«اگر بر مديريت رسانهاي و برنامهسازي رسانهها، دين، اخلاق و فضيلت حاكم شود، قطعاً وضع بشر بهتر از وضع موجود خواهد بود و در چنين شرايطي رسانهها ميتوانند زمينهساز خوشبختي انسانها باشند». رهبر معظم انقلاب با اشاره به تأثيرگذاري متفاوت رسانهها كه در يك جهت ميتوانند در بهبود زندگي انسان و گسترش صلح و امنيت جهاني مؤثر باشند و در جهت ديگر قابليت تبديل شدن به عامل برافروختن جنگهاي خانمانسوز، رواج آداب و رفتارهاي مضر و تهي كردن ملتها از هويت خود را دارند، فرمودند: «رسانهها ميتوانند زمينهساز گفتوگوي آزاد و دوجانبه و همچنين چندجانبه ميان ملتها و وسيلهاي براي تبادل مفاهيم فرهنگي و اخلاقي و ارزشهاي والاي انساني ميان آنان باشند». رهبر انقلاب اسلامي، رسانههاي جهاني را در عصر حاضر جادهاي يكطرفه و در خدمت انعكاس خواستههاي صاحبان امپراتوري رسانهاي دانستند و خاطرنشان كردند: «امروز رسانههاي دنيا به طور كامل در انحصار كساني است كه بزرگترين كارخانههاي اسلحهسازي و ويرانگرترين بمبهاي اتمي را در اختيار دارند و خواستار حاكميت فضيلت اخلاقي، دين، معنويت و صلح در جهان نيستند. حضرت آيتالله خامنهاي در تبيين جاده يكطرفه رسانهاي دنيا و نقش اين رسانهها در بزرگنمايي هرآنچه كه به مصلحت صاحبان قدرت است، افزودند: «امروز مصلحت صاحبان زر و زور اقتضا ميكند كه رسانههاي تحت سلطه آنها اسلام را مساوي تروريسم و امريكا را مظهر حقوق بشر و دموكراسي نشان دهند. اين دروغهاي بزرگ با استفاده از ابزارهاي پيشرفته و پيچيدهترين شيوهها به عنوان حقيقت به مردم دنيا القا ميشود».
(بيانات رهبر معظم انقلاب 26/02/1385)
در دنياي امروز كه مفهوم رسانه به امكانات و تواناييهاي مختلف مادي و معنوي اطلاق ميگردد و از محدوده روزنامه و تلويزيون و راديو بسيار فراتر رفته و حتي بسياري از آحاد بشر را شامل ميشود بيشك در اين فضاي گسترده و با توجه به اثرپذيري ذاتي انسان از رسانه و پيامهاي توليدي آن و همچنين با نگرش بر قدرت اثرگذاري رسانهها خصوصاً رسانههاي مدرن و پيچيده امروز، آنچه فرهيختگان و متوليان امور اخلاقي و فرهنگي جوامع را به تكاپوي مضاعف در هدايت توليدات رسانهاي موظف ميدارد، ورود مرامهاي خاص غيرانساني و غيراخلاقي در عرصه فعاليتهاي رسانه است. به طور خاص انگيزههاي منفعتطلبانه رسانهداران نوعاً در جهت منافع نظام سلطه است تا در اين بين منفعتهاي پست و بيارزش آنها نيز تأمين گردد. در همين راستا گسترش فضاي ضداخلاق و ترويج رفتارهاي غيرانساني كه نوعي از آزادي كاذب را به مخاطبين القا ميكند به يكي از مرامها و استانداردهاي ليبرالي رسانهداري تبديل شده است. رسانه حرفهاي و رسانهنگاران حرفهاي به بهانه تخصصي بودن حوزه فعاليتشان خود را از رعايت اخلاق عمومي بينياز دانسته و حتي آن را منافي حق آزادي بيان و اصول حرفهاي ميدانند و به رعايت مرام حرفهاي و حركت در مسير پيشرفتگي و استاندارد اكتفا ميكنند و طبعاً از چنين كارگاهي، محصول اخلاقي و انسانساز بيرون نخواهد آمد.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه اصالتاً فرهنگي و براساس تعاليم اسلامي است، رسانهها از ابزاري صرف و در جهت منافع رسانهداران كه زمينه استعمار و استثمارگري جهاني كانونهاي قدرت و ثروت و نظام سلطه را فراهم ميآوردند به رسانههايي اخلاقمدار و در راستاي اهداف انساني و الهي بدل گشتند و البته اين، چشمانداز و افق پيش رويي بود كه محتاج فكر و انديشه و مديريت و نظارت دائمي است.
گذشته از اين كه در سه دهه گذشته در زمينه اخلاقي كردن رسانهها چقدر موفقيت كسب شده است. بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه انواع رسانههاي امروز بدون درنظرگرفتن انسان از حيز انتفاع ساقط ميگردند و به نوعي ميتوان گفت رسانههاي امروز اصالتاً انسانمحور و اومانيست هستند، در حاليكه پيام و رسالت انقلاب اسلامي خدا محور ساختن آنهاست و اين خدامحورسازي و اخلاقي سازي با تربيت انسانهاي اخلاقي ميسر خواهد شد.
يعني انواع رسانههاي امروز اگر تحت مديريت انسانهاي اخلاقمدار باشند و توسط افراد اخلاقي به خدمترساني بپردازند با كمترين اثرگذاريهاي تخريبي اخلاقي – انساني به ابزاري براي رشد انسانها و جوامع بدل خواهند شد و در نقطه مقابل با محور ساختن انسانهايي كه اتفاقاً بيتوجه به اخلاقيات انساني بوده و صرفاً بر تخصص و حرفه و استانداردسازي فعاليتهاي خود پاي ميفشرند، ممكن است رسانههاي مدرن، تأثيرگذار و روزآمدي داشته باشيم اما هرآنچه كه توليد و عرضه كنند خالي از اخلاق خواهد بود حتي اگر در ظاهر توليداتي اخلاقي باشند، پس در راستاي رسيدن به اخلاق رسانهاي نيازمند ساختن رسانههاي اخلاقي هستيم و اين امر جز با تربيت اخلاقي رسانهنگاران محقق نخواهد شد.
