مهندسی انتظارات مردمی

 


 

بي‌شك منتخبين مردم در هر دوره چه براساس شعارهاي تبليغاتي خود و چه براساس احساس تكليف ملي و انقلابي به دنبال برآورده كردن انتظارات مردم، رهبري و قانون بوده‌اند و اگر مشكلاتي پيش آمده، به نوع نگاه و اولويت‌بندي‌هاي مجموعه تحت مديريت‌شان باز مي‌گشته است. براي تبيين اين تجربه كه اين روزها در آغاز تشكيل دولت يازدهم در حال بازخواني و تكرار است، توجه به موارد مهمي بر همه اصحاب سياست و قلم لازم است تا رئيس جمهور منتخب و دولت او را در راستاي منافع ملي ياري رسانند. چه اين كه معمولاً خطاهاي پيش از اين برخي دولت‌ها در نگاه به اولويت‌هاي ايران اسلامي بيش از آن كه صرفاً به رئيس جمهور و ديدگاه‌هاي شخصي او بازگردد، به امواج سياسي ايجاد شده توسط سياست‌ورزان و حتي سياست‌بازان و كانون‌هاي قدرت و ثروت بازگشت داشته است. بر اين اساس و بدون مقدمه نكات تاثيرگذار در اين روند را برمي‌شمرم:
1- ما بايد با دست شستن از اتهام‌زني و القاي تحليل‌هاي غيرعلمي و غير مستند، بپذيريم همه جناح‌ها و افراد موثر سياسي، ‌تشكيل دهنده مجموعه نظام اسلامي و اعضاي يك خانواده هستند و همان طور كه انگشتان دست برابر نيستند، عناصر سياسي و مسئول نيز از ديدگاه‌ها، مشرب‌هاي فكري و سليقه‌هاي متفاوتي برخوردارند اما مهم اعتقاد و التزام به اصول حاكم بر انقلاب و جمهوري اسلامي است كه صريحاً در قانون اساسي آمده است. پس برداشت هر يك از ما از قانون يا نوع اجراي بخشي از آن- گذشته از اين كه قانوناً هم مسئول مشخصي براي تفسير دارد- به معناي خروج از دايره نظام اسلامي نيست، همه صاحبان فكر و قلم و منصب بايد باور كنند مردم به تحليل‌ها و القائات رسانه‌اي توجه چنداني ندارند و از همان ابتداي پيروزي نهضت دريافته‌اند متوليان امر از سلايق و نقطه نظرات بعضاً متضادي برخوردارند اما همگي اصول را پذيرفته و در حد وسع خويش به آن پايبند هستند. مراجعه به آراي مردم در انتخابات رياست جمهوري سال‌هاي 68، 76، 84 و 92 به وضوح اين درك بالاي مردم آگاه ايران اسلامي را نمايان مي‌سازد. از اين گذشته رهبر معظم انقلاب نيز به عنوان سكاندار اين عرشه همگي جناح‌ها و افراد با همه اختلاف آرا و نوع عملكردشان را هرگز خارج از دايره نظام برنشمرده‌اند و به خوبي و شايستگي به تعامل با مجموعه‌هاي مختلف سياسي اهتمام ورزيده و همه را به اين مهم توصيه كرده‌اند.
2- همه ذي‌نفوذان فكري و سياسي و صاحبان تريبون‌هاي رسمي بايد بدانند ساختن تمدن اسلامي همچون ساخت هر انديشه كوچك و بزرگ ديگري اگر حاصل تضاد و ديالكتيك دروني باشد، بسيار كامل‌تر، منسجم‌تر و ماناتر خواهد بود و چه بسا در عالم توليد فكر و انديشه براي ساخت جامعه و حتي تمدن جهاني الزام و نياز به «تضارب آرا بدون تكفير» داريم چه اين كه نهاد انسان نيز هم اين‌گونه ساخته شده است و در آن واحد توان حركت به دو سوي مختلف را دارد و با مديريت صحيح و رسيدن به خط اعتدال مي‌توان زندگي سعادتمندي را ايجاد كرد و حذف و سركوب يكي، نتيجه‌اي در بر نخواهد داشت پس حضور جناح‌هاي فكري كه در ساحت مديريت اجتماع- درست يا غلط- به ايجاد احزاب و جناح‌ها مي‌پردازند، نه تنها نقطه ضعف نيست و نبايد بهانه اتهام‌زني به خروج از دايره اسلام و انقلاب قرار گيرد، بلكه از مهم‌ترين نقاط قوت جمهوري اسلامي است. البته همواره براي رسيدن به نقطه تعادل و بهره‌مندي از همه ظرفيت‌هاي مختلف فكري بايد هزينه داد اما مي‌توان با درايت اصحاب فكر و سياست اين هزينه‌ها را به حداقل رساند. چه زيبا فرمود مولاي متقيان امام علي(ع): «آلة الرياسة سعة الصدر». ابزار مديريت اجتماعي شرح صدر و جامع‌نگري و تحمل يكديگر است.
