بسم الله الرحمن الرحیم
آزمون خطیر بزرگان

بيشك امروز اسلام و ايران در حساسترين موقعيت خويش قرار دارند و همه كفر و نفاق و ناداني آنچه دارند براي رويارويي با اين كانون حقطلبي به كار گرفتهاند و جز به بركني اين شجره طيبه رضايت نخواهند داد.
امروز به راستي پيچ خطرناك و تاريخي براي ماست. روزي است كه بايد بزرگترين نرمشها و از خودگذشتگيها را براي حفظ اسلام عزيز و كيان ايران بزرگ به ميدان آورد. به راستي امروزه كيست به اوضاع مصر و سوريه و لبنان و عراق و بحرين و عربستان و ليبي و تونس و افغانستان و برخي ديگر از كشورها بنگرد و برخود نلرزد كه دشمن دانا و دوست نادان چطور به نابودي جبهه حق كمر همت بستهاند و به راستي كيست كه خود را در اين موقعيت حساس بركنار از مسئوليت بداند؟
البته نبايد از شيطنتهاي داخلي، مخالفان به ظاهر خودي ولايت فقيه و شخص وليفقيه، مخالفان اصل جمهوري اسلامي و مدافعان سلطنت اسلامي غفلت كرد و نميبايست افراطيهاي چپ و راست كه هيچگاه با مردم و رهبري و قانون اساسي همراه نشدند را از نگاه دور ساخت؛ همان طمعورزاني كه آرمانهاي انقلاب را به پاي دشمن خواهند ريخت اما امروز بايد اساس و بنيان را حفظ كنيم. امروز نميتوان و نبايد براي افشا و مقابله با فساد هر چقدر هم بزرگ باشد- چه سياسي، چه اقتصادي و چه اخلاقي و فكري، از حفظ اصل اسلام و انقلاب و كيان ايران عزيزمان غفلت كنيم.
البته اينها بدين معنا نيست كه دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي كشورمان وظيفه ذاتي خويش را فرو نهند يا اينكه دشمنان داخلي و خودباختگان و سستعنصران را هيچ انگاريم و يا خداي نخواسته از تبيين و دفاع از آرمانهاي بلند خميني كبير(ره) دست بشوييم! و قطعاً نبايد فقر و فساد و تبعيض و باندبازي و تحركات پيدا و پنهان كانونهاي قدرت و ثروت را ناديده گرفت! هرگز نميبايست رسانهها چشم و گوش به واقعيتهاي تلخ ببندند و در گلستاني خيالي به چهچه مستانه بپردازند! اما بايد كاملاً درك كنيم كه امروز بايد اين امانت بزرگ اسلامي و ملي كه گسترهاي جهاني يافته را با خاري در چشم و تيغي در گلو پاسداري كنيم. مگر نشنيده و نخواندهايم و باور نكردهايم كه مولاي مظلومان فرمود: «فرايت ان الصبر علي هاتااجحي، فصبرت و فيالعين قذي و في الحلق شجاً » خطبه 3 نهجالبلاغه
ميخواهم كمي شفافتر بنويسم. اي كاش مجلسيان عزيز پس از ديدن واقعيتهاي كشور و منطقه و تصريحات و انذارهاي پيدرپي رهبر معظم انقلاب و پس از آن همه تحقيق و تفحص و بررسي و با شنيدن مواضع شفاف و دقيق رئيسجمهور محترم، به همه وزراي پيشنهادي قاطعترين رأي اعتماد تاريخ انقلاب را اعطا ميكردند. هر چند عدم رأي اعتماد به 3 وزير پيشنهادي در آن سطح از اثرگذاري نيست اما چنين حركتي ميتوانست بر قدرت مليمان بيفزايد. در همين راستا صاحب اين قلم با اين كه خاستگاه سياسي اصلاحطلبانه – آنچنان كه مصطلح است- ندارد اما حضور نداشتن جناب آقاي خاتمي در مراسمهاي تنفيذ و تحليف را كاري غلط ميداند. خاتمي هر چه كه هست 8 سال رئيسجمهور اين مملكت بود و پيش از آن همواره در مسندهاي مهم و تاثيرگذار حضور داشته است. پس از آن نيز اتفاقات تلخ 88 را مذموم دانسته و از فتنه و فتنهگري بيزاري جسته است اگر غير از اين است آيا نميبايست و نميتوانست كنج عزلت شيطنتآميزي اختيار كند و بر خاكستر فتنه بدمد؟ آيا نميتوانست به بهانه حصر آقايان موسوي و كروبي و بازداشت برخي ديگر و چندين و چند اتفاقي كه از نگاه او ناصواب و خلاف قانون بوده است، كينهورزي كرده و انتخابات اخير را تحريم كند؟ آيا اينگونه كرد يا با همه سختي هم در انتخابات مجلس نهم شركت كرد و هم در انتخابات اخير از جمله عوامل رونق بخشي به مهمترين انتخابات رياست جمهوري تاريخ انقلاب بود.
