خلاصه سخنرانی شب یازدهم محرم 96 توسط استاد سید مهدی طباطبایی با موضوع: حیاء
1- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: «اما الحَیاءُ فَیَتَشَعبُ مِنهُ اللِّینُ، و الرَأفَهُ، و المُراقَبَهُ لله فِی السِّرِّ و العَلانیَهِ، و السَّلامَهُ، و اجتِنابُ الشَّرِّ، و البَشاشَهُ، و السَّماحَهُ، و الظَّفَرُ، و حُسنُ الثَّناءِ عَلَی المَرءِ فِی النّاسِ، فَهذا ما أصابَ العاقِلَ بِالحَیاءِ فَطُوبی لِمَن قَبِلَ نَصیحَهَ الله و خافَ فَضیحَتَهُ»
« اما شاخه های حیا عبارتند از: نرمش، مهربانی، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دوری از بدی، خوشرویی، گذشت، بخشندگی، پیروزی و خوشنامی در میان مردم. اینها فوایدی است که خردمند از حیا میبرد، خوشا بحال کسی که نصیحت خدا را بپذیرد و از رسوایی خودش بترسد». تحف العقول،ص17
2- پیامبراکرم(ص) فرمودند حیاء از هشت چیز بوجود میآید، یعنی هر کسی که حیاء به طور کامل داشته باشد باید این چیزها را نیز داشته باشد. اولین مورد لین یعنی نرمی، در گفتار، در ارتباط، در زدن حرف حق. باید به آرامی باشد، مخصوصاً در مسائل خانوادگی، با خشونت پیش نمیرود، شاید ظاهراً فکر کنی مشکل حل شده، ولی بعداً مشکلاتی بوجود میآید که حل نمیشود. بچه باید پدر و مادر پناهگاهش باشند، نباید بترسد، خوب نیست. همانطور که ما به خدا امیدواریم و بیشتر مهربانیهای خدا یادمان هست، اگر ترسی هم است باعث رشد میشود. هر کاری با نرمی و آرامش و بدون خشونت انجام میشود، مانند آب که آرام آرام میآید و راهش را باز میکند، بعد میبینی سنگ به آن بزرگی را نیز تکان میدهد. علم هم همینطور است، اول یکسری مسائل ساده و ابتدایی را میگویند، کم کم بچه یاد میگیرد. بایستی نرمخویی، رفتار به نرمی باشد، تندی درصدش کم باشد، بگذاری آخرین گزینه، انسان باید صبور باشد.
2- یکی از فواید اصلاح خوراک این است که انسان صبور میشود. روغن کارخانهای انسان را عصبی میکند، مخصوصاً بچههایی که روی پای بند نیستند، کارهای عجیب و غریب انجام میدهند، دلیلش یکی همین روغنهای ناسالم است، البته چیزهای دیگر نیز هست، باید مراقب باشید، باید رعایت کنید. الان به سختی میشود ژله حلال پیدا کرد، اکثرش از خوک گرفته میشود یا عصارهای از آن استفاده میکنند. یا پنیر پیتزا از چه درست شده است؟ بعضی چیزها نزدیک به حرام هستند، اگر اینها را رعایت نکنید، عصبی مزاج میشوید، بعد از آنکه پیر شدید یا مریضی پیش بیاید، زیردست بچهها شده دیگر به شما احترام نمیگذارند. یک وقتی بگذارید مطالعه کنید در هر زمینهای، چیزهایی که به زندگی مربوط میشود، خصوصاً خوراکیها، وگرنه عصبی و تندمزاج میشوید. نباید ظلم کنید، در هر مسئلهای نرمخو هستید یا نه؟ اگر هستید، حیاء دارید، وگرنه بیحیایی است، راهش این است که حیاء را تقویت کنید. ببین چرا قبل از اینکه عصبانی شوی، یک نیرویی از درون جلویت را نمیگیرد، چون خدا این را به همه داده است.
3- شما خودتان دقت نمیکنید، در لباس پوشیدن، حمام، اتاق خواب. میخواهید راحت باشید، اجازه ندارید. زیرپوش رکابی، یکی از مواردی است که بیحیایی را زیاد میکند. شاید کسی پیدا نشود، این چیزها را به شما بگوید، ولی خدا از شما خواهد پرسید که چرا این جور در خانه گشتی.
4- بدن انسان هوشمند است. تا سرت درد میگیرد میروی دکتر، دیگر سیستم ایمنی بدنت کار نمیکند. اگر یک مدت تحمل کنید، سیستم ایمنی بدن اقدام میکند، جلوی آن را میگیرد. ولی در حالت اول مدام مریض میشوید. باید مطالعه کنید تا آثارش را ببینید.
