بسم الله الرحمن الرحیم

خرداد 84 بود که انقلاب از دست تکنوکراتها و تجدیدنظرطلبان رها گشت، محوریت دکتر احمدینژاد در بازگرداندن تفکر ناب انقلابی و احیای خط نورانی امام خمینی(ره) همراه شد با پشتیبانی اکثریت کسانی که در 16 سال پس از جنگ، خون دلها خورده و با صبر و هزینههای سنگین بر حقانیت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد پای فشرده بودند، اما چیزی نگذشت که انگیزههای حقیر و حاشیهای جای خود را به حراست از خط اصیل انقلاب داد.
عصاره ملت و تنها رئیس جمهوری که به تایید رهبری معزز انقلاب شعارهای اسلامی و انقلابی امام فقیدمان را زنده ساخته بود، بیپروا در دو جبهه بزرگ فقر و فساد و تبعیض در داخل و نظام سلطه به رویارویی پرداخت.
وی علمداری بود که باید از بزرگ و کوچک یاریاش میکردند تا بتواند پرچم حقانیت انقلاب اسلامی را در قلهها به اهتزاز درآورد و الگوی جمهوری اسلامی را پس از پیشرفت، روی دست بگیرد اما عرصه کار و خدمت، خالصانه بود و به ناچار در کشاکش این عرصه درونها آشکار میگشت، درونهایی که سالها فرصت ساختن و مهیا کردنش را داشتیم.
از این منظر شاید بزرگترین خدمت انقلاب اسلامی به آحاد بشر خصوصاً آنها که از نزدیک دستی بر آتش داشتند، بالا بردن معرفتها و فروریختن قشریگرایی بود، با پیروی از تعالیم نورانی خمینی کبیر(ره) که به پیروزی انقلاب انجامیده بود، میباید حصارهای انزوا شکسته میشد و حقانیت اسلام حکومتی ظهور و بروز مییافت.
مؤمنانی که داغ «لعنالله من تخلف جیشالاسامه»1 سالها قلوبشان را سوزانده بود، حالا خود با تاکیدات و تاییدات مکرر ولیامر خویش ملزم به یاری جوانی انقلابی و موحد و از جان گذشته بودند که چون بسیاری از آنها صاحب حزب و گروه و القاب و عناوین فریبنده نبوده، ساده و بیآلایش در اوج اقتدار علمی و مدیریتی به جنگ ظلم و فساد شتافته و ساختن ایران اسلامی را وجه همت خویش قرار داده بود.
امروز هشت سال از آن ایام گذشته و بر آن فرمانده جوان که حالا گرد سپیدی بر موی و محاسنش نشسته و بر یاورانی که حاشیهها و فروع به دلمشغولیهای حقیری گرفتارشان ساخته، وقایع مختلفی پیش آمده است اما تاکیدات و تاییدات رهبری هنوز باقی است هنوز ولیامر بر درستی راه احمدینژاد اصرار دارند و حتی او را شاخص انتخاب رئیس جمهور اصلح معرفی فرمودهاند.
«آنچه ما برای رئیس جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیاراتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهایی که وجود دارد.»2 البته رهبر حکیم در تبیین این کلام راهبردی خویش تاکید میفرمایند «ما در سلسله دولتهایی که پشتسر هم میآیند باید رو به پیشرفت باشیم، روبه تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم، هر کس میآید پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی و پایبند به تدبیر باشد.»3
حال انتخابات یازدهم پیشروست، بدون اشاره به اسامی نامزدهای احتمالی و قطعی به نظر میرسد صاحبان تفکرات تجدیدنظرطلبانه که فتنه 88 را پایهگذاری کردند، به ائتلافی نانوشته و پنهانی با تکنوکراتها دست یافتهاند تا در واپسین روزهای اعلام نامزدی فردی که در ظاهر مقبولیت مردمی داشته اما از امتیازات مصرحه رهبر معظم انقلاب بیبهره یا کمبهره است را به صحنه انتخابات بیاورند، هرچند شناسایی چنین فردی کاری مشکل برای اهل نظر نیست، اما اگر آن ائتلاف ادامه یافته و مصمم به پیروزی در این کارزار باشد میتواند برای گزینه معرفی نکرده خود رأی قابل توجهی کسب کند.
این در حالی است که مدعیان اصولگرایی به علت جاماندن از معرفت نو و عدم توانایی در گذر از قشریگرایی، اسیر امیال برخی سیاستمداران و سیاستبازان بیتقوا گشته و احمدینژاد و دولت و خط او را متهم به انحراف میکنند و هیچ گزینه رأیآوری که حتی بتواند نیمی از رأی رقیب را به سمت خود بکشاند، ندارند.
