اخلاق حسنه به عنوان یکی از ارکان دینداری و زندگی مؤمنانه در قرآن و احادیث مورد توجه جدی قرار گرفته اند و در جای جای اسناد دینی و مذهبی اثری نورانی از توصیه های اخلاقی و رفتاری وجود دارد.
گاهی سفارش به رفتار نیک با امور دیگری مرتبط گشته که اهمیت آنها را افزایش میدهد و گویی به اصل زندگی تبدیل میکند. اینکه کسی در اجتماع مراقب روابط و رفتار خود باشد، اصلی بدیهی و انسانی است و همه از آن مطلع هستند اما اگر بتوان مواردی را بر شمرد که ریشه همه رفتارهای شایسته باشد و خوشبختی دنیا و آخرت را در پی بیاورد نه تنها می توان راه طولانی و سخت زندگی سعادتمندانه را در مدتی کوتاه پیمود، بلکه با فلسفه زیتسن در دنیا و حتی اساس دین بیش از پیش آشنا گشت. چه اینکه مقصود از خلقت دنیا و سکونت بنی آدم بر روی زمین و همچنین عرضه دین الهی به بشریت، قطعا هدفی روشن و قابل وصول دارد که می بایست در بین همین توصیه های دینی به دست آورد و با آنها ساخته شد تا رفته رفته روشنای اهداف متعالی خودی نشان دهند و از پوچی و بی هدفی رها شد.
بر این اساس توجه به توصیه هایی که جنبه اساسی و رکنی دارند نه تنها اعمالمان را شایسته و انسانی می کند بلکه افکارمان را نیز می سازد و وجود انسان را پر می کند از معانی بلند آسمانی که فقط در سایه سار آنهاست که می تواند رشد کرده و به کمال برسد.
در بین احادیث اخلاقی و رفتاری، امام باقر علیه السلام سهمی بسزایی در ارشاد شیعیان و رهپویان راه حق دارند چراکه انقلاب علمی حضرت در مدت امامت مبارکشان، در کنار گسترش تعلیم و تعلم، تربیت و اخلاق را نیز مورد اهتمام جدی قرار داده بود تا علم از آفت بی اخلاقی مصون مانده و اهداف متعالی مد نظر دین مبین اسلام را محقق سازد.
گرچه بهره مندی از کلمات گهربار اهل البیت، خود محتاج علمی شریف و همتی بلند و البته ایمان و اخلاص فراوان است و در این راه همواره بزرگانی بار این امانت سنگین را به دوش گرفته و استاد اخلاق جامعه اسلامی بوده و هستند اما علی رغم اینکه انسان سازی محتاج استادی ربانی است، هر انسان حق طلب و آزاده و خداشناس، لازمست که دل و جانش را از این نهرهای جاری از سرچشمه علم و حکمت الهی، سیراب سازد. چه اینکه موعظه و سفارش به اخلاقیات و رفتار پسندیده، دلها را زنده و زندگیهای آلوده به مادیات را نور و صفا می بخشد.
در بین احادیث وارده از معصومین علیهم السلام برخی آنچنان اطمینان بخش یا ترس آفرینند که نمی توان و نباید به سادگی از کنارشان گذشت؛ گویی امام هرچه می بایست به رهرو بگوید را در همین کلام خلاصه کرده و به او هدیه داده است و حال او مانده است و عمل به دستورالعملی که به یکباره دین و دنیایش را آباد خواهد کرد.
امام باقر علیه السلام در حدیث شریفی که به فضیل و برخی دیگر از اصحابش فرمود، یکی از این گنجهای نجات بخش را در اختیار شیعیان قرار داد. این روایت کوتاه اما عمیق و پر بها که در کتب طراز اول شیعه من جمله خصال صدوق(ره) و مستدرک طبرسی(ره) آمده است، به نوعی متعرّض مقوله مهم و ضروری "شفاعت" گشته و شرط برخورداری از نجات دهندگی اهل البیت را بیان می کند.
این کلام گهربار، مومنانِ امیدوار به شفاعت را به رعایت این 4 اصل مهم اخلاقی و رفتاری ملزم می کند:
نگه داشتن زبان ( از گناه)
دست درازی نکردن ( به جان و مال و آبروی مردم)
شکیبا بودن ( در همه حالات)
و بر پا داشتن نماز
هرچند هر یک از این 4 اصل در جاهای دیگری نیز مورد تاکید و سفارش قرار گرفته اند اما اهمیت بیشترشان در این حدیث، بخاطر این است که از سوی امام باقر به عنوان شرط شفاعت عنوان گردیده است. یعنی کسانی از یاری اهل البیت برخوردار خواهند شد که این 4 اصل را همواره مورد توجه و اهتمام خویش قرار دهند. با این تذکر که امام علیه السلام معنای تقوا، ورع و اجتهاد را در انجام این 4 امر مهم خلاصه کردند، متن این روایت شریف به نقل از مستدرک الوسائل ج 2 ص 76 را می خوانیم.
وعن ابی جعفر (علیه السلام) قال لبعض شیعته: " بلغ من لقیت من موالینا عنا السلام، وقل لهم: [ إنی ] لا اغنی عنکم من الله شیئا، إلا بورع [واجتهاد ] ، فاحفظوا السنتکم، وکفوا ایدیکم، وعلیکم بالصبر، والصلاة، فان الله مع الصابرین ".
امام باقر علیه السلام به برخی از شیعیانش فرمود: سلام من را به هرکس از پیروان ما که ملاقات کردید برسانید و به آنها بگویید: از عهده ما در پیشگاه خداوند برای شما کاری بر نمی آید مگر اینکه اهل خودپایی و خودنگهداری باشید پس زبانتان را ( از گناه)حفظ کنید و از دست درازی(به جان و مال و آبروی دیگران) بپرهیزید و همواره شکیبا باشید و و نماز را بپا دارید که خداوند با شکیبایان است.