5- رأفت یعنی مهربانی، انسان باید اساس را بر مهربانی بگذارد، همه را دوست داشته باشد. هرکسی را به اندازه خودش، همه را نمیشود به یک اندازه دوست داشت، ولی رابطه باید بر اساس مهربانی باشد. آیا شما دوست دارید حرم میروید با شما غضب کنند، هر کسی هم که زیردست شماست، یا با شما رابطه دارد همینطور است. بعد بازتابش را دریافت میکنی، کسی که مهربانی میکند خودش قوی میشود، ظرفیت پیدا میکند، عزیز میشود. بعضیها ظرفیتشان کم است، یک نماز که قضا میشود دیگر هیأت نمیآید، چرا قوی نیست؟ چون با دیگران رفتارش صحیح نیست. حالا میگویند به دیگران انرژی مثبت بدهید، این حرفها یک عرفان غیرتوحیدی را برای تو بیان میکند. ولی این طریق فطری و خدایی است که تو وقتی با دیگران مهربان باشی، خودت قوی میشوی، دیگران با تو میآیند. انسان باید حواسش به خدا باشد، حتی آنجایی که خودمان هستیم. اگر اینها را رعایت نمیکنیم، مشکل از ضعف حیاء است.
6- پیامبر(ص) بیست چیز را فرموده که فقر میآورد، دو، سه تایش عجیب است. مثلاً اگر شلوارش را ایستاده بپوشد، یک جوری بپوش که هیکلت معلوم نشود. یا بیاحترامی به نان، فقر را زیاد میکند. الان سیستم فاضلاب غلط است، قبلاً یک چاه بود برای حمام و یک چاه برای آشپزخانه، الان همهاش یکی شده است، باید مراقب باشید، اول ظرفها را تمیزکنید بعد بشویید. وگرنه به دو شغله بودن نیست، کجای خانه لباس عوض میکنید، این بیحیائی است مشکلاتی را بوجود میآورد. دنبال مسائل عرفانی نباشید، مشکلات ما همین مسائل خیلی ساده است، وقتی درباره اینها دستورات شرعی داریم، یعنی اینها مهم است، از همینها شروع کنید بعد ببینید به کجاها میرسید.
7- اگر خیر ندارید، شر نیز نداشته باشید. خوب است آدم خیلی دست به خیر باشد، حالا به هر دلیلی نیست، شر نرسانید. با یک خنده آزار میرساند، این شر است، اگر نمیتوانی خیر برسانی، شر نرسان از مسائل کوچک و خانوادگی بگیر تا مسائل مهم مملکتی و جهانی. مگر کسی میشود همه خورده کاریها را درست انجام دهد، بعد در مسائل بزرگ اشتباه کند، اگر یک نفر زیردست هم داشته باشد، بلا را سر آن میآورد، شر را به آن میرساند. آدم نباید شر برساند با پول، دست، چشم، زبان، فکر. اگر مصداقی در زندگیات است یک فکری در مورد حیائت بکن، یک مطالعه بکن، یک مدت با خودت قرار بگذار انسانها را نبین، آن موقع ببین چقدر حیائت زیاد میشود. جاهای دیگر آثارش را میبینی.
8- بشاش با مردم برخورد کن، خندهرو باش. بعضی کارمندها یا کاسبها چقدر برخورد بد با ارباب رجوع یا مشتری دارند، یک مقدار رفتار خوب داشته باشید. چرا بدرفتاری میکند؟ بدهکار است، با زنش دعوا شده است، باید ظرفیت داشته باشید، این مسائل را با خودت حل کنید، چهرهات باید بشاش باشد، حتی اگر در دلت هزاران غوغاست.
9- سهو بگیر، سخت نگیر، بگذر، راحت بگیر. بچه حرفت را گوش نداده، بگذر، گذشت کن، ساده بگیر. سخت میگیری، مشکلات زیاد میشود، بعد با تو هم سخت میگیرند. علتش نداشتن حیاء است، راحت گرفتن از آثار حیاء است.
10- ظفر یعنی پیروزی، اگر کارت به نتیجه نمیرسد، بخاطر حیاست. چرا کارت نباید به نتیجه برسد، حالا در هر زمینهای؟ حتماً تو یک مشکلی داشتهای. مگر میشود آدم یک جلسه هیأت بیاید چیزی گیرش نیاید و بهره ای نبرد، مگر میشود، یک عمر هیأت بیاید، چیزی گیرش نیاید، این همه نماز بخواند، ولی چیزی گیرش نیاید، به حیاء مربوط میشود. اگر نباشد، بار سنگین میشود، اگر نفهمد که چه کار میکند، فقط بارش را سنگین کرده و باعث سقوط انسان میشود. تو یک سطر قرآن بخوان، ولی بفهم چه میخوانی.
