«يك روزي توي اين كشور تلاش ميشد - هم شعار داده شد، هم عملاً تلاش شد - كه حاكميت دوگانه درست كنند، يعني واقعاً براي اين كار بنا كردند سرمايهگذاري كردن... اين معنايش اين بود كه منزله رهبري و ولايت فقيه و اين حرفهايي كه ماها داريم و انقلاب از اول داشته، اينها را از جايگاه تعيينكنندگي و فصلالخطاب بودن كنار بيندازند و برايش رقيب درست كنند... در دولت نهم و دهم - از وقتي كه آقاي احمدينژاد آمده - بحث حاكميت دوگانه نيست، حاكميت يگانه است، يعني دولت و رهبري و تشكيلات در امتداد يك خط قرار دارند، اين را من جازماً و قاطعاً به شما عرض ميكنم.»
آنچه آمد فرازي از بيانات راهبردي و بسيار مهم رهبر معظم انقلاب در جمع اعضاي محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم است كه كليديترين ويژگي شخصيت ولايتمدار دكتر احمدينژاد و دولت ايشان را نمايان ميسازد. بر اين اساس هجمه يك جريان خاص سياسي به دولت و شخص دكتر احمدينژاد خصوصاً با انتساب ولايتناپذيري به ايشان نه تنها غيرمنصفانه و غيرواقعي است، بلكه از اقدامات پيدا و پنهاني خبر ميدهد كه در پي تحميل شكل نويني از حاكميت دوگانه به جمهوري اسلامي و شخصيت بيبديل رهبر معظم انقلاب است.
اين رويكرد مقتدرانه نظام اسلامي - كه اين روزها الگوي تمامعيار ملتهاي منطقه و برخي ديگر از ملل آزاديخواه و حقطلب قرار گرفته - را نشانه رفته و از تلاشهاي مذبوحانه تجديدنظرطلبان غربزده در اوان حاكميت اصلاحطلبان در سال 76 مفسدهانگيزتر و خطرآفرينتر است، زيرا مدعيان توزيع قدرت در آن مقطع از الگوهاي غربي بهره برده و فرايند توازن قوا در انگليس را ملاك تئوري و عمل خويش قرار داده بودند، در حالي كه جريان زيادهخواه فعلي با شعارهاي به ظاهر اسلامي و حتي غلو درباره ولي فقيه درصدد ناكارآمد و منحرف جلوه دادن دولت به عنوان سپر دفاعي ولايت فقيه و در پي سهمخواهي پنهان از ايشان است. و اين در حالي است كه حضرت آيتالله خامنهاي در روزهاي اخير و مطابق رويه پيشين با دو برخورد پرمعنا در برابر اين جريان موضعي حكيمانه اتخاذ فرمودند، اول اينكه تملقگوييهاي يكي از نمايندگان مجلس را مضر توصيف فرمودند و در برخوردي ديگر و در تشريح مكتب امام(ره) ايشان را مصون از خطا ندانسته و اعتراف صريح امام راحل به برخي اشتباهات را نشانه عظمت ايشان قلمداد نمودند.
البته پيدايش اين روند خطرناك خاستگاههاي اعتقادي و سياسي خاصي دارد كه ميتوان ريشههاي آن را در بدو پيروزي انقلاب اسلامي و حتي پيش از آن جستوجو كرد. تفكري كه تشكيل جمهوري اسلامي را پرچم باطلي در برابر پرچم حق امامعصر(عج) ميپنداشت و هر قيامي در راه خدا را بدون حضور مستقيم امام معصوم، منحرف از حق و محكوم به شكست ميدانست، امروزه با لبه ديگر شمشير خطرآفرين خود به سهمخواهي معنوي روي آورده است.
اين جريان فكري خطرناك بيآنكه به مباني «مشكوك» اعتقادي خود نسبت به امام مهدي(عج) اشاره مستقيم نمايد، مشروعيت و اثرپذيري ولايت فقيه از ايشان را عملاً نفي و به بهانه فرادستي بودن جايگاه ولي فقيه از طرح مباحث مربوط به صاحب و مدير اصلي مملكت اسلامي برآشفته ميگردد.
با اين حال و عليرغم عقايد باطل اين جريان فكري، امام خميني(ره) از ابتداي انقلاب همواره و در موقعيتهاي حساس، دست مدبرانه و توانمند امام عصر(عج) در مديريت نهضت اسلامي را مشاهده و بازگو ميفرمود و صراحتاً كشور و انقلاب را تحت ظل و اشراف امام مهدي(عج) دانسته و تبليغ و تبيين ميفرمود. رهبر معظم انقلاب نيز در برهههاي حساس و تعيينكنندهاي به نقش بالادستي و خليفئاللهي امام عصر(عج) صراحتاً اشاره نموده و هدف اصلي جمهوري اسلامي را سپردن پرچم حق به دستان باكفايت ايشان برميشمردند و در فرازهاي متعدد و مهمي از بياناتشان به دست پشتيبان و مديريت الهي امام مهدي(عج) تصريح ميفرمايند.
بيشك اين خط انحرافي نيز همچون ديگر زيادهخواهان و كجانديشان به مقصود خويش نخواهد رسيد، اما رهروان راستين ولايت فقيه بايد با گذر از نامها و عناوين، ولايتمداري حقيقي خويش را در عمل اثبات نمايند و با روشنگريهاي پيدرپي رهبر معظم انقلاب در تأييد صحت جهت دولت انتظار و پايفشاري ايشان بر مطالبات اقتصادي و فرهنگي كه به پيشرفت همراه با عدالت منجر خواهد شد عذري براي پرداختن به فرعيات و مسائل كماهميت باقي نميماند. اگرچه بناي اين يادداشت تشريح مباني فكري اين جريان فكري زاويهدار با ولايت نيست، اما آنها كه اصلي كردن مسائل فرعي را مهم و راهبرد خود قرار داده و با تشويش اذهان عمومي در پي فتح سنگر حقيقي دفاع از ولايت فقيه هستند هرگز از چشم تيزبين ولي فقيه و مدافعان و مخلصان جان بر كف ايشان كه دست و دل از سهمخواهيهاي مادي و معنوي شستهاند پنهان نيستند و به فرموده خداوند متعال: و قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله والمؤمنون و ستردون الي عالم الغيب و الشهاده فينبئكم بما كنتم تعملون / التوبه 105
و بگو: «[هر كاري ميخواهيد] بكنيد كه بزودي خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و بزودي به سوي داناي نهان و آشكار بازگردانيده ميشويد، پس ما را به آنچه انجام ميداديد، آگاه خواهد كرد.»
