوپهلو عملاً از واسطه امام و مأموم بودن منعزل گردیدند.
در این شیوه نوین که فراتر از دموکراسی "رأی محور" و متکی به "بیعت گرم" و مداوم مردم است، نخبگان و خواصی از جانب بدنه اصلی جامعه و عموم مردم، ولایتی، مقبول و مشروع هستند که بیعت حضوری مردم در جای جای ایران اسلامی و حتی فراتر از مرزهای جغرافیای جمهوری اسلامی را جلب نموده اند .
سفرهای استانی ریاست محترم جمهوری و دولتهای نهم و دهم خصوصاً پس فروکش کردن فتنه 88 نماد کامل این شیوه نوین بوده و همزمان نشان دهنده تبرّی و رویگردانی عموم مردم از ساکتین و محافظه کاران و خواص بی خاصیت نیز می باشد .
2-مشروعیت حاکمان اسلامی منوط به اذن و تنفیذ ولی فقیه بوده و حجّیت جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه از حجة الله است و مقبولیت و اقبال عمومی بیانگر "بیعت" با ولی و منصوبان اوست تا شیوه نوین حکومت اسلامی که نزدیکترین حالت به شیوه معصومانه خصوصا "بیعت غدیر" است تجلّی یابد .
نقش بیعت عمومی با ولی و منصوبان او که در فرایندی پیچیده به مشروعیت ولی نیز اشاره دارد از مبانی روشن و متقن شیعی ست که از رابطه یی دو سویه خبر میدهد؛ از یکسو بیعت عمومی بیانگر توجه مردم به فطرتهای الهی خویش و بیداری دلهای آنهاست که با تبعیت از حجت باطنی- عقل- به شناخت و پیروی از حجت ظاهری- ولی الله- پی برده اند و از سوی دیگر ولی الله که از جانب خداوند متعال برگزیده شده است هدفی جز هدایت عموم مردم ندارد پس اقبال ولی الله به مردم و عهده داری رهبری ظاهری و اجتماعی مسلمین بزرگترین محک در درستی راه مردم است که اگر به شناخت ولی نائل گشته و با او بیعت نمایند، اثبات خدامحوری و زنده دلی آنهاست و رویگردانی مردم از بیعت که به علت دوری از فطرت الهی خویش و غرق در حرام و غفلت شدن آنهاست، عموم مردم را از هدایت الهی بی نصیب نموده و مردم با دست خویش به ضلالت و تباهی خواهند افتاد .
3-نظام متقن و مبارک ولایت فقیه که مستند به آیات قرآن کریم و روایات معصومین و سیره اولیاء الله است و عقلاً نیز بهترین و تنها روش حکومتداری در زمان غیبت معصوم علیه السلام است "بیعت محور" می باشد تا آن رابطه دوسویه عینیت پیدا کند.
امام خمینی سلام الله علیه با طرح "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد" بر همین اصل متقن پای فشرد و رأی بی نظیر مردم مسلمان ایران به این خواست امام راحل، نقش "بیعت" را ایفا نمود اما با رشد انقلاب اسلامی و رسیدن به دوران بلوغ و کمال، علیرغم حضور چشمگیر مردم مؤمن و انقلابی در همه انتخابات و خصوصا حضور 85 درصدی مردم در انتخابات مهم و حیاتی88، مردم با رهبریهای مستقیم امام خامنه ای با حضور اعجاب آور خویش، فتنه بزرگ 88 را خنثی کرده و شیوه نوین بیعت که پس از حماسه9دی ماه 88 و خصوصا در سفرهای استانی نمود پیدا کرد، را ارائه نمودند.
4-بنابر3 بند فوق میتوان نتیجه گرفت مجلس محترم خبرگان که منتخبین مردم برای تشخیص و تعیین فرد اصلح برای ولایت بر مسلمین است نیز در اثر این شیوه نوین دست خوش تغییراتی میگردد که در اجلاس آتی شاهد عینیّت آن خواهیم بود. البته این تغییر از آنجا که برآمده از بصیرت عموم مردم و نشانه بلوغ انقلاب اسلامی است الزاماً در قالب قوانین و آیین نامه ها نمود پیدا نکرده و بیشتر افکار و آراء خبرگان محترم را متحول می سازد .
بر این اساس مقبولیت خبرگان رهبری که قانوناً از آرأی عمومی مستفاد است در شیوه نوین به حضور میدانی مردم در صحنه گره خورده است و نظرات عموم مردم خصوصا از9 دی 88 نشانگر کم و کیف مقبولیت این مجلس محترم نیز می باشد گوئی همینک و در دوره تکامل جمهوری اسلامی، فرمایشات امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب که پیش از این و بارها فرموده اند "مردم می بایست پیگیر آراء خود باشند" محقق گشته است.
