بسم الله الرحمن الرحیم

1- ابتداي دهه 40 كه مواضع سياسي و روشنگرانه امام خميني(ره) عليه طاغوت علني شد، آنچه همگان از خاص و عام را جذب ميكرد، عقايد توحيدي و نابي بود كه در لابهلاي سخنان آن مرد الهي نمايان ميشد، هرچند شخصيت و چهره نوراني آن مرد آسماني در گرايش مردم به او و انديشه والايش نیز بيتاثير نبود.امام(ره) عموم مردم ايران و بلكه جامعه جهاني مسلمانان و حتي بسياري از مردم مستضعف در جايجاي گيتي را تشنه فكر و عقيده صحيح و نجاتبخشي ميدانست كه بتواند انسانيت، عزت و كرامت انسانها را تضمین کند، گرچه اين نگاه عميق و واقعبينانه امام(ره) ترجمان دقيقي از اسلام جهانی بود، اما ايشان به جنبههاي فردي و ملي ايرانيان نيز توجه جدي داشتند.
گذشته از فرمايشات متعدد امام راحل در تبيين اين نگاه جهاني، حضور بسياري از صاحبان تفكرات مختلف در گرداگرد امام بهترين سند آن نگاه آسماني بود گرچه با آغاز انقلاب، تمامي آن تفكرات اجازه حضور يافتند تا به رأي مردم گذاشته شوند و جز آنها كه هيچ اعتقادي به اصل اسلام نداشتند، مابقي به انحاي مختلف جذب اسلام و انقلاب و انديشههاي نوراني امام(ره) گشتند كه نمود آن در لايههاي مختلف جامعه ايران اسلامي و برخي ديگر از كشورهاي اسلامي و غيراسلامي به وضوح نمايان گشت و با پيروزي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي ايران نيز با رأي مطلق مردم رسميت يافت. دريافت امام(ره) از اسلام ناب كه فراتر از قالبهاي زماني و مكاني بود، در طول انقلاب نيز ادامه يافت و معمار انقلاب اسلامي بيآنكه فريب صحنهسازيها و فروعات طبيعي روند جامعهسازي را بخورد، بر اصول پافشاري كرد. يكي از مهمترين اسناد در اين زمينه كه ادامه اين يادداشت نيز مرهون فرازهايي از آن است، پيام مهم و تاريخي امام خميني(ره) به روحانيون، مراجع و حوزههاي علميه، مشهور به «منشور روحانيت» است. در فرازهايي راهبردي از آن پيام كه در تاريخ 3 اسفند 1367 صادر شد، آمده است «انشاءالله در بين جامعه مدرسين و طلاب انقلابي اختلافي نيست، اگر باشد بر سر چيست؟ بر سر اصول يا بر سر سليقهها؟»، «راستي شكست هر جناحي از علما و طلاب انقلابي و روحانيون و روحانيت مبارزه و جامعه مدرسين، پيروزي جه جناهي و چه جرياني را تضمين ميكند»، «البته هيچگاه نگران مباحثات تند طلبگي در فروع و اصول فقه نبودهام، ولي نگران تقابل و تعارض جناحهاي مؤمن به انقلابم كه مبادا منتهي به تقويت جناح رفاهطلب بيدرد و نقبزن گردد»، اما شأن نزول آن پيام مبارك، وجود 2 نگاه متفاوت به دين بود كه به «چپ و راست» يا «روحانيت و روحانيون» و نهايتاً «اصلاحطلب و اصولگرا» مشهور شد.
2- از بدو نهضت اسلامي و به موازات بالا رفتن معرفتها و عمق يافتن بينشها، نظر مردم بيش از پيش به سمت افكار و عقايد جلب شد يعني اگرچه در ابتداي انقلاب اسلامي و تحت تاثير فضاي انقلاب، اشخاصي مورد توجه مردم قرار گرفتند و با شناخته شدن افكارشان یا مورد اقبال بيشتر مردم شده یا از سوی مردم طرد شدند.اما پس از آن مردم به جاي آنكه صرفاً به شخص و ظواهر او توجه كنند، ابتدا افكار او را مورد ملاحظه قرار داده و انتخاب كردند. برگزيدن دولت سازندگي از نخستين مواردي است كه مردم در كنار توجه به فرد، افكار هاشمي رفسنجاني را نيز ملاك انتخاب خود قرار دادند. هاشمي اگرچه با شعار سازندگي و گسترش عدالت رأي مردم را جلب و پا به عرصه مديريت اجرايي گذاشت، اما بعدها به همان ميزان كه از عدالت عدول كرده و به سمت اشرافيگري گرايش يافت، رفته رفته از سهم كمتري از توجه و رأي مردم برخوردار گرديد تا اينكه در دورههاي بعد پايگاه قابل ملاحظه مردمي خود را از دست داد، اما پس از او سيدمحمد خاتمي نيز با شعار آزادي و قانون، خود را در معرض انتخاب مردم قرار داد. در آن برهه گرچه ناديده گرفتن نظرهاي مختلف از سوي هاشمي و ايجاد فشار شديد اقتصادي به مردم در كنار ريخت و پاشها و فاصله گرفتن از شعارهاي اصيل انقلاب از مهمترين عوامل اقبال مردم به گزينهاي جديد بود، اما افكار نويي كه خاتمي شعار خود ساخته بود، بيشترين سهم در اقبال مردم به او بود، هرچند او