بسم الله الرحمن الرحیم
"وسواس" به عنوان بیماری پیچیده و مخرب و آزار دهنده ای که صدمات جبران ناپذیری به جسم و روان فرد بیمار و اطرافیان او وارد می کند، یکی از معضلات زندگی های پرمشغله، نا آرام و به دور از معنویت حقیقی است.
هرچند توصیه های مختلف دینی و غیر دینی برای از بین بردن وسواس وجود دارد اما عدم جامعیت آنها، توان علاج موارد بسیاری از این بیماری را ندارد. این نوشتار در ضمن رعایت اختصار و نپرداختن به مبانی علمی تخصصی، سعی دارد راهکاریهای عملی مقابله با وسواس در فکر و عمل را ارائه دهد. بی شک نخستین عامل برای بهرمندی از هر توصیه یی، قصد و اراده ی قوی بر انجام آن است و کسانی به نتیجه مطلوب می رسند که شرایط و مقدمات انجام آن توصیه را فراهم آورده و موانع انجامش را نیز پیش از ورود به مرحله اصلی، از بین ببرند.
با این توضیح کوتاه و برای پی بردن به ریشه های جسمی و روانی این بیماری پیچیده مقدماتی ذکر میگردد. یقینا درک این موارد کمک شایانی به تشخیص دقیق بیماری کرده و مقدمات مقابله با ان را فراهم میکند. ان شاءالله

1-وسواس به تخیلات و خلجانهای فکری گفته میشود که فضای ذهن فرد را به خود مشغول میسازد و حتی او را برای برهم زدن این فضای تحمیلی وادار به انجام اعمال و رفتاری غیر عادی مینماید . وسواس عموما بر اثر یک تحریک بیرونی شروع میشود بعبارت دیگر قوا و کششهای درونی انسان که منشاء بسیاری از صفات و اعمال اوست ، تحت تاثیر یک عامل و تحریک کننده بیرونی از حال اعتدال و رویه منطقی و عادی خود خارج میشود و فرد را بطور افراطی درگیر یک فکر یا عمل خاص میکند .
2-همانطور که از تعریف وسواس مشخص گردید وسواس به 2 نوع "فکری" و "عملی" تقسیم میشود . وسواس فکری بروز بیرونی ندارد و فرد در تفکرات خود گرفتار تخیلات و توهماتی میگردد که سوال و جوابهای پراکنده و پی در پی ، شک در بدیهیات ، بی اعتمادی به ظواهر افراد و ظاهر هرچیز دیگر ، توجیه گریهای زیاد ، مقایسه ی زیاد بین همه چیز ، خودرایی ، عدم مشارکت با دیگران و ... از جمله اثرات وسواس فکریست . وسواس عملی که معمولا در پی وسواس فکری حاصل میشود از حد توهمات و تخیلات فراتر رفته و فرد را به انجام کارهای مستمر ، افراطی و خارج از عادت و عرف وادار میسازد . شستشوی زیاد ، دقت بیش از حد در انجام کارهای معمولی ، عدم اعتماد به درستی کارهای انجام شده خود و دیگران ، اتلاف وقت در انجام کارهای روزانه ، انجام انفرادی کارها ، سازش ناپذیری در انجام کارهای گروهی ، عدم ولایت پذیری در کارهای گروهی و ... از جمله عوراض و نشانه های وسواس عمیست .
3-در معارف دینی ما "وسواس" از نامهای ابلیس و از جمله کارهای اساسی او در فریب انسانها و دور ساختن آنها از راه درست است . در مباحث اعتقادی و فقهی وسواس از مراتب شرک قلمداد گردیده و شدیدا با آن مخالفت شده است و در روایات صحیحه فراوانی ، از هرگونه وسواس در فکر ، نیت ، قصد و عمل مومن شدیدا نهی شده است .
4-بی شک ریشه همه بیماریهای جسمانی و روانی در بدن و بطور خاص در نوع خوراک فرد میباشد و تاکیدات مکرر و فراوان قرآن و روایات بر خوراک "حلال" و "طیب" خود نشانگر اهمیت این قضیه و اهتمام بر اصل پیشگیری در اسلام است . منظور از خوراک حلال خوراکیهایی است که بنابر نظر شارع مقدس خوردن آنها جایز شمرده و کیفیت ذبح و حلیت انها مشخص گردیده است و منظور از خوراک طیّب خوراکیست که با طبیعت انسان سازگاری کامل داشته باشد لذا برای داشتن جسم سالم که از بروز هر نوع بیماری جسمانی و روانی جلوگیری خواهد کرد رعایت خوراک سالم، ضرورت دارد .