11- گفتن ذکر شرایط دارد، اجازه لازم دارد، فقط دو تا ذکر را استثناء کردند، یکی استغفار و دیگری صلوات. ذکر ایام هفته، سندی ندارد. اصلاً دین ما این جوری نیست، در دین ما زندگی هدفمند است، خدمت کردن بدون منت است، حالا میخواهی نماز بخوان یا نه، یک مسئله شخصی است، به کسی ربط ندارد. بارت را زیاد نکن، این قدر ذکر نگو، واجب نمیگویم؛ وقتی زیاد روضه میشنود، دیگر دنبال روضه جدید میباشد این یعنی اینکه دیگر از دست رفتهای، دلت سنگ شده است. چرا این همه روضه گوش کردی، این همه هیأت رفتی؟ اینها مانع میشود، دین ما این طوری نیست. یک موقع شما خودت را تربیت کردی، ظرفیت را در خودت ایجاد کردی، اشکالی ندارد، مثلاً فلان شیخ هر روز سلام میدهد. ولی من ظرفیت ندارم، در جاهای مختلف، در هیأت ظلم میکند، آن موقع چهل روز زیارت عاشورا میخواند، کدام امام این را گفته است. چرا بارت را سنگین میکنی، چرا چلههای مختلف میگیری، چرا با اذکار الهی بازی میکنی؟ اینها بارت را سنگین میکند، ادعا میآورد، آن موقع غیبت میکند. ببین یک جمله رویت اثر میگذارد یا نه، اگر اثر نمیگذارد، راهت غلط است. امیرالمؤمنین(ع) فرمود اینها تا نمیرند، بیدار نمیشوند.
12- اگر در موردت خوب میگویند با حیاء هستی وگرنه نه. یک موقع دشمن این کار را میکند(بدگویی میکند)، آن جای افتخار است. یک موقع هم هیأتی، دوستت پشت سرت حرف میزند، اگر حیاء داشته باشید، نمیگذارد آنها حرف بزنند. چرا یک کارهایی را انجام میدهید، که همین هیأتیها پشت سرت حرف بزنند، چرا کارهای عجیب میکنید تا دیگران هم به دردسر بیندازید. اگر حیاء داشته باشید مردم در موردت خوب میگویند، حضرت یوسف(ع) تا وارد زندان شد، گفتند آدم خوبی است، چرا، چون حیاء باعث میشود بین مردم از تو تعریف خوب کنند، بگویند آدم قابل اعتمادی است. اگر این جور هستیم، حیائمان خوب مانده است، اگر نه، فکری کنیم، حیاءمان را تقویت کنیم.
13- یک حیاء عاقلانه است، یک حیاء هم احمقانه است. در دفاع از حق، حیاء وجود ندارد، در ندانستن حیاء وجود ندارد. اما حیایی که بر اساس عقل است به جاست. پیامبر(ص) میفرماید اگر فرد عاقل باشد، اینها گیرش میآید، میفهمد اینها آثار حیاست، میگوید من چون رعایت کردم خدا این آثار را به من داده است. خیلی خوب است اگر آدم ضربه میخورد، بفهمد چرا ضربه خورده است، یکی باید آن قدر ضربه بخورد تا بفهمد، که نباید بگذاری کار به اینجا برسد. یک شب نتوانستی گریه کنی، دومین شب شک کن، نکند غذایم مشکل دارد، نکند بیاحترامی به اهل بیت کردم، وگرنه بعداً توجیه درست میکنی. اما اگر همان شب اول و دوم حسابرسی میکردی، این مشکلات پیش نمیآید.
14- پیامبر(ص) در ادامه میفرماید خوشا به حال کسی که گوش میکند، وقتی میفرماید طوبی، یعنی جایگاهشان بهشتی است. خوش به حال آن کسی که حرف خدا را گوش میکند، و میترسد از اینکه خدا دستش را رو کند. یعنی آدم بیحیاء را خدا یک روزی دستش را رو میکند، رسوا میکند، نگذاریم کار به آنجا برسد. ان شاءالله طوبی هم شامل حال ما شود.
خصوصاً این حیاء را درست به بچههایمان منتقل کنیم، نگو بچهام کوچک است، وقتی بچه را این طور بار میآوری، وقتی بزرگ میشود، دیگر نمیشود کاری کرد. هرکس بچهاش را با پوشش بد میآورد، مشکل از مادرش است، خودش نمیتواند، بچه را آن جور بیرون میآورد. هر جایی نمیشود بروید، جشن تولد، شب عروسی، نمیشود اصل را زیر پا بگذاری، صله رحم که به انجام کار حرام نیست. چرا در رقابت افتادهای، از چه میخواهی عقب نیفتید، آنجا خیر نمیرسانند، شر هم میرسانند، سر خودت کلاه نگذار، کدام خانم که عروسی برود و دنبال چشم هم چشمی نباشد. این کارها را نکنید، بچه را توی این محیطها میبرید، آن موقع همانها را میخواهد. خانهات کجاست، دو تا خیابان پایینتر برو خرید کن، نرو جای دیگر، اینها کید شیطان است، میخواهد تو را ببرد. البته سخت است، دوست دارد تنوع داشته باشد، اما به ریسکش نمیارزد، بچه بیحیاء میشود. به بچهها اینها را منتقل نکنیم، فرهنگ غلط بیاید، همهمان را میبرد. به هم کمک کنیم، دو نفر که انجام دهند، کمک است، حیاء از اینجاهاست.