5-مهمترین خواست عمومی که در تمامی حضورهای همگانی امت اسلامی نمود کامل داشته و به همه منتخبین مردم معطوف است و دقیقا مطابق با منویات امام خامنه ای می باشد حاوی چند نکته اصلی است که عبارتند از:
الف/ در موقعیت حساس کنونی که با رهبریهای الهی امام خامنه ای و ایستادگی دولت و ملت قهرمان، پیروزهای بزرگ ایران اسلامی در همه زمینه های سیاسی و اقتصادی، دشمنان اسلام و انقلاب را به انفعال و عقب نشینی واداشته است، مقبولیت عمومی مسئولین منوط به اتخاذ مواضع شفاف، اصولی و امید آفرین است که قطعاً برخاسته از بصیرت، ولایتمداری و ایمان راسخ آنها خواهد بود.
ب/فتنه گران و حامیان داخلی آنها و خصوصا خواص ساکت و کسانیکه که به اتخاذ مواضع دوپهلو و آشوب آفرین شهره هستند بزرگترین مجرمین و مایه امید دشمنان اسلام و انقلاب بوده و نه تنها مقبول ملت بصیر ایران اسلامی نیستند بلکه پس از پیگیری سیاست جذب حداکثری و بذل رأفت اسلامی و همچنین ایجاد موقعیتهای متعدد برای بازگشت به آغوش مردم، مغضوب و طرد شدگان امت اسلامی بوده و مستحق اشد مجازات می باشند .
ج/منتخبین مستقیم و غیرمستقیم مردم باید از قالبهای پوسیده دیوان سالارانه که به ایجاد شکاف بین مردم و مسؤولین و بیخبری از حال و روز مردم می انجامد، بیرون آمده و خود و مقبولیت عمومی خویش را به محک حضور همگانی مردم بسپارند. شخص ریاست محترم جمهوری و دولتهای نهم و دهم و مرجع معظم تقلید حضرت آیت الله نوری همدانی پیرو سیره رهبر معظم انقلاب و با توجه کامل به شرایط فعلی که دوران بلوغ و کمال جمهوری اسلامی است به این مهم اهتمام ورزیده و سنّت حسنه بیعت را بر سر دستان خویش گرفته اند لذا حجت بر همه منتخبین گرفتار میز و اتاق تمام گشته و مردم خادمینی پا به رکاب و مردمی را مقبول و مشروع میدانند و این موج عظیم که در شکلی دیگر در حال فتح همه کشورهای اسلامی منظقه است به زودی مهلت خدمت بی ریا و مخلصانه را به "صالحین" خواهد سپرد.
نتیجه؛
بنابر نکات فوق، اعضاء محترم مجلس خبرگان که عموماً از علمای بلاد و ائمه جمعه و افراد مردمی هستند، مقبولیت مردمی خود و آراء خویش را که در همه حضورهای همگانی مردم بصیر ایران اسلامی به عینه مشاهده نموده اند در رأی شان به نامزد آتی ریاست بر خبرگان رهبری هویدا خواهند ساخت اما همانطور که حضرات آیات قطعاً مطلع و مستحضرند انتخاب آتی ریاست مجلس خبرگان رهبری حائز اهمیت ویژه یی است که توجه به موارد ذیل نتیجه مطلوب و مبارکی را در پی خواهد داشت؛
1-برترین گزینه برای این مسئولیت مهم که قویاً مورد تأیید رهبر معظم انقلاب اسلامی و واجد مقبولیت عمومی هستند در درجه اول حضرت آیت الله مصباح یزدی می باشند که در صورت عدم تمایل ایشان باید با درخواست عمومی اعضاء محترم مجلس خبرگان به قبول این مسؤولیت خطیر دعوت شوند اگرچه بسیاری دیگر از حضرات آیات از سابقون انقلاب و عالمان ربانی اسلام می باشند و در صورت تمایل واجد شرایط ریاست بر مجلس خبرگان رهبری هستند.
2- از مجموعه فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز ویژگیهایی برای "عمّار"های انقلاب بیان گردیده که در وضعیت فعلی آقای هاشمی از آنها دور و یا کم بهره هستند لذا عدم مقبولیت آقای هاشمی بخاطر هیجان آفرینی های کاذب پیش از انتخابات88، مواضع دوپلهو در هنگامه فتنه و حتی هواداری از سران فتنه و مسببان اصلی آشوب خصوصا فرزندانشان مهدی و فائزه هاشمی، محرز است اما قطعاً شعار و راهبرد "نه هاشمی" مردود و صد البته از شأن حضرات علمای بلاد و مجتهدین متقی عضو مجلس محترم خبرگان به دورست.
