خلاصه سخنرانی شب ششم محرم 95/07/16
1- بحث ما درباره دنیادوستی است، دنیادوستی با دنیاپرستی، فرق میکند، دنیاپرستی، از اقسام شرک است، ما درباره آن صحبت نمیکنیم. یکی از بدترین آثار که برای دوست داشتن دنیا و اسیر دنیاشدن و چسبیدن به دنیا در روایات اشاره شده، بحث جدایی از اولیاءخداست، بین محبت به دنیا و محبت به اولیاءخدا جمع نمیشود اگر کسی قصد دارد که هم دنیا را داشته باشد و هم اولیاءخدا را، این غیرممکن است.
2- امام صادق(علیه السلام) میفرمایند:« والله ما احب الله مَن احب الدنیا، و والا غیرنا، مَن عرف حقنا، و احبنا فقد احب الله» امام خیلی کم قسم میخورد، و اگر قسم میخورد، میخواهد یک مبنا و اصل خدشه ناپذیر را بیان کند، قسم به خدا، خدا را دوست ندارد، کسی که دوست دارد دنیا را، این دو تا باهم جمع نمیشود. در آیات قرآن داریم، دوستی خدا، مساوی دوستی پیامبر و تبعیت از او بیان میکند. و در اینجا امام(علیه السلام) توضیح میدهد که کسی که غیر از ما را ولی خودش بگیرد، هرگز نمیتواند خدا را دوست داشته باشد.
3- یکی از بلاهایی که دوست داشتن دنیا بر سر مؤمنین میآورد، این است که بین آنها و اولیاءخدا فاصله میاندازد. اولیاءخدا مأمور به این هستند که اهل دنیا را وصل به معنویت و آخرت کند، پس خودشان دنیایی نیستند، وگرنه نمیتوانند این کار را بکنند، حقیقت وجودیشان نور و معرفت است و فقط گذری بر این دنیا کردند برای اینکه دنیاییها را با خودشان به عالم بالا ببرند به همین دلیل کسی که دنیایی باشد و به دنیا بچسبد، نمیتواند همراه اهل بیت پیغمبر و اولیاءخدا باشد، ما اگر همه معارفمان تکمیل باشد، همه اخلاقیاتمان تکمیل باشد، همه احکام را هم اجرا کنیم، ولی ولی خدا را نشناسیم اثری نمیگذارد، بلکه برعکس اثر میگذارد، و عاقبتمان به شر و جهنم خواهد شد.
4- در طول تاریخ، خیلیها که شقی، بدبخت و جهنمی شدند، دلیلش این بود که میخواستند اولیاءخدا را از سر راهشان حذف کنند، در صورتیکه حقیقت وجودی انسان کامل قبل از خلقت ما، قبل از هدایت ما بوده و مؤثر است، و با پذیرفتن و یا نپذیرفتن ظاهری، اثری در وجود او و وساطت او ایجاد نمیشود، در داستان کربلا بودند، کسانی که با اصل و نصب بودند، صاحب علم بودند، خیلی با تقوا بودند، ولی نتوانستند، بلکه نخواستند، با امام(علیه السلام) همراهی کنند، علت اصلیاش هم دنیا بود، ابنعباس را با آن مقام علمیاش، دنیا نگه داشت، فریب دنیا را خورده بود، عبدالله بن جعفر داماد حضرت علی(علیه السلام) را دنیا نگه داشت. کسانی که نیامدند گرفتار دنیا بودند یکی مثل مختار، وقتی حضرت علی(علیه السلام) به شهادت رسید، تصورش این بود که دیگر حق تمام شده است، رفت دنبال کار کار کشاورزی، کارش هم گرفت، و امام حسن(علیه السلام) تنها ماند و به شهادت رسید، امام حسین(علیه السلام) تنها ماند و به شهادت رسید، تازه مختار میخواست جبران کند که باز راه را اشتباه رفت، دنبال مقام بود، باز هم گرفتار دنیا شد، توابین باز گرفتار دنیا شدند.