همينجا بهتر است يك سوي ديگر از نگاههاي سياسي را نيز بررسي گذرايي كنيم آيا دكتر احمدينژادي كه برخلاف همه دولتهاي سابق گزينه مورد نظرش بدون هيچ سند قانع كنندهاي از صحنه انتخابات حذف شد و همه تلاشهاي 8 سالهاش با چند كلمه غيرمستند مورد هجمه قرار گرفت و به جاي تقدير و تشكر مورد بدترين تهمتها و حملهها واقع شد اما در كمال متانت در تحويل دولت به جناب آقاي روحاني بيشترين تلاش را به كار برد و كمترين گله و اعتراضي را به جامعه منتقل كرد، آيا ميبايست اينگونه او را مورد ظلم مضاعف قرار دهيم؟
ضرورتاً 2 مصداق ديگر در دو سوي اين ملاحظه بزرگ را برميشمرم؛ اول حركت شايسته و اخلاقي دكتر عارف از ابتداي مطرح شدن به عنوان نامزد رياست جمهوري تا انصراف به نفع دكتر روحاني است كه حواشي زيادي داشت و فشار سنگيني از جهات مختلف را به ايشان تحميل كرد. اما در همه حال ايشان رعايت اصول اخلاقي و دوري از تنشزايي و سياستزدگي را وجه همت خويش ساخت. دوم كه بيشتر توقع و انتظار بجايي از رياست محترم جمهوري جناب آقاي دكتر روحاني است به نظر ميرسد وعده ايشان و معاونينشان مبني بر اعلام وضع مملكت پس از 100 روز بررسي نه تنها دردي از دردهاي مردم را دوا نخواهد كرد بلكه ممكن است به ميدانداري برخي فرصتطلبان بينجامد. اميدوارم رياست محترم جمهوري كه خود پرچمدار اعتدالگرايي شدهاند، به جاي تهيه اين گزارش كه احتمالاً با گزارشهاي موجود و آخرين گزارشهاي دولت دهم اختلافهايي خواهد داشت، اقدامات سازنده و پيش رونده دولتشان را آغاز كنند و درك شرايط و مشكلات موجود را به مردم كه از نزديك با همه مختصات اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي آشنا هستند واگذارند. هرچند تشريح وضع موجود از نگاه ايشان ضرورت آغاز خدمت است اما از شخصيت برجسته ايشان توقع ميرود از اين حق خويش به نفع مصلحت بزرگي كه در ميان است صرفنظر كنند.
امروز روز اعتماد به يكديگر است. آري دست درازي به بيتالمال قبيح و مردود است! باندبازي و دعوا بر سر قدرت كثيف و غيرقابل قبول است! عبور از خطوط قرمز جمهوري اسلامي و به مسلخ بردن آرمانهايمان زشت و نابخشودني است اما حقطلبان در جايجاي جهان خصوصاً غرب آسيا و شمال آفريقا از اين امالقرا و مدعيان سكانداري آنچه انتظاري دارند؟ مبادا خونهايي كه در خيابانهاي قاهره و بغداد و بيروت و بسياري از شهرهاي عراق بر زمين ميريزد در بيبصيرتي و غفلتزدگي ما هم ريشه داشته باشد! مگر رهبري عزيز در چند نوبت پياپي همگان را به حوادث جاري منطقه ارجاع ندادند مگر صريحاً نفرمودند به وقايع تلخ مصر نگاه كنيد؟! پس همچنان كه معظمله بر اصول اصرار دارند و فروع و غيرضرورها را به روندي عادي واگذار ميكنند همگان اين وظيفهشناسي امروزمان را به هدايتهاي حكيمانه او بسپاريم تا حفظ اعتدالمان تضمين شود كه امروز روز تبعيت گام به گام است.
امروز بايد دل قوي داشت كه اگر مراودات سياسي داخلي را عليرغم دانستن سوابق يكديگر – كه برخي واقعاً قابل دفاع نيست – بر خوشبيني و همراهي قرار دهيم خداوند متعال نيز نهتنها خود به اين اخلاصها بركت عطا ميفرمايد بلكه دسيسه خائنان و فرصتطلبان را خنثي خواهد كرد.
در پايان به مهمترين ركن ايجاد اين همدلي كه لاجرم بايد پاي در ميدان بگذارد و همچون رهبري معزز به پيوستگيها و رفاقتها همت گمارد تصريح ميكنم! آري علماي اعلام و مراجع معظم تقليد اين روزها بايد بيش از هر چيز به ترويج اخلاق و طرح و بحث مباحث اخلاقي خاص مسئولان و صاحبمنصبان مبادرت ورزند. امروز بزرگان دين بايد فضاي جدل و يك طرفهگوييها را به سمت مباحثات برادرانه و دوري جستن از خود حقپنداريها هدايت كنند! امروز بايد فضاي جامعه فضاي آرامش و اخلاق شود و اين حركت خداپسندانه پيشواياني جز علماي رباني ندارد!
فراموش نكنيم مردم بزرگ ايران اسلامي و حتي غيرايرانياني كه دل در گروي آرمانهاي بلند ما نهادهاند بارها و بارها از امتحانات سخت خويش سربلند بيرون آمدهاند و حالا نوبت امتحان خادمان و برگزيدگان ملت است؛ آزموني كه پيروزي در آن درهاي رحمت و امداد الهي را بر جامعه جهاني و مظلومان و مستضعفان خواهد گشود و آخرين اقدامات هولناك و خصمانه نظام سلطه و صهيونيزم جهان را بياثر و متلاشي ميسازد.
ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رؤف رحيم / 10 حشر
