بسم الله الرحمن الرحیم

پس از اعلام اسامي كانديداهاي احراز صلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان، اظهارنظر اسحاق جهانگيري رئيس ستاد انتخاباتي هاشمي رفسنجاني قابل تامل بود. وي در پاسخ به اين سوال كه آيا هاشمي رفسنجاني نسبت به عدم احراز صلاحيت اعتراض خواهد كرد، با تاكيد بر قانونمداري و اخلاقمداري وي گفت: آقاي هاشمي و ستاد ايشان هيچ اعتراضي نخواهند كرد. با توجه به اين پاسخ كوتاه، اين سوال مهم مطرح ميشود كه آمدن هاشمي با آن مقدمات چند ماهه كه بارها كشور را دچار بحران معرفي كرده و خود را ناجي ميدانست و خصوصاً دو، سه روز منتهي به پايان زمان ثبتنام كه مترصد ثبتنام گزينه حامي گفتمان دولت بود، با اين عدم اعتراض چگونه قابل جمع است؟! در اين خصوص احتمالاتي مفروض است:
يكم: او براي رد صلاحيت و خالي كردن ميدان براي مدعيان اصولگرايي، اين فضا را ايجاد كرد چه اين كه پايگاه اصلي انديشه سياسي او آنقدر كه به جناح راست سنتي نزديك است، به هيچ ديدگاه سياسي ديگري قرابت ندارد. هاشمی با ثبت نام پر سروصدای خود همزمان با ثبت نام مهندس مشایی، فضای روانی مناسب برای رد صلاحیت حامی گفتمان دولت را ایجاد کرد، لذا او با اين حركت سياسي در تفاهمی نانوشته به احياي تفكر سنتگرا در فضاي سياسي امروز جامعه شتافت.
دوم: ثبتنام هاشمي آن طور كه خود ادعا ميكرد، فراجناحي بوده و براي برقراري خط اعتدال در جامعه سياسي پا به ميدان رقابت گذاشته بود. در اين صورت نيز او ميبايست از اين رسالت بزرگي كه براي خود تعريف كرده و قائل است، تا آخرين مرحله -كه به طور طبيعي اعتراض قانوني جزئي از آن است- در عرصه باقي بماند و اين با پاسخ رئيس ستاد او ناسازگار است.
سوم: هاشمي نه با راستگرايان پيماني نانوشته دارد و نه ادعاي اعتدالآفريني او جز بلوفي سياسي است بلكه او عليرغم رويارويي سالهاي گذشته اصلاحطلبان با او، به خيل آنها پيوسته و به عنوان گزينه نهايي تجديدنظرخواهان به عرصه رقابت وارد شد. در اين صورت نيز اعتراض او امري بديهي مينمود چه اين كه گزينههاي اصلاحطلبان از انتخاب شوراهاي اسلامي شهر و روستا نيز حذف شده و بدنه اجتماعي و هواداران جناح چپ منتظر عكسالعمل منطقي گزينه نهايي خود هستند كه قطعاً پذيرفتن عدم احراز صلاحيت و حذف شدن از گردونه رقابت جواب مورد انتظار آنها نخواهد بود. براساس اين 3 احتمال و احتمالات ضعيف ديگري كه وجود دارد، اين نكات حائز اهميت و ملاحظه است:
1- ثبتنام بيحاصل هاشمي با چه نيت و برنامهاي صورت گرفت كه با هياهو آغاز و اين گونه سرد و خاموش شد؟!
2- بنابراين فرض كه گفتمان اصيل انقلاب اسلامي كه ارمغان دكتر احمدينژاد از لابهلاي جنگ و دعواهاي بيسرانجام جناحهاي چپ و راست در 16 سال پس از جنگ تحميلي است، نهايتاً هيچ گزينهاي در انتخابات يازدهم رياست جمهوري نداشته باشد، با ادامه يافتن آن بازي كه اكثريت مردم نيز از آن رويگردان هستند، نقش هاشمي چه خواهد بود؟ اعتدالي كه خود بر آن خط بطلان كشيد؟ رفتن به سمت راستيهايي كه اين گونه او را تخريب و حذف كردند؟ و يا پيوستن به اصلاحطلباني كه حاضر نشد براي حضور آنها در صحنه سياسي هيچ هزينهاي متحمل شود؟
3- آقاي هاشمي كه همواره خود را در كنار رهبر معظم انقلاب – و البته نه تابع ايشان – ميداند در تحقق فرمان رهبري معظم براي تحقق حماسه سياسي چه خواهد كرد آيا يك آمد و رفت بيحاصل كه حجمي از توقعات اجتماعي را ايجاد يا تقويت كرد كمكي به خلق حماسه ملي ميكند يا خداي نخواسته به سردرگمي و يا سرخوردگي بخشي از بدنه جامعه ميانجامد؟
در پايان لازم به يادآوري و تاكيد است كه وجود مصالح بزرگ و تعيينكننده براي اسلام و انقلاب و جمهوري اسلامي كه همواره از سوي رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار گرفته و حتي بسياري از دلسوزان از درك آن ناتوانند در كنار انتظار خيل مردم و مشتاقان گفتمان عدالت گستر دكتر احمدينژاد كه هماكنون منتظر پاسخي منطقي و روشن نسبت به حذف تنها گزينه اين گفتمان هستند و همچنين ضرورت ايجاد شور و شوق ملي براي خلق حماسه سياسي عوامل مهم و تعيينكنندهاياند كه نويسنده را به نگارش اين مختصر واداشت و اين برداشت ناصواب كه اين قبيل نظرات در پي ايجاد فضاي اعتراضي است كاملاً مردود است و همان طور كه رهبر معظم انقلاب و رياست محترم جمهور اشاره كردند همه بايد براساس قانون رفتار كنند. انشاءالله