3- اگر دولت سازندگي تن به تعديل و رياضت اقتصادي داد و بر‌اساس آن برخي مباني فكري و اصول انقلابي - اسلامي همچون عدالت به فراموشي سپرده شد، بيشتر و پيشتر از آن‌كه اعمال نظر شخصي رئيس جمهور وقت باشد، برايند دو جبهه‌گيري افراط‌گرايانه در جامعه بود. از يك‌سو نزديكان آقاي هاشمي براي پيشبرد اهداف خود و اثبات درستي برداشت‌شان از وضعيت موجود راه افراط و ارائه مشاوره‌ها و طراحي‌هاي يكسونگر را وجهه همت خويش قرار دادند و از سوي ديگر مخالفان نيز به جاي رفتن به راه اعتدال و تبيين درستي يا غلطي برداشت كارگزاراني به تقابل و دشمني با سياست‌هاي مطرح شده مي‌پرداختند و در اين گير و دار بي‌مبنا و به دور از تدبر و اخلاق به غير از فراموشي اصول، اين مردم بودند كه بيشترين هزينه‌هاي مادي و معنوي را براي آزمون و خطاهاي دو جناح مخالف پرداختند. بزرگترين و روشن‌ترين دليل براي اين سخن تشكيل دولت اصلاحات بدون هيچ همگرايي و همراهي با آن اصول مغفول مانده در دوره سازندگي است. اگر تقابل‌هاي شبه‌دشمنانه اثرگذار بود، يا بايد روش دولت سازندگي را اصلاح مي‌كرد كه نكرد يا اين‌كه پس از آن دولتي عدالت‌محور را بر سر كار مي‌آورد كه نياورد.
اين داستان تلخ دقيقاً در دولت هفتم و هشتم نيز تكرار شد. آقاي خاتمي با شعارهاي فكري و فرهنگي و بسط آزادي بيان و ترويج فرهنگ گفت‌و‌گو در داخل و خارج پا به عرصه اجرا گذاشت، اما باز هم تحت تاثير دو جريان متضاد قرار گرفت كه يكي داعيه‌دار همراهي با او و همفكري و ياري‌رساني او بود و در اين راه از هيچ افراطي دريغ نكرد و عملاً عرصه فراخي براي منتقدين تندرويي ايجاد كرد كه ماحصلي جز فراموشي برخي ديگر از اصول انقلاب، توقعات به جاي مردم و رهبري نداشت. كافي است نگاهي گذرا به آن ايام كنيم عده‌اي امريكا را مهد آزادي، كانون آرامش و نقطه اتكا پنداشته و تبليغ مي‌كردند و با همه توان دولت و بعدها قوه مقننه و ديگر دستگاه‌ها را به سمت غرب و غربي شدن هل مي‌دادند و در مقابل هم برخي اين نگرش - اگرچه غلط بود - را جاسوسي، خودفروختگي، عملگي امريكا و... وانمود مي‌كردند و طبيعي است اين افراط طرفين را به اتخاذ مواضع شديدتر وادار كرد تا در پي آن منافع ملي در بسياري از حوزه‌ها دچار خسارت شود.
اما اين داستان از سال 84 به بعد تلخ‌تر شد، چرا كه منتخب مردم خاستگاه سياسي - جناحي نداشت و حال در كنار نظريه‌پردازي و عملكرد دكتر احمدي‌نژاد و نزديكان او، دو نقطه تقابل ايجاد شده بود يكي با تابلوي اصولگرايي به جنگ او آمده بود و ديگري با تابلوي اصلاح‌طلبي، در حالي كه هيچ‌يك به اصول خويش نيز پايبند نبوده وعمدتاً راه افراط را در پيش گرفتند. يكي هر تصميم خرد و كلاني را مخالفت با اسلام تلقي و تبليغ مي‌كرد و ديگري آن را خرافي، غير‌كارشناسانه و موهوم و در اين بين هزاران تصميم و عملكردي كه اتفاقاً مطابق با اصول انقلاب اسلامي و در جهت تامين منافع ملي بود يا ديده نمي‌شد يا با ده‌ها انگ سخيف كم‌اثر و به كناري رانده مي‌شد و مردم همواره در چشيدن طعم شيرين خدمات بي‌سابقه دولت‌هاي نهم و دهم ناكام مي‌ماندند.
4- اما امروز نوبت به دولتي ديگر با رئيس جمهوري ديگر رسيده است. شعار محوري دكتر روحاني - به درستي تمام - اعتدال است، اما آيا صاحبان فكر و قلم و منصب خود با شيوه معتدلانه به تحليل واقعيت‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي موجود مي‌پردازند و آيا وضعيت داخلي و خارجي ايران سرافرازمان را به دور از افراط و خود حق پنداري‌ها در اختيار افكار عمومي و خصوصاً رئيس‌جمهور منتخب قرار مي‌دهند و يا خداي نخواسته قرار است باز هم شعار خوب و بجايي سر داده شود اما زير لواي آن با افراط گرايي و عدول از اصول بپردازيم و باز هم منافع ملي پايمال و ضايع گردد؟