نيز تحت تاثير تندرويها از شعارهاي خود عدول كرد و بيش از پيش از راه اصلي انقلاب فاصله گرفت و به همان ميزان رأي و توجه مردم را از دست داد. رأي 13 ميليوني مرحله دوم انتخابات 88 مجموع رأيهاي هاشمي و خاتمي بود كه نشاندهنده رويگرداني مردم از آنها بود، هرچند پس از وقايع تلخ فتنه 88 بخش قابلتوجهي از آن رأي 13 ميليوني نيز ريزش كرد. اما سومين و مهمترين انتخاب مردم براساس فكر، انتخاب محمود احمدينژاد در خرداد 84 بود. او كه به اندازه دو فرد پيشگفته از قدرت رسانهاي و پشتيباني احزاب و تريبونها برخوردار نبود، صرفاً براساس بيان افكار و عقايد ناب خود مورد توجه آحاد مردم قرار گرفت. اين اقبال عمومي كه از سوي ديگر رويگرداني مردم به هر دو روش سابق در حكومتداري توسط تكنوكراتها و تجديدنظرطلبان را به وضوح نمايان ساخت، پيام بسيار مهم ديگري نيز به داخل و خارج فرستاد. مردم با انتخاب فردي چون احمدينژاد كه داراي افكار و عقايد اسلامي و انقلابي است، اعلام كردند نه تنها از شخصمحوري عبور كردهاند و رأيشان به افكار تعلق ميگيرد، بلكه بالاتر از آن ثابت كردند آحاد ملت قهرمان و بصير ايران اسلامي به آن حد از رشد و بلوغ سياسي - ديني رسيدهاند كه تاريخ مصرف نگاههاي چپ و راست به اسلام و انقلاب تمام شده و با قرار گرفتن قطار انقلاب اسلامي در ريل اصيل و اوليه خويش رأي آنها صرفاً به عقيده صحيح اسلامي و انقلابي است. انقلاب اسلامي كه حالا گستره جهاني يافته و در جاي جاي جهان طرفداران و رهروان ثابت قدم و روشنبيني دارد.
3- از آنچه گذشت ميتوان دريافت راه اصيل اسلام انقلابي كه طاغوت پهلوي را شكست و شعار و هدف امام خميني(ره) بود و پس از آن توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي حتي در مواجهه با دو تفكر چپ و راست كه با تندروي و مخالفت با منشور روحانيت به انحراف و بيراهه كشيده شدند، مؤكداً تبيين و تبليغ گرديد مهمترين ملاك انتخاب مردم است و بزرگي و شناخته شدگي افراد بيآنكه نسبت مستقيم با اين تفكر و راه داشته باشند هيچ تاثيري در مورد آنها به چرخه مديريت جامعه اسلامي خصوصاً سكانداري قوه مجريه ندارد بلكه اگر فردي گمنام و سانسور شده كه سخنانش برآمده از همان اسلام ناب و بيانگر رفتن به همان راه روشن امام و رهبري است حتي اگر به كرات به تيغ تحريف منحرفين از اصول اسلام انقلابي گرفتار شود، باز هم مورد اقبال مردم خواهد بود. مردم ايران اسلامي از اشخاص و خواص خود خوانده و عمارهاي راه گم كرده عبور كرده و به تبعيت از ولي امر خويش افكار ناب اسلامي ايراني را ملاك تشخيص خود قرار ميدهند.
4- بيشك اكثريت مراجع معظم تقليد و روحانيون كه همواره به منشور روحانيت معتقد و ملتزم بودهاند اين بار نيز جلودار اين حركت عظيم مردمي خواهند بود، حركتي كه نماي كاملي از نظام «امام امت» را به عرصه آورده تا با روي گشاده به استقبال حماسه بزرگ 92 گام بردارند. حماسهاي كه افزون بر تغيير همه مناسبات سياسي داخلي، معادلات منطقهاي و جهاني را تحت تاثير قرار خواهد داد.
5- باز هم بايد تاكيد كرد انتخابات يازدهم رياست جمهوري فراتر از انتخاب مجري قانون اساسي و بالاترين مقام اجرايي كشور است و از سال 84 كه انقلاب به ريل اصلي خود بازگشت و گفتمان «عدالت محور»، «جهاني» و «زمينهساز ظهور منجي» دكتر احمدينژاد مرزهاي جغرافيايي را درنورديد، به مطالبه منطقهاي و بلكه فرامنطقهاي بدل گرديده است و همه دوستداران و پيروان انقلاب اسلامي بيتوجه به شعارهاي تكراري و زمان گذشته و بياعتنا به اشخاص و احزاب به دنبال افكار نابي هستند كه كرامت و عزت انساني را بيش از اين به همراه آورد. اين روند جهانشمول از ايران اسلامي و بالخصوص از سال 84 و با سفرهاي پياپي و گفتمانساز دكتر احمدينژاد رونق و انتشار و مقبوليت يافته چشم همه مستضعفان و منتظران منجي در جاي جاي جهان با هر دين و قوميتي را به خود معطوف ساخته است. پس همگان از انديشمند و سياستمدار تا آحاد مردم اين وظيفه جهاني و اسلامي انقلابي خويش را مدنظر قرار داده و به تحقق حماسه سياسي و به دنبال آن حماسه اقتصادي ياري رسانيم. انشاءالله
