دولت یازدهم و لزوم نقشه راه جهانی

انقلاب اسلامي كه اكنون گسترهاي فرامنطقهاي پيدا كرده، عليرغم غفلت برخي صاحبان انديشه و سياستورزان بنا بر جذابيت ذاتي خود به مطالبهاي جهاني تبديل شده است. امام راحل(ره) در ترسيم ويژگيهاي امروز انقلاب اسلامي نقشه راهي ترسيم كرده بودند كه توسط رهبر معظم انقلاب تبيين شد. براساس اين مدل، جهاني شدن اسلام به پرچمداري جمهوري اسلامي ايران در مراحل پنجگانه محقق ميشود و اين مراحل به اختصار عبارتند از:
سقوط طاغوت،
برپايي انقلاب اسلامي
تشكيل نظام اسلامي
اسلاميسازي ايران
و صدور انقلاب به اقصي نقاط جهان
رهبر حکیم انقلاب تا پيش از سال 84 با تاكيدات مكرر جهتگيري نظام را به سمت اسلامي شدن دولت ترسيم ميكردند و مجموعه سياستگذاريهايشان كه به نوعي از نامگذاري سالهاي اخير هويدا ميشود مبتني بر تحقق مرحله سوم و ورود به مرحله «كشور اسلامي» بوده است. ايشان در ابتداي دولت هشتم اين چنين ميفرمايند: «بعد از آنكه نظام اسلامي پيش آمد، نوبت به تشكيل دولت اسلامي به معناي حقيقي ميرسد. تشكيل دولت اسلامي مرحله سوم است. ما الآن در اين مرحله هستيم. (بيانات 21/9/80) معظمله در همان سخنراني با تبيين بيشتر اين مدل تاكيد ميفرمايند: «ما الآن در مرحله دولت اسلامي و كشور اسلامي قرار داريم.» از اين فراز و ديگر سخنان ايشان ميتوان فهميد پس از شكست طاغوت مابقي مراحل الزاماً ترتيبي نيستند و بنا بر بضاعت و توانايي نظام و مردم تحقق مييابند يعني از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي طرح تشكيل دولت اسلامي و كشور اسلامي در دست بود اما در هر برهه با توجه به امكانات و الزامات به بخشي از آنها نايل گشتهايم.
گرچه دولت هشتم تحت تاثير تجديدنظرطلبان به حاكميت دوگانه گرايش پيدا كرد اما تدبيرهاي رهبر معظم با همراهي مردم، اصول پيشرفت اسلامي را در آن برهه با سرعت كم اما مولد و جهشزا محقق ساخت يعني انتخابات نهم رياست جمهوري نه تنها دكتر احمدينژاد را بر تصدي امور اجرايي نشاند بلكه در ضمن ايجاد شفافيت در مراحل طي شده در اين مدل اسلاميسازي، جهش قابل توجهي در همه اركان اسلاميسازي فراهم آورد.
رهبر حكيم انقلاب در ابتداي كار دولت نهم، چنين ميفرمايند: «كشور اسلامي يعني كشوري كه اسلام حياتبخش، اسلام نشاطآور، اسلام تحركآفرين، اسلام بدون كجانديشي و تحجر و انحراف، اسلام بدون التقاط، اسلام شجاعتبخش به انسانها و اسلام هدايتكننده انسانها به سوي علم و دانش بر آن حاكم است» ايشان زمينه تشكيل كشور اسلامي را نيز اينچنين تشريح ميفرمايند:« من و امثال من اگر خودمان صادق باشيم، ميتوانيم مردم را صادق بار بياوريم. اگر خود ما اسير هوي و هوس نباشيم، ميتوانيم مردم را آزاد از هوي و هوس بار بياوريم. اگر ما شجاع باشيم، ميتوانيم مردم را شجاع بار بياوريم. اگر من و امثال من اسير هوي و هوس و دنبال طمع و بنده و ذليل ترس و طمع خود بوديم، نميتوانيم مردم را با فضايل بار بياوريم. اين بسته به شانس و اقبال هركسي است كه در گوشهاي معلم خوبي پيدا كند و به صورت فردي تكامل يابد؛ جامعه پيش نخواهد رفت. دولت اسلامي است كه كشور اسلامي به وجود ميآورد». (بيانات 28/5/84)
اما عليرغم كجانديشيها، قشريگريها و نگاههاي تنگ و متحجرانه به اسلام و انقلاب از سوي افرادي كه خود را صاحبان انقلاب اسلامي دانسته و فرزند ملت و پيرو حقيقي ولي فقيه در اسلاميسازي دولت و كشور را متهم به انحراف ميكردند، دكتر احمدينژاد با تحقق اهداف خود در تشكيل دولت نهم، بناي دولت دهم و هدف عالي آن را صدور بيش از پيش انقلاب اسلامي قرار داد، و با نامگذاري دولت دهم به «دولت انتظار» نويدبخش تكامل دورههاي پنچگانه اسلاميسازي شد. در همين حال دكتر احمدينژاد در ضمن گسترش روابط منطقهاي و فرامنطقهاي و حملات پي در پي به نظام سلطه با پيشهساختن راهبرد سكوت الهامبخش، سعي در فهماندن اين حقيقت روشن به خواص و نخبگان جامانده از مردم داشت كه ميبايست در اين برهه به جاي دعواهاي بيسرانجام سياسي به فكر كاملسازي همه مراحل جهانيسازي اسلام و انقلاب باشند.