 

 

 

البته قضيه آنقدرها هم پيچيده نيست كافي است همه «انصاف» داشته باشيم از «تكفير» دست برداريم. بپذيريم بناي جمهوري اسلامي با اتكا به قانون اساسي مترقي خود و رهبري‌هاي داهيانه حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بسيار مقاوم‌تر از آن است كه كم و كاستي‌ها يا انحرافات و تخطي‌هاي ريز و درشت و حتي فتنه و فتنه‌گري‌هاي اجتناب‌ناپذير بتواند به ريشه و اصل آن آسيبي برساند. همگي بايد گفت‌وگو و تعامل را جايگزين يكجانبه‌نگري و يكسويه‌گويي كنيم. اگر تريبوني در اختيار داريم خصوصاً كه از بيت المال ارتزاق كند، كه ظاهراً به يكي از جناح‌هاي سياسي تعلق دارد، اما واقعاً متعلق به مردم و ايران اسلامي است پس به جاي افراط در ابراز نظرات سياسي خود با رعايت حق رقيب سياسي و از آن بالاتر رعايت حقوق اسلامي و انساني و اخلاقي، از تخريب ديگران و قضاوت‌هاي بي‌سند و ارائه تحليل‌هاي موهوم دست بشوييم.
5. اين روزها علي رغم اين‌كه رئيس‌جمهور منتخب خاستگاهي فراجناحي داشته و رسما و كراراً از اعتدال و به كارگيري همه نيروهاي توانمند سخن به ميان مي‌آورند و دكتر احمدي‌نژاد نيز در كنار ادامه خدمت‌رساني به تعامل گسترده با دولت يازدهم اهتمام كرده است اما متاسفانه از هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا سخنان و مطالب و مشاوره‌هاي ضد مردمي و سهم‌خواهانه‌اي توليد و ترويج مي‌شود. يكي از نفوذ جاسوسان غرب و رژيم صهيونيستي در دولت هنوز تشكيل نشده مي‌گويد و ديگري از تحويل گرفتن ايران ويران شده پس از دولت دهم آيا اين‌ها جز افراط و جز همان تحليل‌هاي نفساني چيز ديگري است؟ آيا اين قبيل تحميل‌گري‌ها گذشته از اين‌كه انتظارات مردمي را با سرخوردگي مواجه خواهد ساخت حتي مي‌تواند اميال سياسي جناح‌هاي سياسي گويندگانش را تامين كند؟ آيا فرصت عبرت‌گيري از خطا‌هاي پيشين براي تاثيرگذاران و صاحبان قدرت و تريبون فرا نرسيده است؟ آيا نبايد از مردم بياموزيم كه همه در زير چتر ولايت همچون خانواده‌اي با سلايق مختلف مسالمت‌آميز، اميدآفرين و پرنشاط و روبه پيشرفت زندگي كنيم؟
6- در پايان بايد دو نكته كوتاه اما مهم را بيفزايم؛ اول اين‌كه اين يادداشت به دنبال تخطئه اشتباهات احتمالي افراد و مسئولان در رده‌هاي مختلف نيست و قرار بر اين نيست كه هر نابساماني مديريتي را صرفاً به گردن اهل نظر و مشاوره و صاحبان تريبون انداخت و دوم اين‌كه با طرح چنين مباحثي نبايد به دام ساده‌انگاري افتاد و دشمني‌هاي پنهان و آشكار دشمنان تابلودار اسلام و ايران عزيز در خارج و داخل را ناديده گرفت. دشمن تا شكست نهايي به تلاش مذبوحانه خود ادامه خواهد داد و قطعاً تا فضاي كارشكني‌هاي داخلي را به دست عوامل سست‌عنصر، خودفروختگان يا ساده‌دلان فريب‌خورده مي‌تواند ايجاد كرده يا استمرار دهد نيازي به شدت بخشيدن به روش‌هاي ديگر دشمني نمي‌بيند، پس بايد در كنار همدلي و تعامل بين نيروهاي وفادار به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و تحمل كاستي‌هاي يكديگر همواره مراقب حركات دشمن نيز بود.
7- ماه مبارك رمضان و تلاقي آن با واگذاري تصدي امور كلان اجرايي به دولت جديد را به فال نيك بگيريم و با پافشاري بر اصول انقلاب اسلامي به دور از هر افراط و تفريط، علم و تجربه‌مان بي آنكه ريشه در رد و تخريب ديگري داشته باشد را به جامعه و خصوصاً دولت جديد ارائه دهيم. باشد كه خداوند متعال بر اين همدلي و اعتدال بركت افزونتري ببخشد و جمهوري اسلامي در اين شرايط پيچيده و سخت منطقه‌اي و جهاني بتواند به رسالت الهي خويش بيش از پيش جامه عمل بپوشاند. مبادا باز هم گوش سپردن به اميال و نفسانيات و اظهارنظرها و مشاوره‌هاي كينه‌توزانه، ضدمردمي و قانون‌گريزانه، موقعيت خطير اين پايگاه توحيدي كه چشم اميد همه مستضعفان و محرومان در جاي جاي جهان است را با مشكلات افزونتري روبه‌رو سازد. خداوند همگي‌مان را به تبعيت از آيه شريفه «محمد رسول‌الله والذين معه اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» موفق بدارد. ان‌شاءالله