بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از وقایع مهم تاریخ شیعه ازدواج آسمانی امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها است. گرچه اسناد متعددی از این اتفاق مبارک به دست ما رسیده اما گذشته از اختلاف نقل های اهل سنت و شیعیان، در روز و ماه آن نیز اجماعی وجود ندارد. بنابر نظر مشهور علمای شیعه، این ازدواج آسمانی در سال اول یا دوم و یا سوم هجری منعقد گردید.(1) امام علی علیه السلام در زمان ازدواج، 25 ساله و به نقلی 21 سال و پنج ماه از عمر شریفشان گذشته بود و حضرت فاطمه سلام الله علیها، بنابر نظر اکثر عالمان شیعه؛ 9 یا 10 یا حداکثر 11 سال بوده اند هر چند برخی سن ایشان را در هنگام ازدواج 14 یا 15 سال گفته اند(2) و حتی ابوالفرج اصفهانی سن مبارک ایشان در زمان ازدواج را 18 سال دانسته است.(3)
درباره تاریخ ازدواج نیز اختلافاتی در نقلهای تاریخی وجود دارد که برخی، عقد و ازدواج را در یک روز و برخی دیگر به فاصله چند روز یا چند ماه ذکر کرده اند. اگرچه مشهور علمای شیعه اول ذی الحجة سال 2 هجری روز عقد و ششم ذی الحجة سال 2 هجری را روز ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها می دانند.(4) اما بنابر روایتی منقول از امام صادق علیه السلام، عقد على و فاطمه علیهما السلام در ماه رمضان، و ازدواج آنها در ذى حجّه سال دوم هجرى بوده است.(5)

خواستگاری
اما داستان خواستگاری از زبان مبارک امام علی السلام چنین است:
روزی کسی به من گفت آیا خبرداری کسانی برای خواستگاری دختر عمویت فاطمه نزد رسول خدا رفته اند؟ آیا تو نمی خواهی او را به همسری خودت برگزینی؟ به او گفتم تو میدانی که برای ازدواج چیزی در دست ندارم. او گفت: اگر خواسته ات را به پیامبر اظهار کنی حتما تو را می پذیرد.
او آن چنان در گوش من خواند تا جرات اقدام را در من پدید آورد.ومرا وادار ساخت که نزد رسول خدا بروم .
هنگامى که براى خواستگارى فاطمه رفتم , مجذوب حشمت و حرمت رسول خدا شدم و خاموش در برابر او نشستم , بخدا قسم , کلمه اى بر زبانم جارى نشد.
رسول خدا که چنین دید پرسید: چه مى خواهى ؟
آیا حاجتى دارى ؟
مـن هـمـچنان خاموش ماندم وچیزى نگفتم . دوباره پرسید, و من باز ساکت بودم . تا اینکه براى بار سوم گفت : شاید براى خواستگارى فاطمه آمده اى ؟
گفتم : آرى , فرمود: آیا چیزى دارى که آن را مهریه زهرا قرار دهى ؟
گفتم : نه , یا رسول اللّه .
فرمود: زرهى را که به تو داده بودم , چه کردى ؟
گفتم : دارم , اما چندان ارزشى ندارد و بیش از چهار صد درهم بها ندارد.
فرمود: همان را مهریه فاطمه قرار بده و بهایش را نزد من بفرست .(6)
مهریه
مطابق نظر مشهور تاریخ نویسان شیعه، مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها 500 درهم بوده است که به مهرالسنة مشهور است که معادل 50 دینار یا 50 مثقال شرعی طلا است . از آنجا که هر مثقال شرعی حدود 5/3 گرم طلا است پس مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها یا همان مهر السنه ، تقریبا 175 گرم طلا بوده است.
در خصوص مقدار مهریه امام باقر علیه السلام در سخنی زیبا فرمودند: مهریه حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در آسمان یک پنجم دنیا و ثلث بهشت و چهار رود از رودهای دنیا؛ فرات، نیل، نهروان و بلخ مقرر شده و در زمین هم مهر السنة یعنی پانصد درهم بوده است.(7)بر همین اساس "آب" به عنوان مهریه حضرت زهرا مشهور گشته است.
