عقل به عنوان يكي از منابع و اركان اصلي استحصال اصول و احكام ديني همواره مورد توجه بزرگان دين اسلام بوده است.
عالمان و محققان بسياري در كم و كيف علوم عقلي در حيطههاي مختلف نظريهپردازي نمودهاند و از اين رهگذر توجه به علم فلسفه بيآنكه به حد و مرز آن بپردازيم، درخور توجه و نظر است. با گذري كوتاه بر تاريخ علوم اسلامي توجه به تعقل و تفكر مورد توجه و اهتمام قاطبه عالمان اسلامي بوده و حتي آنها كه اخباري مسلك و نقلگرا بودهاند نيز به نوعي به توليد فكر مشغول بوده و با تعريف خاص خود از انديشهورزي به اين حيطه مهم وارد شدهاند.
علامه طباطبايي به عنوان يكي از وزنههاي علمي و معرفتي در بين عالمان اسلامي معاصر مبدع و هويداكننده ويژگيهاي علمي و تحقيق و نوآوريهاي معرفتي قابل ملاحظهاي در حيطه علوم اسلامي و علوم عقلي بوده است از جمله اختصاص فعاليتهاي علامه ارائه تفسير جامعي از قرآن كريم است كه از جنبههاي متفاوتي قابل تأمل است. يكي از بارزترين وجوه تفسير گرانبهاي الميزان هماهنگي دقيق نقل و عقل و احاديث اسلامي با ظرافتهاي علوم عقلي و فلسفه است.
تفسير الميزان اگرچه اساساً به شيوه قرآن به قرآن نگارش يافته اما مجموعه عظيم، مستند و گرانبهايي از روايات تفسيري شيعه نيز هست و از منظري ديگر از فلسفيترين تفاسير قرآن كريم به حساب ميآيد. گويي علامه طباطبايي در حركتي حساب شده تعريف عيني و كاربردپذير از فلسفه اسلامي ارائه نموده و عيناً اين تعريف و اين كاركرد را به مهمترين بوته نقد يعني سند دين مبين اسلام، قرآن كريم، سپرده است تا هر شاهد منصف و هر عالم متفكري به خوبي و دقت دريابد كه نهتنها قرآن كريم منطقيترين و عقلانيترين سخنان، راهكار و مجموعه تعاليم الهي است بلكه جذابترين منبع براي اهل عقل و فكر است و با استحكام و ظرافت تمام ابزار انديشه (منطق) و مايه انديشه (فلسفه) را پذيرا بوده و هدايت ميكند. عقلي كه از اين رهگذر حاصل ميشود آسماني و معطوف به عقل كل است و از قيود مادي و تجزيه و تحليلهاي سطحي رهيده است و جلوه درخشاني از عرفان و نگاه عرشي را
مينماياند.
گرچه پيشتر و فراتر از علامه طباطبايي، حضرت امامخميني(ره)، آشتي عرفان و فلسفه را بعد از ملاصدراي شيرازي و برخي ديگر از بزرگان اهل علم و فكر به اثبات رسانده بود اما هنر خاص علامه نماياندن اين آشتيپذيري و يگانگي در بستر قرآن كريم است. براين اساس تفسير الميزان نهتنها خدمت به قرآن و دين مبين اسلام است بلكه سطح و طراز فلسفه اسلامي و حتي علم فلسفه را بالاتر برده و از انحرافات اوهام بشري به سمت هدايتپذيري آسماني رهنمون شده و اثبات كرده است تفكر برتر از هر مقوله و ابزار و امكان ديگري انسان را از فرش به عرش خواهد رساند.
