«بدانيد آن كس از ما كه فتنههاي آينده را دريابد، با چراغي روشنگر در آن گام مينهد و بر همان سيره و روش پيامبر(ص) و امامان(ع) رفتار ميكند تا گرهها را بگشايد، بردگان و ملتهاي اسير را آزاد سازد؛ جمعيتهاي گمراه و ستمگر را پراكنده و حقجويان پراكنده را جمعآوري ميكند.
حضرت مهدي(عج) سالهاي طولاني در پنهاني از مردم به سر ميبرد آنچنان كه اثرشناسان، اثر قدمش را نميشناسند. گرچه در يافتن اثر و نشانهها تلاش فراوان كنند. سپس گروهي براي درهم كوبيدن فتنهها آماده ميگردند و چونان شمشيرها صيقل ميخورند، ديدههاشان با قرآن روشنايي ميگيرد و در گوشهاشان تفسير طنين افكند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاي حكمت را سر ميكشند.» امام علي عليه السلام / فرازهايي از خطبه 150 نهجالبلاغه
آيندهپژوهي بلنداي ديدهباني جامعه رو به رشد است. آيندهپژوهان بلندانديشاني امين و دقيق هستند و صراحت بيان لازمه اثرگذاري تلاشهاي گرانقدر آنهاست.
بيشك زندگي در ظرف زمان ذهن فرد و جامعه انساني را همواره به گذشته و آينده معطوف ميسازد. پرداختن به گذشته واجد جذابيتهاي خاص خود و محمل بروز عبرتها و تجربهگيريهاي آيندهساز است اما زمان حال كه به نوعي متصل به آينده ديروز و شروع فردا است، فراتر از جذابيتهاي عادي، مملو از اسرار، شگفتيها و ندانستههايي است كه بالقوه موجود و مشروط به نگاه ما به گذشته و آينده است. گويي پژوهش در فردا محتاج چراغ روشنگري است كه از ديروز به دست ميآيد و امروز پل ارتباطي اين دو كه خصلتهاي متفاوتشان را در خود دارد اگرچه در ظاهر امر آيندهپژوهي نميتواند واجد قدرت اثرگذاري مثبت يا منفي و ايدئولوژيك بر روند پيشرفت جامعه بشري داشته باشد اما در شعاع معارف شيعي عنصر زمان و هر آنچه به آن مربوط است نيز به سمت كمال خود پيش ميرود.
براي درك بهتر اين مقوله مهم ناچار بايد به بحث ظهور و منجي آخرالزمان توجه ويژهاي كرد تا در بستر آن به درك نوين و عميقي از عنصر زمان خصوصاً نهايت و غايت آنكه جذابترين و اسرارآميزترين مسائل ذهني بشر است، دست يابيم.
از نگاه عرشي كه نمود عيني و خارجي نيز خواهد داشت حكومت جهاني امام مهدي(عج) بهشت زميني و تجلي تام اسماء و صفات الهي در عالم ماده است بر اين اساس آينده زندگي بشريت از منظر زمان، فردا و آيندهپژوهي، با كمال انسان و امكان تجلي صفات الهي در وجود او گره خورده است.
به بيان ديگر عليرغم اينكه آيندهپژوهي توجه به گذشته و داشتهها، مديريت فرايندهاي موجود و درست نشان دادن فرداي جامعه است، اما آيندهپژوهي حقيقي فراتر از اين است، زيرا نه تنها به گذشته تاريخي و فرهنگي و علمي فرد و جامعه نظر دارد، بلكه ميبايست به اصل و اصالت انساني انسانها توجه نمايد تا در پرتو آن آينده حقيقي كه كمال مطلوب انسان و خدايي شدن اوست را بهدرستي و دقت بنماياند.
سرّ و نقطه اتكاي اين بحث اشتراك هر انسان آيندهپژوه با اين روند رو به كمال است يعني در سكولاريترين حالت هم نميتوان انساني را آيندهپژوه فرض كرد كه خود به عنوان يك انسان در حال گذار به آينده خويش و رفتن به سوي كمال مطلوب خود نباشد.
جمهوري اسلامي به عنوان زمينهساز ظهور امام مهدي(عج) در مقوله آيندهپژوهي نيز بايد سرآمد و تحولآفرين باشد. آيندهپژوهان ما كه ممكن است در رشتههاي مختلف علوم انساني مشغول تحقيق باشند و يا مستقلاً ميان رشته آيندهپژوهي را بين انسانشناسي، جامعهشناسي، تاريخ، فيزيك و برخي ديگر از علوم عهدهدار باشند بايد با نگرش عميقتر به اين رسالت الهي و انسانساز خويش اهتمام بورزند، يعني مخاطبين خود از آحاد اجتماع گرفته تا مسئولين و مدبرين امور را فراتر از رهنمونسازي به آيندهاي كه بهطور طبيعي در پي امروز و ديروز جامعه خواهد آمد و مرتبط با داشتههاي علمي و فرهنگي ما و برنامهريزي و تلاش امروز ما است، به رفتن به سوي بينهايت هدايت نمايند و توجه وافر داشته باشند كه گذر زمان ظاهري نبايد مانع از درك حقيقت زمان شود كه در برخي آيات قرآن كريم و روايات مستند شيعي به وجود مقدس انسان كامل تعبير شده است. به عبارت صريحتر آيندهپژوهي حقيقي، انسان كاملشناسي و نقطه ارتباطي جامعه با آينده محتوم و روشن و اميدبخش انسانيت است و بسيار برتر و متمايزتر و ارزشمندتر از يك ميان رشته دانشگاهي است كه سايه سنگين سكولاريسم را بر سر خويش احساس ميكند.