آنها كه دستي در نظريهپردازي دارند خوراك فكري كشورهاي بپاخاسته را فراهم كنند و آنها كه توان اجرا دارند گوشهاي از اين انقلاب جهاني اسلام را عهدهدار شوند اما صد حيف كه قشريگري و تنگنظري مانع درك حقايق بود و آنها به جاي همراهي بر تهمت و افترا و آزار خويش افزودند و اين فضاي ناسالم غيراخلاقي بستر مناسبي بود تا دشمنان اسلام و انقلاب به فكر انتقام از نظام اسلامي بيفتند و در اين راستا از هر چه كه از دستشان برآمد دريغ نكردند؛ از تلخكردن كام مردم با فتنه 88 تا ترور دانشمندان هستهاي و نهايتاً آشفتهسازي بازار. اما رهبري هوشمند انقلاب همچنان بر اصول پاي فشرده و همگان را از پرداختن به فروع و بحثهاي بيحاصل نهي فرمودند و نهتنها جهت اصلي دولت دهم را مكرراً تاييد كردند بلكه رسماً موفقيت نظام اسلامي و مردم بصير ايران و اقدامات تحسينبرانگيز دكتر احمدينژاد در ورود به مرحله نهايي جهانيسازي اسلام و انقلاب را نويد دادند.
ايشان همه اين ماوقع تلخ و شيرين را در عبارتي موجز و در ديدار هيئت دولت دهم با ايشان چنين تشريح فرمودند: در اين سالهايى كه دولت نهم و دولت دهم بر سر كار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاىانقلاب و چيزهايى كه امام به آن توصيه ميكردند و ما آنها را از انقلاب آموختيم، خوشبختانه كاملاً برجسته شده: مسأله سادهزيستى مسئولان، استكبارستيزى، افتخار به انقلابيگرى. يك دورهاى بر ما گذشت كه اسم انقلاب و انقلابيگرى و اينها به انزوا افتاده بود؛ سعى ميكردند به عنوان يك ارزش منفى يا ضد ارزش، از اين چيزها ياد كنند؛ مقاله مينوشتند، حرف ميزدند، گفته ميشد. امروز خوشبختانه اينجور نيست، درست بهعكس است... تلاش دشمنان در مقابله با جمهورى اسلامى در اين سالهاى اخير، بخصوص در همين شش هفت سال گذشته و بخصوص در اين دو سه سال اخير، بيشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثير دارد ... يكى از علل اين دشمنىها، همين پيشرفتهاى شماست... عامل دوم اين دشمنىها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. عامل ديگر، همين حوادث منطقه است؛ اين بيدارى اسلامى و آنچه كه در منطقه ما رخ داد كه حادثه فوقالعاده مهمى است.
(بیانات در دیدار رئیس جمهوری و هيأت دولت ۱۳۹۱/۰۶/۰۲)
در همین راستا معظمله گرچه از ابتداي انقلابهاي منطقه، جمهوري اسلامي را بهترين الگوي ملتها برشمرده و اصول حقانيت و استمرار و راه پيروزي آن را تشريح ميكردند اما در ابتداي سال 92 و در اجلاس علماي امت و بيداري اسلامي سرفصلهاي نقشه راه تمدن جهاني اسلام را تبيين فرمودند.