3- با توجه به عدم اقبال اکثریت اعضاء محترم خبرگان رهبری برای ریاست مجدد آقای هاشمی ممکن است ایشان از نامزدی ریاست انصراف دهند که این، مسؤولیت حضرات علمای خبرگان را در برخورد با سکوتهای خسارت بار آقای هاشمی و هواداریهایش از فتنه گران تعطیل نخواهد کرد چه اینکه برکناری آقای هاشمی از ریاست خبرگان میتوانست پیش از این و در لبیک به نداهای متعدد رهبر معظم انقلاب اسلامی صورت گیرد اما اگر اعضاء محترم چنین مصلحت ندیده اند هم اکنون و پس از گذشت 20 ماه از فتنه88، صرف بی رغبتی به ریاست خبرگان از سوی آقای هاشمی کافی نبوده و اعضاء محترم خبرگان می بایست رسماً مواضع آشوب آفرین، سکوتهای غبارافزا و هواداریهای آشکار ایشان از فتنه گران خصوصا فرزندانش مهدی و فائزه هاشمی را محکوم نمایند تا شاید با این موضع گیری صریح علمای بلاد و حضرات مجتهدین خبرگان، ایشان از راه ناصواب خویش به صراط مستقیم ولایت بازگردند.
4-گرچه نامزدی آقای هاشمی برای احراز پست ریاست خبرگان رهبری و انتخابشان از سوی اعضاء محترم بسیار بعید به نظر میرسد اما همگان باید بدانند عموم مردم مؤمن و انقلابی نه تنها به ایشان اقبالی نشان نمیدهند بلکه او را نقش آفرین اصلی فتنه های جاری میدانند و عملاً از رأی چند سال قبل خویش برگشته اند که این موضع رسمی و علنی مردم در همه حضورهای همگانی خصوصا اجتماع خودجوش و عظیم9 دی 88، از دست نوشته ها، شعارها و درخواستهای عمومی یقینا مشخص گردیده است. اگرچه در این بین رسانه ملی افتخار سانسور همیشگی صدای عموم مردم را علیه آقای هاشمی و روش و منش اشتباهاشن برای خویش به ارمغان آورده است اما از نظر مردم آقای هاشمی نه تنها واجد شرایط ریاست خبرگان نیستند بلکه مشروعیت حضور در همه مناصب رسمی را از دست داده اند و مردم بطور واضح این فهم و خواست خود را در مواقع مختلف خصوصاً اعلام مخالفت با مواضع آخرین خطبه ی جمعه آقای هاشمی، اجتماع عظیم 9 دی، اتفاقات مرتبط با وقف غیر قانونی و غیر شرعی دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین انزجار از طرفداریهای علنی ایشان از فتنه گران خصوصا مهدی و فائزه هاشمی، با صدای بلند فریاد کشیده اند و پیرو این خواست عمومی بسیاری از خواص جامعه نیز هشدارهای متعددی را به ایشان داده اند و اینک نیز نوبت اعضاء محترم مجلس خبرگان رهبری است تا به وظیفه خود عمل نمایند و چه امید افزا و مبارک خواهد بود که آقای هاشمی یا به راه ولایت بازگشته و التزام عملی به منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی حتی به قیمت رویگردانی از خانواده و فرزندان خویش را رسماً و در برابر دید همگان اعلام و عملی نمایند و یا اینکه تا فرصت باقیست با حفظ شأن و احترام خویش که از سابقین انقلاب اسلامی بوده اند بطور داوطلبانه از همه مناصبی که دارند کناره گیری نمایند .
در پایان قویاً اذعان میگردد علمای اعلام همواره پیشتاز حرکتهای اصلاحی و اسلامی بوده و هدایت علمی و عملی مردم مسلمان به سوی کمال از افتخارات درخشان این حافظان حدود الهیست و چون کمال فرد و جامعه اسلامی تدارک زمینه ظهور منجی بشریت است که برقراری جمهوری اسلامی ایران جز این هدفی نداشته و به فضل الهی در این راه موفق و سربلند بوده است و در اوج درخشش و امید و اقتدار نویدبخش رسیدن به روز رهائی بشریت از ظلم و فساد شیطانی است؛ یقیناً مجلس محترم خبرگان با در این تصمیم مهم و دیگر عرصه های حضور مخلصانه و مجاهدانه خویش با تبعیت از منویات ولی امر مسلمین و کمک به اجرای خواسته های ولیّ معظم فقیه، آخرین گامهای رساندن پرچم هدایت و نورانیت جمهوری اسلامی ایران به دستان ولی الله الاعظم را برخواهند داشت. ان شا الله تبارک و تعالی
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب