
بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه مهدوي كه در لسان روايات شيعي و مستفاد از مباحث مطروحه در ذيل برخي آيات قرآن كريم، بهشت زميني و يكي از مراتب جنت اعلاي خداست، واجد ويژگيهاي منحصربهفرد و قابل تأملي است كه هر انديشمندي را به فكر و تعمق واميدارد. براي درك بهتر آن فضاي بينظير كه پس از ظهور امام مهدي(عج) رفته رفته ساخته ميشود، بايد مباني عرفاني وجود بهشت زميني از حيث امكان و وجود و همچنين مقدمات ايجاد آن بررسي شود، اما در اين بين بحث ظريف و گرهگشايي وجود دارد كه لاجرم بايد به بوته نقد و بحث گذارده شود تا از آثار آن براي ايجاد آن جامعه آرماني انگيزهها قويتر شود. آن نكته ظريف استفاده هوشمندانه امام مهدي(عج) از ظرفيت عظيم انساني است كه در طول تاريخ به علل و بهانههاي مختلف از اثربخشي محروم مانده و حتي در سدههاي اخير تحت نفوذ كامل شيطان روند معكوس و ويرانگري را آغاز نموده
است.
انسانيت انسان از اين حيث كه امانتي الهي است و از بدو خلقت در اختيار اوست، محتاج نگهداري و تربيت و به فعليت درآوردن است و لاجرم بايد آن را شناخت و كشف كرد تا به مقتضاي ديگر عناصر زندگيبخش و ملاحظات دين و فرهنگ به صحنه عمل آورد. جامعه انساني نيز همچون نوع انسان داراي همين استعداد و قدرت دروني خدادادي است. اگر نخستين جامعه انساني خداخواسته توسط آدم ابوالبشر(ع) تشكيل گرديد و در طول تاريخ توسط انبيا و اصفياي الهي پاسداري، تربيت و متعالي گرديد، در مواجهه با مكايد شيطان كه انسانهاي ضعيفالنفس را به تبعيت از خود و هرج و مرجطلبي عليه فرستادگان خدا وادار ميسازد، با جامعهاي به ظاهر خداستيز يا بدون هويت خدايي و انساني روبهرو گشت. پيشوايان آسماني از آنجا كه علم و حكمتشان خدايي است و بر همه زواياي زندگي انسان و جامعه او اشراف دارند، در برهههاي مختلف تاريخ با اين معضل بزرگ برخوردهاي مختلف و متفاوتي داشتهاند، گاهي به مدارا و سكوت گذراندهاند و گاهي كه امكان به حركت واداشتن بوده است، دست به جهاد و سازندگي زدهاند، اما در هر صورت از اصالت انساني و خداساخته انسان و جامعه انساني غفلت ننموده و اين حقيقت را همچون گوهري گرانبها به وارثان خويش سپردهاند. در روايات متعددي در مصادر شيعه بر ارزش اصيل انسان تأكيد شده و رهبران اجتماعي را به ارزشهاي انساني سفارش نموده است. نامه امام علي(ع) به مالك اشتر يكي از اين اسناد راهنما و ارزشمند
است.
با اين مقدمه كوتاه گام مؤثري در رسيدن به آن نكته ظريف كه به اتحاد جامعه مهدوي و جامعه انساني ميپردازد، نزديك شديم. از سويي انسان و جامعه انساني گذشته از نوع تربيت و اعمال و رفتار ظاهري كه در صورت انحراف، تحت نفوذ و سيطره شيطان به اين پستي گرفتار شده است، واجد خميرمايه و قوه خداداد و خداساختهاي است كه در صورت مواجه شدن با نشانههاي خدايي در بيرون و مخاطب قرار گرفتن از سوي رهبران بصير و بهرهمند از كرامت انساني كه بيشك متوجهترين افراد به ارزشهاي انساني هستند، بسرعت هويت اصيل خويش را به ياد آورده و به سمت كمال و تعالي به راه ميافتد.
اين گروه از انسانها كه در اسناد ديني و لسان قرآن كريم و معصومين(ع) مستضعفين ناميده ميشوند، عليرغم كمترين برخورداري از ظواهر ديني، انساني و اميدواركننده از باطن و فطرتي خدايي برخوردارند كه با تسلط شياطين جنّي و انسي از گام نهادن در عرصه عمل جامانده است و در صورت فراهم شدن حداقلهاي هدايت و صلاح به اصل خويش بازگشته و به انجام اعمال صالحه روي ميآورند.
در ابتداي سخن از منجي و مديريت بشريت براي ساختن بهشت زمين بحث شد قرآن كريم در مثالي آشكار براي اين رويداد عظيم و اميدبخش، زندگاني حضرت سليمان نبي(ع) را به تصوير ميكشد و او را مسلط بر انس و جن برشمرده و ماحصل تلاشهاي جامعه انساني در زمان او را رسيدن به مراتبي از بهشت زميني كه مهد تعالي و آرامش براي انسان است، معرفي ميفرمايد.
پس از اين مقدمات، ميتوان نتيجه گرفت انقلاب منجي و ظهور امام مهدي(عج) در حقيقت پيام خداوند متعال به انسانها براي بازگشت به هويت اصيل خودشان است و پيرو آن جوامع بشري نيز به اصالت انساني و خداساخته خويش مراجعه خواهند كرد.
امروزه اقبال به معنويت حقيقي و گرايش به تعاليم اسلام ناب كه عمدتاً از سوي جمهوري اسلامي و عالمان و انديشمندان اين سرزمين توصيه و تبليغ ميگردد، گوياي نزديكتر شدن به روزگار رهايي انسان است. روزگاري كه انسانيت انسان از كنج انزواي شيطان ساخته، خارج ميگردد و جامعهاي برخوردار از كمالات و كرامات خدادادي بنا ميشود. بهشتي مملو از معنويت و آرامش و مهد عشق و زيبايي.
در آن روز شيطان از صحنه روزگار محو شده و عقل و اختيار به يكايك بنيآدم بازگشته است.