سخنرانی شب اول محرم 1398 با موضوع محبت
بسم الله الرّحمن الرّحیم
1-شب اول محرم، مومن حساب و کتاب میکند که چطور گذرانده است، چه خوب، چه بد. مزیت بزرگ آن، این است که به امام حسین(ع) ختم میشود، منظور از همه اعمال این شب، این است که مومن حساب دستش بیاید، اشتباه نگیریم که باید خوب باشیم و بد نباشیم، مهم این است که مومن حساب دستش بیاید ، همین را از مومن میپذیرند، هر موقع که باشد، موقع مرگ یا قیامت، فرقی نمیکند.
2- اولین و مهمترین نکته که باعث شده زندگی امروزه بشر در ایران و یا در جهان، در مسائل مادی ومعنوی، امور بدی داشته باشد، این است که از هدف اصلی خلقت فاصله گرفته است.
3- اگر در قرآن کریم، اشاره شده است که اکثرشان عقل ندارند و یا نمیفهمند، منظور اکثر خواص میباشد، افرادی که قدرت دارند، ثروت دارند، علم دارند و...
در همه تاریخ همین بوده است، آن کسی که خلق کرده هدفی داشته و دنبال کاری بوده است.
4- اگر شما به آسمان نگاه کنید، از عظمت آن فهم انسان عاجز است، اگر به زمین هم نگاه کنید، باز همینطور است، این عظمت هدفی داشته که قابل فهم است، و این هدف به طور خلاصه همین محبت است.
5- هر کس از محبت فاصله بگیرد از هدف اصلی خودش فاصله گرفته است، جامعه وقتی بر اساس رقابت باشد، میبینی که ثروت در دستهای یک درصد کل جهان بوده و مابقی افراد بهرهای از آن ندارند.
آیا کسی که پول دارد، اهل محبت است ؟ ولی میبینیم که اینطور نیست، فقط آنها مشکلاتشان را پوشاندهاند، وگرنه مشکلاتشان خیلی بیشتر از اینهاست.
6- کشورهای خارجی که نگاه میکنید شاید در ظاهر خیلی منظم و در رفاه و آسایش باشند ولی این طور نیست، در باطن خیلی گرفتاری دارند، خیلی چیزی از انسانیت در آنجا باقی نمانده است.
7- آنقدر مشکلات غرب پیچیده است که نمیتوانند آن را حل کنند، فقط رندی کرده و مشکلاتشان را به دیگران صادر میکنند.
به طور مثال مشکل اقتصادی دارند، ولی با قراردادن دلار به عنوان ارز عمومی آن را پوشش داده و بدهیهایشان را گردن کشورهای دیگر میاندازند.
8- انسان تمام روابطش بر اساس محبت میباشد، حتی با دشمنش، شما امیرالمؤمنان(ع) را نگاه کنید، هیچ جا نبوده که با یک نفر بیمحبتی کند، با همه صاف و ساده و بر اساس محبت رفتار کردند.
دشمنترین فرد نسبت به امیرالمؤمنین(ع) همسر پیامبر(ص) بود، که حضرت هیچ وقت به او بیمحبتی نکرده و حتی کمک نیز کرده است، روابطشان با این سه خلیفه نیز همین طور بوده است، نه فقط به خاطر مصلحت اسلام، بلکه اصل بر محبت بوده است.
9- پیامبراکرم(ص) وقتی وارد مکه شدند، فرمودند امروز روز رحمت یا مرحمه است و همه را بخشیدند و گذشت کردند. حضرت علی(ع) نیز در جنگها همین طور بودند، حتی وقتی ترور شدند، در بستر فرمودند: کسی که به من ضربه زده، با او بدرفتاری نکنید، و از این شیری که برای من آوردهاید، به او نیز بدهید.
10- امام حسین(ع) امروز با اولین لشگر که روبرو شدند، حر بود، به آنها آب میدهند، حتی به حیوانات آنها نیز آب میدهند. نگاهش اصلاً بر اساس محبت است، در طول این چند روز سختیهایی پیش میآورند، ولی هیچ وقت نشد که کینه داشته باشند.
وقتی شمر روی سینه مبارک امام حسین (ع) نشسته بود، حضرت فرمودند: تو بلند شو برو، من با این جراحات بالاخره میمیرم، تو دست خودت را به خون من آلوده نکن، ببیند در این شرایط حتی به فکر این هستند که دست کسی را بگیرند، کمک کنند، این محبت است.
11- محبت فقط به حرف نیست، بلکه در اعمال باید مشاهده گردد. چرا آدمها کلاهبرداری میکنند، چون اساسشان بر کینه است، محبت ندارند، فقط دنبال کار خودشان هستند، همه چیز را خرج خودشان میکنند، به هیچ چیزی هم قانع نیستند، چون انسان نیستند، به دیگری فکر نمیکنند. اتفاقی که افتاده فاصله گرفتن از محبت است.
12- محبت یک جنبه عرفانی دارد، یک جنبه هم به زندگی برمیگردد، جنبه عرفانی آن، که از معارف بالا هم است، این است که خدا وقتی میخواست انسان را خلق کند، فرمود من دوست دارم شناخته شوم. و جنبه دیگر آن نیز همین است که خود ما درگیر آن هستیم، "طلاق"، اختلافاتی که ایجاد میشود، به خاطر نبود محبت است، و هرجایی که آباد است به خاطر محبت است.
13- باید بسنجیم چقدر اهل محبت هستیم، در اعمالمان، نه در حرف، حرف که بیشتر در حد تعارف است، ما چقدر لباس داریم، چقدر غذا میخوریم، ما این موقعها محبت یادمان میرود، اصلاً این چشم و هم چشمیها از همین جا شروع میشود، از بیمحبتی است.
