در طول سالهاي متمادي، از آغاز تسلط و ورود غربيها در اين كشور - يعني از اول قرن 19 ميلادي كه پاي غربيها به ايران باز شد - دائماً به وسيله عوامل و دستياران خودشان، با تحليلهاي گوناگون، توي سر ملت ايران ميزدند؛ ملت ايران را تحقير ميكردند، به ملت ايران ميباوراندند كه نميتواند، عرضه اقدام علمي و پيشرفت علمي ندارد، توانايي كار كردن و روي پاي خود ايستادن را ندارد. سردمداران رژيم پهلوي و قبل از او، مكرر ملت ايران را تحقير ميكردند. اينجور وانمود ميكردند كه اگر پيشرفتي متصور است، اگر كار بزرگي بايد بشود، بايد به وسيله غربيها بشود؛ ملت ايران توانايي ندارد. امام بزرگوار به يك چنين ملتي روح اعتماد به نفس را تزريق كرد، و اين نقطه تحول ملت ايران شد. پيشرفتهاي ما در زمينه علمي، در زمينه صنعتي، در انواع و اقسام عرصههاي زندگي، معلول همين اعتماد به نفس است. امروز جوان ايراني ما، صنعتگر ايراني ما، دانشمند ايراني ما، سياستمدار ايراني ما، مبلغ ايراني ما احساس توانايي ميكند. اين شعار «ما ميتوانيم» را امام بزرگوار در اعماق جان اين ملت قرار داد. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی 14 خرداد 1390)
ما میتوانیم؛ شعار پر مفهومی است که با انقلاب عظیم اسلامی بر سر زبانها افتاد و دلها را به آیندهای روشن امیدوار ساخت و گامهای بلند این ملت سرافراز را توان و استقامت بخشید.اما سؤال این است که منظور از ما کیست و دقیق تر اینکه چه خصوصیاتی برای توانمندی ایران اسلامی باید مد نظر قرار بگیرد. قطعاً پاسخ به این سؤال در وهله اول سخت و دور از ذهن نیست اما علیرغم سادگی نیازمند توضیح و تبیین همیشگی است. ایران ما برای توانمندی به دو عنصر اسلام و ملیت خود متکی است و برای اثبات بیش از پیش شعار ما میتوانیم نیز به شناخت بهتر و بیشتر این دو عنصر حیات بخش محتاج است؛ اما پس از درک صحیح از این دو مقوله و اثرپذیری کامل از آنها، چیزی که رخ مینماید مسیر روشن پیشرفت و تعالی مادی و معنوی ملت سرافراز ما با شعارهای جهانی و اهداف درخشان و امید بخش انسانی- الهی خویش است.امروزه اگرچه این حرکت پیشروانه آغاز گشته و ثمرات مبارکی را نیز به نمایش گذارده است اما برای استمرار آن نیازمند پایفشاری بر دو رکن اصیل بومیت و اسلامیت فکر و علم خود هستیم یعنی هر فکر و علمی که تولید میکنیم باید واجد دو شاخصه مهم «اسلامی» و «بومی» باشد. تولید فکر که بر تولید علم مقدم و از مرتبه و شأن بالاتری برخوردار است میبایست از یکسو متکی به تعالیم اسلام ناب بوده و در یک کلام، توحیدی و نافی شرک و الحاد و طاغوت که به ظلم و فساد منتهی میگردد، باشد و از سوی دیگر بر مبنای فرهنگ و ویژگیهای ایرانی تولید شود تا بتواند سرچشمه جوشان تولید علم در ایران اسلامی مان باشد. البته ثمربخشی این سیر، هم از لحاظ فهم و درک ایرانی از اسلام که پیوستگی صدها ساله ایران و اسلام را گوشزد میکند و هم از لحاظ شکوفايی استعداد جوان ایرانی هرچند با اتکا به علم و تجربه دیگران باشد را الزامي مینماید و بیشک آنچه استعداد ایرانی را از قوه به فعل وامیدارد که از جنبه های انسانی بهره مند از ویژگیهای اصیل و ناب خدادادی باشد تا ذات پاک ایرانی موحد، رغبت آموزندگی از آن و رهروی آن را داشته باشد لذا راه مبادله فرهنگی و دینی- چه مذاهب اسلامی چه دیگر ادیان توحیدی- برای سرعت بخشیدن به تولید فکر و علم بومی و اسلامی نه تنها مسدود نیست بلکه الزاماً باز و بلکه فراخ است که این بزنگاه ورود دو قشر فرهیختگان و برگزیدگان را میطلبد تا به پاسداری از دو حریم اسلام ناب و فرهنگ ایرانی مبادرت ورزند. اول عالمان متقی و بصیر که با حفظ اصول فکری شیعه به هم اندیشی با دیگر مذاهب و ادیان همت گمارده و قدرت اثر گذاری تفکرات ناب شیعی را بیشتر نمایان سازند و از منافع و مزایای دیگران سود ببریم و دوم ایران شناسان خبره و ایران دوستی که با کشف و تحقیق خویش بر اصالت، قدمت، پاکی و توحیدی بودن فرهنگ ایرانی صحه گذارده و در راستای تبلیغ و ترویج آن کوشا باشند تا در ضمن حفظ و تعالی روحیه جوانان و جامعه ملی ایران عزیز نسبت به سرمایههای بی پایان خویش، طرفهای مبادلات فرهنگی را تحت تأثیر فرهنگ ناب ایرانیمان قرار داده و جز آثار مثبت و پیشبرنده شان را واجد پذیرش ندانند.
بی شک دهه پیشرفت و عدالت که با تهیه نقشه جامع نیز آغاز گردیده است باید مملو از تبلیغ و ترویج دقیق، عالمانه و بی تعصب اسلام ناب و فرهنگ اصیل ایرانی باشد تا استعدادهای درخشان جوانان ما بتواند در معرض این دو قدرت بی پایان به جوشش آمده و به تولید فکر و علم اسلامی و بومی همت گمارد. البته در کنار بسیاری از دستاوردهای اندیشهای و علمی و حتی صنعتی و فنآورانه که اینک موجود است، برخی از تولیداتمان نیازمند بازنگری از هر دو حیث بومیت و اسلامیت یا یکی از این دو است لذا در کنار آن حرکت ریشهای که در بلند مدت آثار مبارکش را هویدا خواهد ساخت، لازم است به بومی سازی دارايیهای فعلی مان در علم و صنعت و فکر و اسلامی سازی آنها اهتمام ورزیم و در این راستا مسئولیت و سهم اندیشمندان و صاحبان فکر و اثر علمی بیش از دیگران خواهد بود زیرا تا این باور در وجود نخبگان شکل نگرفته و به فعلیت در نیاید بعید است با مصوبه و دستور بتوان رنگ بومی و اسلامی به تولیدات فکری و علمی مان ببخشیم هرچند قانون گذاران و مجریان و همه نهادهای فکری، علمی و فرهنگی نیز به نوبه خویش در پاسداشت دین و فرهنگ مسئولیت خطیری بر عهده دارند.