5- کوفه شهر نبود، بلکه پایگاه نظامی بوده است، توسط امیرالمؤمنین(علیه السلام) به شهر تبدیل شد، حضرت علی(علیه السلام) در طول چهار سال حکومت خود، اصلاحات اقتصادی عمیقی انجام داد، نظام مهندسی برای اماکن عمومی و خصوصی تعریف نمود، خیلی کارهای عمیقی انجام داد که نهایتاً توسط منافقین ترور شد و به شهادت رسید، شهر کوفه، شهر عجیب و غریبی است، بخاطر رفت و آمدهایی که میشد، و لشگرها از شهرهای مختلف میآمدند، قومیتهای متفاوتی بودند، اهل کوفه نیز گرفتار دنیا بودند، قیمت جنگیدن آنها در روز عاشورا، سه کیلو گندم بود، مسافت 80 کیلومتری را آمده بودند و برگشته بودند، برای سه کیلو گندم، این یعنی دنیا، همهشان که برای طلا و دینار نیامده بودند، اکثرشان بدبخت بودند، بدبخت حقیقی بودند، نه که ندار بودند بدبخت بودند، بدبختی این است که انسانیتش را، کرامتش را، اخلاقش را، برای هر چیزی زیر پا میگذارد، الان یکسری کاسبیها این طوری است، خودش را به خاطر یک رقمهای خیلی کوچک بدبخت میکند. اهل کوفه اسیر دنیا شده بودند، در این قضیه زنها خیلی مؤثر بودند، زنهای خاصی که روی شوهرهایشان خیلی مسلط بودند و این وقایع را درست کردند.
6- بحث سر این است که نه ابن عباس، نه عبدالله بن جعفر، بلکه مردم معمولی نیز اسیر دنیا بودند، و نمیفهمیدند که امام یعنی چه؟ فکر کردند باید ازدواج کنند، بچهدار شوند، خانه بخرند، وسیله خوب داشته باشند، فکر کردند این یعنی زندگی، ما هم این فکر را میکنیم، ولی زندگی این نیست، صراحتاً در آیات قرآن و روایات بسیار داریم که خدا تضمین کرده این کارها را انجام میدهد، قسم میخورد که روزی دهنده است، شما برای این کارها نیامدهاید، شما باید به خودتان فکر کنید، ببینید درونتان چه هست، چه دارید، چه خوب، چه بد، شما بر اساس آنها زندگی کنید، دنبال دنیا، کاسه، بشقاب و آرایش نروید، چسبندگی دارد که آدم را اسیر میکند، هر یکی را که بدست بیاورید، ده تای دیگر جلوی شما سبز میکند، دیگر رهایت نمیکند، یک دفعه چشمهایت را باز میکنید، که سر امام(علیه السلام) را بریدهاند و دیگر فایدهای ندارد.
7- اهل کوفه هم همین کارها را کردند، بعد توبه کردند، این توبهشان مثل زندگیشان قلابی بود، اگر حقیقی بود، میرفتند دنبال امام بعدی، مختار هم همین بود، اگر واقعاً در راه خدا قیام کرده بود، و حقیقتاً دنبال احیای خون به ناحق ریخته امام حسین(علیه السلام) بود باید حق را به حقدار میداد، اینها امام سجاد(علیه السلام) را میشناختند، میدانستند که حق با چه کسی است، قبلاً توسط پیامبر و دیگر امامان مشخص شده بود، اما دنبال کار دیگری رفتند اینها اسمش دنیاست،یکی ثروت، یکی مقام و اینها برایش دنیاست، یکی هم کوچک کاسه و کوزه اینها برایش دنیاست، فرقی هم نمیکند، هدف دنیا این است که بین مؤمنین و اولیاءخدا که برای هدایت آنها آمدهاند، فاصله بیاندازد، و در طول تاریخ مکرر دنیا موفق شده است، دنیا خیلی مکار است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرماید:«یا دنیا حری غیری» یعنی: غیر از من را مغرور کن مرا را رها کن، دیگر حساب ما مشخص است، دنبالش بروید، آدم را اسیر می کند.
8- در زمان انبیاء نیز همین بوده، تلاش کرده تا مردم را از اطراف انبیاء پراکنده کند، آن هم با قیمتهای کم، هم دنیایشان را فدا کردند هم آخرتشان را. در دنیا فقط یک نقطه است که امن، بی اجر کار میکند، آن هم انسان کامل، پیامبر(ص) و امامان، الان امام زمان(علیه السلام) ما، ما چقدر به یاد امام زمان(علیه السلام) هستیم، هر چقدر که نیستیم، گرفتار دنیا هستیم، وقتی شما در کارت دچار مشکل میشوید، سراغ هر کس میروید، به غیر از امام(علیه السلام)، امام زمان(علیه السلام) زنده است، با او حرف بزن، با ایشان صحبت کنیم، اگر نمیکنیم، این کار دنیا است.