رهبري عزيز انقلاب چنين ميفرمايند: «آرايش ظاهري اين تمدن را در حكومت مردمي، در قوانين برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگويي به نيازهاي نوبه نوي بشر، در پرهيز از تحجر و ارتجاع و نيز بدعت و التقاط، در ايجاد رفاه و ثروت عمومي، در استقرار عدالت، در خلاص شدن از اقتصاد مبتني بر ويژهخواري و ربا و تكاثر، در گسترش اخلاق انساني، در دفاع از مظلومان عالم، و در تلاش و كار و ابتكار، ميتوان و بايد مشاهده كرد. (بيانات 9/2/92)
با نگاهي به اصول تمدن اسلامي مصرحه در کلام رهبري انقلاب و بنابر آنچه گذشت، همه ما نه از روي خواست – كه قطعاً اين چنين نيز هست – بلكه از روي الزام و وظيفهاي كه اين اقبال جهاني و اين مطالبه عمومي ايجاد كرده است، ميبايست اسلام و انقلاب و ساختار حكومتي اسلامي را روي دست بگيريم كه جهاني باشد. نظام اسلامي و خصوصاً دولت یازدهم و شخص رياست محترم جمهوري نیز می بایست عملاً در كنار انجام وظايف ملي، گستره فعاليتهاي خود را براي فراهمآوري مقدمات تشكيل تمدن اسلامي به اقصي نقاط جهان گسترش دهند.
بر اين اساس يازدهمين دولتجمهوري اسلامي ايران در ادامه راه عمل به نقشه راه امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب در جهانيسازي اسلام و انقلاب، بايد نگاهي جهاني به همه اين مقولات داشته باشد و صرفا داشتن برنامه براي اداره مملكت و توان اجراي آن نه تنها كافي نيست بلكه عقبگرد آشكار در اصول انقلاب اسلامي خواهد بود. بنابر این آنچه از يازدهمين رئيسجمهوري اسلامي ايران از حیث نقشه راه جهانی سازی انقلاب و جمهوری اسلامی انتظار می رود عبارت از موارد ذیل خواهد بود :
1- پافشاري بر اصول انقلاب اسلامي؛ اين اصول صريحاً در وصيتنامه سياسي – الهي امام خميني(ره) مندرج شده و رهبري معظم انقلاب همواره در حال تشريح و تبيين يكايك آنها هستند. مهمترين اين اصول که نوعا گستره ای فرا ملی دارند عبارتند از: دفاع از مظلوم، استكبارستيزي، عدالتخواهي، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، سادهزيستي، خدمت به مردم، سازشناپذيري، برخورداري از رأفت و رحمت و اخلاق اسلامي، احترام به حقوق انسانها، تلاش براي تامين و تضمين آزادي انسانها، اهتمام به تامين آموزش و بهداشت فردي و اجتماعي، پركاري، اميدآفريني، خستگيناپذيري و...
2-استفاده از همه ظرفيتهاي انساني براساس نگاه توحيدي؛ با لحاظ چنين ديدگاهي الهي و انساني فقط دشمنان خدا و انسانيت از دايره توجه و تاثير خارج خواهند بود و اين نگاه عرصه جذب حداكثري و دفع حداقلي را به نمايش خواهد گذاشت چه اينكه همه مردم جهان مخاطب انبيا و اوصياي الهي بوده و امام خميني(ره) بهعنوان احياگر شيوه پيامبران آسماني دريچه نگرش انقلاب اسلامي به جهان را براساس نگاهي انساني تاسيس كردند كه توجه به خيل عظيم مستضعفان فكري و فرهنگي و اقتصادي كه اسير پنجه قدرتمند نظام سلطه و صهيونيزم جهاني شدهاند در آن اصلي هميشگي تا ظهور منجي كل خواهد بود.
3- اهتمام به مقوله انتظار و اعتقاد به حكومت مهدوي؛ بنا بر آنچه در جايجاي اين نوشتار آمد فلسفه وجودي جمهوري اسلامي، زمينهسازي براي حكومت جهان امام مهدي(عج) است و با توجه به طي شدن مراحل چهارگانه شكست طاغوت، استقرار نظام اسلامي و اسلامي شدن دولت و كشور، اكنون به مرحله نهايي صدور انقلاب اسلامي نائل گشتهايم و اين مرحله نيز جز ترجماني از تدارك زمينه تشكيل حكومت جهاني امامعصر(عج) نيست پس يازدهمين رئيسجمهوري اسلامي نهتنها ميبايست معتقد به مهدويت باشد بلكه به واسطه شعار و عمل، اميد به ظهور منجي را در ايران و جهان منتشر سازد و با بهرهگيري از مشتركات اديان و اقوام مختلف در اعتقاد به «نجاتبخش آسماني» بيش از پيش هستههاي مقاومت مردمي در برابر ظلم و فساد را به رسميت شناخته و مديريت كند.
