ك مسئله اساسي اسلامي است كه در آيات كريمه‏ قرآن از آن ياد شده است و ما ملت ايران بايد به آن توجه دائمي داشته باشيم و آن عبارت از حركت به سمت حيات طيبه‏ الهي و اسلامي است؛ «يا ايّها الّذين امنوا استجيبواللَّه و للرّسول اذا دعاكم لما يحييكم»(2). خدا و پيامبر، شما را به زندگي و مايه‏ حيات طيب و پاكيزه دعوت مي‏كنند. حيات پاكيزه، فقط خوردن و لذت بردن و شهوتراني نيست؛ اين‏كه دعوت خدا و رسول را نمي‏خواست. نفس هر انساني، او را به زندگي حيواني دعوت مي‏كند. همه‏ حيوانات دنبال غذا و اطفاي شهوت حركت مي‏كنند و براي شكم و ساعتي بيشتر زنده ماندن، مبارزه مي‏كنند.
حيات طيبه، عبارت از اين است كه اين زندگي در راه خدا و براي رسيدن به هدف‌هاي عالي باشد. هدف عالي انسان فقط اين نيست كه شكمي را به هر شكلي پُر كند؛ اين كمترين چيزي است كه يك حيوان مي‏تواند به عنوان هدف خود انتخاب كند. براي انسان، هدف اعلي‏ عبارت از وصول به حق، رسيدن به قرب باري‏تعالي و تخلق به اخلاق الهي است. انسان براي رسيدن به آن‏چنان هدفي، ابزارهاي مادّي و معنوي را لازم دارد. غذا لازم است، اما براي اين‏كه انسان به سمت هدف حركت كند. (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي29/01/1370)
بي‌شك يكي از بزرگترين اختلافات مبنايي مكاتب توحيدي با مكاتب مادي در فهم آنها از زندگي است - چه به معناي زنده بودن و چه به معناي زنده ماندن- اما سرمنشأ اين فهم در اسلام و هر نگاه توحيدي در اعتقاد به خدا و اتصال با اوست يعني انساني كه پديدآورنده هستي را خداوند مي‌داند و هستي موجودات را در ارتباط آنها با منشأ و خالق هستي مي‌جويد و مي‌داند موحد حقيقي است كه اين توحيد او در زندگي ظاهري و دنيايي او نيز نمود و تبلور آشكاري دارد.
زندگي مؤمنين حقيقي داراي يك باطن و حقيقت انكارناپذير است كه در پس همين زندگي ظاهري دنيايي وجود دارد و نقش هدايت و مديريت اين زندگي را برعهده دارد. هرقدر اين فرد مؤمن‌تر باشد زندگي باطني و حقيقي او بر زندگي ظاهري‌اش غلبه داشته و از او انساني هدفدارتر، اميدوارتر و فعال‌تر خواهد ساخت. در نمايي كلي‌تر زندگي اجتماعي انسان نيز از همين الگو تبعيت مي‌كند. جامعه اسلامي كه ساخت و ساختاري توحيدي دارد با ايمان خود به خدا باطن و نهان زندگي را محور امور ظاهري قرار داده و بر هدفداري، اميدواري و فعاليت خويش مي‌افزايد.
اگر در ظاهر توليد، توزيع و مصرف ثروت الزامي است باطن آن عدالت است گرچه در ظاهر زندگي كسب علم و به دست آوردن آگاهي روزافزون ضروري شمرده مي‌شود روح و باطن آن معرفت‌اندوزي و شناخت صحيح و دقيق است و به همين نسبت تمامي امور ظاهري فرد مسلمان در جامعه اسلامي متكي به روح و حقيقت جاري و ساري در آن است كه فرد و جمع را از پوچي و ولنگاري و بي‌تحركي و كسالت مي‌رهاند.
در پي اين مقدمه كوتاه اشاره به اين معناي بلند اجتناب‌ناپذير است كه در مسير ساخت جامعه اسلامي توجه نخبگان و انديشمندان به تعريف زندگي – از هر دو حيث آن- و تبليغ و ترويج اين فهم توحيدي، ضرورت رسيدن به مدل و ريخت مطلوبي از زندگي فردي و اجتماعي براي مسلمانان است كه در كنار تأمين رفاه و آسايش مادي آنها، سعادت و آرامش ابدي‌شان را نيز فراهم خواهد ساخت.

بر اين اساس شايد يكي از مهم‌ترين نقاط اثرگذار فلسفه و فيلسوف درجامعه اسلامي همين تبيين و تشريح معناي زندگي حقيقي و معناي حقيقي زندگي باشد كه از يك سو امري پيچيده و غامض است اما از سوي ديگر با سطحي‌ترين و ساده‌ترين امور زندگي انسانها در ارتباط است. هر چقدر تعريف از زندگي حقيقي كه ناظر به دو وجه مادي و معنوي، محسوس و نامحسوس و شهودي و غيبي زندگي متعالي انساني است، دم‌دست‌تر و قابل‌فهم‌تر و سكه رايج ديدار و شنيدار مردمان باشد به همين ميزان امور عادي و روزمره زندگي‌شان با پويايي خاص، هدفمندي ارزشمند و نظم و بهره‌وري والايي همراه مي‌گردد. گويي انديشمند مسلمان با ارائه تعريف دقيق و حقيقي از زندگي، سرچشمه جوشاني از حقيقت را ايجاد مي‌نمايد كه آحاد ملت از آن سيراب گشته و تحت تأثير فطريات خدادادي خويش به سمت كمال و كرامات انساني گام برمي‌دارند و اين در حالي است كه در جوامع مادي‌گرا اين سرچشمه خشكانده شده و با ارائه تعريف تك‌بعدي از زندگي، آحاد مردم به تلاش روزافزون در توسعه مادي و رفاهي زندگي دنيايي خويش از هدفداري و اميدواري فاصله مي‌گيرند. پوچي لازمه و همراه هميشگي‌شان گرديده و اگر كورسويي از فطريات و تعاليم است و پاشكسته آسماني هم در ميان آنها نباشد زندگي مساوي با نيستي خواهد بود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group