حوزه‌هاي علميه قلب تپنده نظام اسلامي و بلكه جهان اسلام هستند كه زندگي و طراوت آنها را تضمين مي‌كنند. تعاليم اسلامي روح اين كالبد انساني است كه بسته به كمال و تعالي معلم، مجموعه متعلمين و روابط في‌مابين‌شان را تقويت كرده و به سمت خدايي شدن سوق مي‌دهد. حوزه علميه اگرچه در ظاهر سيستم سنتي آموزش معارف ديني است اما در واقع ساختار مديريت پسند روابط امام و مأمومين است. اگر تشكل‌هاي منظم و هدفدار اسلامي را مولود حكومت 5 ساله امام علي (ع) بدانيم و شاگردان بلافصل ايشان را نخستين منتقل كنندگان غيرمعصوم معارف به شمار آوريم نخستين حوزه‌هاي علميه با هدف بسط فكر و علم علوي در كوفه و بصره تأسيس گرديد و پس از آن در فرازي ديگر از تاريخ به انگشت اشاره علم و حكمت باقرالعلوم بسط و رونق دوباره يافت و با تلاش‌هاي بي‌وقفه امام صادق‌(ع) به ساختاري مستحكم، هدفدار و مروج علم ناب ارتقا پيدا كرد. حوزه علميه در زمان امام رضا(ع) پويايي ويژه به دست آورد و مباحث كلامي، عقلي و فقهي علوي ممتاز و جهت‌ساز رو به گستردگي نهاد. با گذري كوتاه بر زندگينامه‌هاي فرزندان و نوادگان اهل‌بيت‌(ع) كه امروز مراقد متبركه‌شان مركز نورافشاني در سراسر ايران اسلامي است درخواهيم يافت كه عمق و حقيقت حوزه علميه در يك ساخت و شكل آموزش معارف نظري خلاصه نشده و دقيقاً تشيع حقيقي را مي‌نماياند.
دراين ساختار استاد به عنوان ركن، نماينده امام معصوم و از اين رو واجد ارزش و لازم‌الاحترام گشت چه اينكه هر علمي ارزشمند نبوده كه هر عالمي ارجمند و مورد ستايش قرار گيرد بلكه آنچه اين ساختار و ركن اصلي آن را در طول سده‌هاي متمادي به ارج و شأني بلند رساند، اتصال آن با فكر و علم نابي است كه صرفاً از معدن علم الهي و دامان پاك معصومين سرازير مي‌گردد.
شاگرد اين مدرسه نيز از دو جهت ارجمند و ستوده است اول ميدان‌داري تشيع عملي و حضور توأمان در صحنه‌هاي علم ناب و عمل صالح و دوم اينكه كامل كننده حلقه هدايت و درگاه دميدن روح به بدنه جامعه مسلمين بوده و از اعتبار و ارزش و جايگاه ممتازي برخوردار است و دقيقاً از اين بين ريشه ساختار مانا و پاياي حوزه علميه هويدا مي‌گردد.
منبع درس در حوزه علميه مقتبس از قرآن و احاديث، ركن ناب و مستحكم ديگري را داعيه‌داري مي‌كند. شيوه آموزش نيز بر مبناي جدل احسن و تقويت روح تلاش و تكاپو در دانش و بينش و رفتار بوده و در ضمن نمايش وجه ديگري از رابطه امام و مأموم، اين ركن پا برجاي ساختار حوزه علميه را به رخ مي‌كشد.
بنا بر آنچه گذشت حوزه‌هاي علميه جريان مستمر علم ناب الهي از سرچشمه انسان كامل است و به واسطه تربيت علمي وعملي شيعيان راستين و با هدف گسترش شعاع هدايتگري امام معصوم(ع) به حيات طيبه خود ادامه خواهد داد پس حفظ اين اركان و تضمين زندگي و طراوت آن مستلزم حفظ ارتباط حقيقي آحاد حوزويان با امام زمان خويش است. بهره‌مندي حداكثري از قرآن كريم در قالب حفظ، تأمل، قرائت و خصوصاً به كارگيري آيات در همه مباحث علمي ديگر تضمين كننده اين جريان نوربخش خواهد بود. فعت شأن استاد به خاطر برتري در تقوا و تقرب الهي و امتياز و برگزيدگي شاگرد به جهت تبعيت فكري، عملي و اخلاقي از اصول ناب اسلامي در حين تعليم و تعلم،است و همه و همه بازتاب شفاف و گويايي از اين ساختار بي‌بديل است. بي‌شك اين نگاه و دريافت اين حقيقت همه دست‌اندركاران حوزه را امانتداراني صديق و تلاشگراني مخلص مي‌طلبد كه خود با وصول به منبع بي‌كران علم و اخلاق، داعيه‌داران هدايت جامعه انساني و اسلامي باشند و در اين راه هر چقدر از امام و چشمه جوشان حقيقت بهره بيشتري ببرند چه به عنوان استاد و چه به‌عنوان شاگرد اركان اصلي اين نظام آموزش را ارتقا مي‌بخشند و بلافاصله منابع درسي كه تأليف اساتيد است و شاگردان، كه رابطه‌سازان اين نظام رفيع آموزشي هستند بي‌نياز به فرآورده‌هاي بيروني به خودپروري و رشد روزافزون نائل مي‌آيند تا سرآمد اين جهد، تزريق حيات علمي و ايماني به مجموعه جامعه اسلامي باشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group