روز امتحان بزرگ در پیش است، کسانی که ادعای تبعیت از ولایت دارند، از آنجا که گزینهای همتراز دکتر احمدینژاد و چه رسد بالاتر از او ندارند و هم این که گزینههای احتمالی آنها از قدرت رأیآوری بسیار پایینی برخوردارند پس میباید با کنار گذاشتن توهمات و تحلیلهای القایی مشتی شیفته قدرت که کانونهای انقلابی و مذهبی را نیز فدای امیال سیریناپذیر خویش میکنند به نقاط قوت دکتر احمدینژاد توجه کنند و نبود ضعفهایی که خود نیز از آنها سخن گفته را ملاک تشخیص قرار دهند.
در این صورت و نه تنها به دلیل رأیآوری بالای گزینه حامی گفتمان دولت بلکه به دلیل اصلحیت و رأیآوری میتوان ائتلاف تجدیدنظرطلبان را با قاطعیت شکست داد که اگر این مهم و این اجماع ضروری در همین روزها اتفاق بیفتد، تجدیدنظرطلبان یا از به صحنهآوری گزینه پنهان و رأیآور خویش منصرف خواهند شد یا از همین حالا خود را برای مصافی تعیینکننده که نهایتاً مدیریت اجرایی را چهار سال دیگر نیز به دست رئیسجمهوری مطابق با شاخصههای رهبری معزز میسپارد آماده میکنند.
این را هم باید افزود که اگر مدعیان اصولگرایی که اکنون دچار انشقاق و ائتلافهای متعدد اسمی شدهاند نتوانند به درک صحیح از وضعیت موجود دست یابند، گزینه دولت یعنی هر کسی که راه و فکر احمدینژاد را در پیش بگیرد، بر نقاط قوت پای فشرد و ضعفها را برطرف سازد، بینیاز از هر ائتلافی رقیب سرسختی برای گزینه نهایی و پنهان ائتلاف تجدید نظرخواهان و تکنوکراتها خواهد بود و در بدبینانهترین احتمال میتواند در دور دوم رقیب را از پیش رو بردارد اما در این میان سرخوردگی تنها دستاورد اردوگاه مدعیان اصولگرایی خواهد بود.
در پایان به نظر میرسد حضور گزینه پنهان تجدیدنظرطلبان و تکنوکراتها در عرصه انتخابات یازدهم منوط به شرایط مختلف داخلی و خارجی است. بدین معنا که اگر در فضای موجود برآورد خارجیانی که در کوره فتنه 88 دمیدند و همواره در دشمنی با جمهوری اسلامی و در تضاد و تقابل با آن هستند، تزلزل در جبهه اصولگرایان حقیقی و گسست در لایههای مختلف اجتماعی ما باشد متوسل به آن گزینه پنهانی خواهند شد و با استفاده از قدرت رسانهای دوقطبی فوقالذکر را ایجاد خواهند کرد .
در مقابل اگر از رأیآوری مخالفان خود اطمینان حاصل کنند بسیار بعید است از ذخیره روز مبادای خود استفاده کنند.پس پرواضح است که توجه مدعیان اصولگرایی به منویات رهبر معظم انقلاب در تایید فکر و راه احمدینژاد و شاخص قرار دادن او نه تنها به رقابت بیحاصل داخلی پایان میدهد و ریشه بسیاری از اختلافات را میخشکاند بلکه دشمن دیرینه را نیز از آخرین طمعورزیها منصرف میسازد .
اما اگر قرار باشد همچنان مردم و رأی تعیینکنندهشان را نادیده بگیرند و به معدود مخاطبان رسانههای پرتعداد خود دل خوش کنند و کماکان بر طبل انحراف دولت بکوبند در ضمن این که با چشیدن طعم شکستی سخت از معادلات سیاسی برای همیشه حذف خواهند شد بلکه در تضاد آشکار با عهد و پیمان خود که حراست از کیان جمهوری اسلامی و پای فشردن بر صراط مستقیم ولایت است نیز قرار میگیرند و یک بار دیگر زمینه شیطنت دشمن و تلخکامی ملت بزرگ ایران اسلامی را فراهم خواهند کرد.
باشد که همه ولایتمداران حقیقی با دست شستن از تحلیلهای بیاستناد، توهمات القایی و نفسانیاتی که همواره بزرگترین دشمن ماست، انقلاب شکوهمند اسلامی را یکبار دیگر یاری کرده و به خیل عظیم ملت هوشیار و بصیر بپیوندند. انشاءالله
1- شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص21
2و3- بیانات رهبر معظم انقلاب اول فروردین 92/ حرم رضوی