9- داستان کوفه و کربلا خیلی فجیع است، آن زمان حدود یک میلیون نفر مسلمان بودند، تقریباً امام حسین(علیه السلام) را قبول داشتند، حداقل بعنوان پسر پیامبر(ص) احترام میگذاشتند، اما نیامدند، کمک نکردند،اصلاً نمیفهمیدند، چرا، به خاطر دنیا، یکی با زنش، یکی با فرزندش، یکی با شغلش، فرق نمیکند، هر امامی را هم که نگاه میکنید، داستان همینطور است، اهل دنیا کار را خراب کردند و امام را تنها گذاشتند.
10- مگر عمر چقدر است، بالاخره فرصت تمام میشود، دیگر نمیتوانید جبران کنید، سن که بالا میرود، کار سختتر میشود، دیگر نمیگذارد، زنم را چه کار کنم، فرزندم را چه کارکنم، بدهکاریم را چه کار کنم، اینها اسمش دنیا تازه اگر حلال باشد، همینها مانع میشود. خیلیها موقعها اسلام به خاطر نداشتن نیرو شکست خورده است.
11- الان جنگ نرم است، شما که ماهواره میخرید، اینها با امام(علیه السلام) جمع نمیشود، این کار دنیاست، تبلیغات، خوانندهای که میخواند، برای هیچ کدام دلیل محکمی نداریم، اینجا جنگ دارد اتفاق میافتد، میگویند زن برای شوهرش آرایش کند تا مرد دلش بیرون نلرزد، حالا زنی که بیرون آرایش میکند چه اتفاقی میافتد، جنگ الان اینجاست، دنیا از اینجا وارد شده است، همه را هم گرفتار کرده است، ماهواره را برای تو درست کردند که دنبال اینها بیفتی، الان یک گوشی موبایل اگر تک تک قطعاتش را حساب کنید شاید بیش از ده میلیون تومان شود، ولی به شما میدهند پانصدهزار تومان، به خاطر اینکه راحت نفوذ کرده، برای شما الگو تعریف میکند، تمام ادبیات و کلماتی که شما استفاده میکنید از طریق شبکههای اجتماعی تولید میشود، جنگ الان اینجاست، جنگ با داعش، آن کسی که باید برود، میرود، اما در اینجا چه کسی میآید، هر کسی اهل دنیا باشد، در این جنگ شکست میخورد و اکثراً شکست میخورند. میداند این روغنها مضر است، ولی میخرد، چرا، چون اسیر دنیاست.
12- هیأت به پا میشود که امام حسین(علیه السلام) شما را کمک کند، آن کسی که هم خوب، بهتر شود، بیاورد توی سپاه خودش، که این هم کمک کن شود، کمک به دین خدا کند، دین خدا الان غریب است، یکسری از روحانیها، مداحان نمیدانند چه کار میکنند، هدایت مردم برایشان مهم نیست، رقمهای بالا میگیرند، آخر این چه هیأتی است، چه چیزی از این هیأت درمیآید. باید به امام متصل باشید، امام(علیه السلام) با فقر زندگی میکند، شما که ده میلیون میگیری که مداح امام حسین(علیه السلام) نیستی، روحانی باید مستضعف باشد، مانند امام خمینی(ره)، آیت الله بهجت.
13- خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی میگفتند: علما، فقها و بزرگان برای کمک به امام حسین(علیه السلام) استخاره کردند، بد آمد، نرفتند، همین لاتها آمدند کمک امام حسین(علیه السلام) کردند، واقعاً شما اسامی شهدای کربلا را بخوان اصلاً عالم نداره مگر یکی یا دوتا، مگر آن موقع کم بودند.