مراسم عقد
پس از مراسم خواستگارى ، پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به همراه على (علیه السلام ) به مسجد رفته و به بلال فرمودند: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن . هنگامى که مردم جمع شدند، حضرت بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم ! آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد ازدواج على و فاطمه (علیها السلام ) در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم و شما را به آن گواه گیرم . سپس حضرت نشست و به على فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان .
على (علیه السلام ) برخاست و فرمود: خدا را بر نعمتهایش سپاس مى گویم و شهادت مى دهم که به غیر از او خدایى نیست ، شهادتى که مورد پسند و رضایت او واقع شود. درود بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم )، درودى که مقام و درجه اش را بالا برد. اى مردم ! خدا ازدواج را براى ما پسندیده و بدان امر نموده است . اى مردم ! رسول خدا، فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد، از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.
مسلمانان به پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) عرض کردند: یا رسول الله ! فاطمه را به ازدواج على در آورده اى ؟ رسول خدا پاسخ دادند: آرى ، پس تمام حضار دست به دعا برداشته و گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میان شما دوستى و محبت افکند.(8)
جهیزیه
امام صادق علیهالسلام در ضمن روایتى مىفرماید: رسول خدا درهمها را در دامنش ریخت و مشتى از آن را که شصت و سه یا شصت و شش درهم مىشد به امایمن داد تا لوازم خانه خریدارى کند، مشتى دیگر را به اسماء بنت عمیس داد تا عطر و گلاب بخرد، و مشتى را به امسلمه داد تا غذا تهیه کند و عمار و ابوبکر و بلال را براى خرید چیزهائى فرستاد که براى خود حضرت زهرا لازم بود، که از جمله وسائلى که براى براى حضرت خریدارى شد اقلام ذیل بود:
1- یک پیراهن به هفت درهم.
2- یک روسرى به چهار درهم.
3- قطیفه سیاه خیبرى.
4- تختخواب با روتختى
5- دو دست رختخواب از پارچه مصرى که محتواى یکى از آن دو لیف خرما و دیگرى پشم گوسفند بود.
6- چهار پشتى از پشم طائف با محتوائى از گیاهى به نام اذخر.
7- پردهاى از پشم
8- حصیرى هجرى
9- آسیاى دستى
10- دلوى چرمى
11- ظرفى مسى براى درست کردن حناء
12- کاسهاى براى شیر
13- ظرفى براى آب
14- آفتابهاى قیراندود
15- سبوئى سبز رنگ
16- دو کوزه سفالى
17- فرشى از پوست
18- عبائى قطوانى
19- مشک آب. (9)
عروسى و ولیمه
هنگامى که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را در شب ازدواج به خانه على(علیه السلام) میبردند، پیامبر (صلی الله علیه و اله) از جلو ایشان، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت میکردند و در آن حال خدا را تسبیح میگفتند و تقدیس میکردند.
سلمان زمام ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر از اهل بیت از پشت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و بنى هاشم با شمشیرهاى کشیده و همسران پیامبر (صلی الله علیه و اله) از پیش روى میآمدند. پیامبر(صلی الله علیه و اله) آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمه(سلام الله علیها) را در دست على(علیه السلام) نهاد و فرمود: «بارک الله فى ابنة رسول الله» و بعد از آن در حق آنها و نسل ایشان دعا کردند. آن گاه همه به منازل خود رفتند و از زنان جز اسماء کسى نزد فاطمه(سلام الله علیها) نماند و این به سبب وصیت حضرت خدیجه(سلام الله علیها) بود. بنا بر بعضى روایات، نصف مبلغ تهیه غذا را پیامبر(صلی الله علیه و اله) و نصف دیگر را امیرمؤمنان (علیه السلام) پرداخت نمودند.(10)
------------------------------------------------------------
1-أعیان الشیعة، ج 1ص 313
2-الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء ج4 ص21
3-مقاتل الطالبیین، ص 59
4-المناقب، ج 3 ص 357
5-کشف الغمة، ج 1 ص 364
6-بحارالانوار، ج 43 ص 136
7-زندگانی حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ(رسولی محلاتی) ص49
8-الگوهاى رفتارى حضرت فاطمه زهراء-سلام الله علیها- حلیمه صفرى / فصل چهارم
9-بحار الانوار ، ج 43 ص 94
10-بیت الاحزان: ص 57.