5-ریشه و منشاء اصلی وسواس بعنوان یک بیماری روانی در طب اسلامی – سنتی ، از بر هم خوردن تعادل بین اخلاط چهارگانه – دم ، صفرا، بلغم و سودا- و غلبه سودا بوجود می آید . تبعا اولین گام برای مبارزه با وسواس درافتادن با منشاء این بیماریست و این مهم جز با رژیم سالم سازی بدن میسر نیست؛ تا در اثر پاکسازی بدن از آلودگیها تعادل نسبی بین اخلاط چهارگانه فراهم شود و با مشخص شدن طبیعت فرد و تنظیم خوراک روزانه ی او و احتمالا تجویزهای مناسب برای کاستن از سودا به معالجه قطعی وسواس همت گمارد .
6-کم کاری یا اختلال در طحال نیز میتواند منشاء اضطراب ، تشویش و وسواس شود . اسیدهای ترشح شده از طحال که به ایجاد حس گرسنگی در معده می انجامد اگر در اثر زیادی به خون انسان وارد شود ، با بر هم زدن تعادل اخلاط چهارگانه بر سودا می افزاید . بی شک ارتباط خاصی بین امراض معده و طحال و در پی آن یبوست با وسواس وجود دارد . عدم استفاده از مزه های شور ، ترشیجات و خوراکیها با طبع سرد برای بهبود عملکرد طحال لازمست .
با توجه به این مقدمات وسواس در فکر و عمل بعنوان یک بیماری آزار دهنده برای فرد و اطرافیان شدیدا مورد نهی شرع قرار گرفته و لطمات زیادی به سلامتی جسمانی و سیر معنوی فرد میزند. افراد وسواسی عموما ترسو، گوشه گیر، لجوج، بهانه گیر و انتقادکننده هستند؛ از همراهی با دیگران گریزان و حرف شنوی و فرمانبرداری و اطاعت برایشان سخت و سوال برانگیزست. به سختی به دیگران اعتماد میکنند و بیشتر به نقاط منفی و ضعفها و کاستیها توجه میکنند. وسواسی ها بسیار پرسشگر و بیش از حد منطقی و خشک هستند و بروز عواطف و مهر و محبت به دیگران را ضروری ندانسته و نسبت به این مهم کوتاهی میکنند.
سیستم دفاعی بدن فرد وسواسی ضعیف میگردد و پوست او روزدتر از دیگران چین و چروک بر میدارد . معمولا بوی بد و بد مزه گی دهان دارد . پوست زبر ، کمی آب بدن و عرق تن ، رقّت زیاد و بی رنگی ادرار ، زبری پوست و از همه مهمتر بدکار کردن معده که به یبوست منتهی میگردد از جمله عوارش وسواس میباشد .
همانطور که در مقدمات آمد برای مبارزه با وسواس بطور ریشه یی ضمن برقراری یک رژیم سالم غذایی رعایت برخی نکات دیگر نیز موثر میباشد .
1-سعی در مشارکت بیش از پیش با دیگران در انجام کارهای روزمره
2-مشورت با دیگران در مورد امور شخصی
3-خوشبینی و اعتماد به ظاهر اشخاصی که ملاکات و دستورات ظاهری دین را رعایت میکنند
4-نوشیدن زیاد آب سالم
5-یاد مرگ و رفتن بر مزار درگذشتگان
6-مطالعه تاریخ انبیاء و داستان معجزات و وقایع فوق طبیعی
7-خواندن مطالب ادبی و اشعار عاطفی و احساسی
8-انجام کارهای هنری
9-خوردن مویز سرخ – خصوصا ناشتا- ، روغن زیتون ، انجیر ، عسل ، شیره خرما و از همه مهمتر خوردن سیاه دانه به همراه عسل یا روغن زیتون
10-خواندن نماز اول وقت به جماعت ، شرکت در مراسم مذهبی عمومی
11-استمرار بر فرستادن صلوات(الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم) و استغفار(استغفِرُاللهَ ربّی و اَتوبُ اِلَیه) و قرائت 100 مرتبه ذکر شریف یونسیه ( لا اِلهَ اِلا اَنتَ سُبحانَکَ انّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین ) در روز(بهترین زمان پس از نماز صبح است)