14- ببینید که چه کسی به امام زمان(علیه السلام) متصل است، دنبال دنیا نیست، دنبال اسم و رسم نیست، و وظیفهاش را انجام میدهد. چه کسی با شهرت مقابله میکند، یاران امام حسین(علیه السلام) یکسری مردم غریب و معمولی بودند، آدم خیلی دینی هم نبودند، حتی مسلمان هم نبودند، اما انسان بودند، دنیا فریبشان نداده بود، مانند وهب، بعضیها میگویند قبلاً نصرانی بوده است، تازه هم ازدواج کرده بود، حتی شب عاشورا بعد از این که یاران امام رفتند ولی او نرفت و ماند، امام از او خواست که برود ولی قبول نکرد، و باقی ماند، به این حرفها نیست، اما در خاندان امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مگر بالاتر هم داریم، عبدالله بن جعفر همسرحضرت زینب(سلام الله علیها) فرزند جعفرطیار برادر حضرت علی(علیه السلام) بود، ولی نیامد باید ببینید چه کسی دنیا را رها کرده و دنبال امام است. امام ما هم امام مهدی(علیه السلام) است. امام حی و زنده ماست، شب اول قبر هر کسی باید امام خودش را بگوید، هرکسی این را بگوید بعد میتواند امامان قبلی را بگوید.
15- دنیا کارش این است که بین ما و امام جدایی بیاندازد، ببین جدایی افتاده یانه، ببین هر روز برای امام کاری میکنی، هر کاری که از دستت برمیآید، الان اسلام غریب است، یک اسلام، که اسلام ترکیه و مالزی که آمریکا تایید کرده است، یکی هم اسلام عربستان است، یک اسلام غریب هم اینجاست با یک رهبر و چندنفری گمنام که کمکش میکنند، اسلام الان کمک میخواهد، با هر چیزی که میتوانی. مهمترین این که آدم گناه نکند، زندگیاش را پاک نگه دارد، بعد شروع کند به کمک کردن، هر کاری که میتوانی، بیا هیأت سخنرانی گوش کن، میتوانی خدمت کنی، این قدمی در راه دین خداست که این پرچم نیافتد. این که پای هر سخنرانی نروی، دنبال هر مرجع تقلیدی نروی، این خودش دفاع از دین است، ما همه باید اسلام را کمک کنیم، اگر هم نکنیم، از جیب خودمان میرود، و گرنه دین خدا یاور و یاوران پنهان زیادی دارد. ولی ما میمانیم، این موقعیتی است که در اختیار ما گذاشتند.
16- دنیا آمده بین ما و امام فاصله بیاندازه و اکثر مواقع موفق شده است. آیات قرآن را بخوان، پیامبر(ص) هر وقت میگفتند بیاید برویم جنگ، بهانه میگرفتند،یا هوا گرم، یا سرد،دنیاست دیگر، الان ما هم همان طور هستیم، اگر در صبح جمعهای ظهور کند، دیگر نمیشود کاری انجام داد، الان هم خیلی سخته، الان میشود این چسبندگی را کم کرد، نقطه ضعف خودمان را میدانیم، هرکسی مشکلات خودش را میداند، تا فرصت هست، این دنیا را کنار بگذاریم، و دنبال امام(علیه السلام) برویم، ما نمیخواهیم زاهد شویم، اما اسیر دنیا نشویم، دنبالش نرویم، وگرنه کسی از شغل دوم و دوبرابر شدن درآمد بدش نمیاد، اما ضررش قابل جبران نیست، تو را از مسیر هدایت و راهی که امام میرود به بیرون پرت میکند، دیگر نمیشود برگردی سر راه.
17- ما باید متوجه باشیم، این خوراکی را بالاخره باید درست کنیم، امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا دو یا سه بار سخنرانی کردند، بار سوم امام(علیه السلام) با اینکه سخت مجروح بودند، با زحمت لشگر را آرام کرد و فقط یک جمله کلیدی گفتند، آن هم این که شکم شما پر از حرام شده است. امام(علیه السلام) حتی چند نفر را از لشگر مقابل شاهد گرفت که شما من را میشناسید، ولی شکمتان پر از حرام که میخواهید مرا بکشید، ما الان باید مشکلاتمان را حل کنیم، باید موانع را برداریم، باید درآمدمان را حلال کنیم، باید خوراکمان را اصلاح کنیم.
18- با امام حرف زدن مؤثر، با هر کدام از ائمه، همین طور، اما امام زمان(علیه السلام) از همه مؤثرتر و لازمتر است. اگر در هیأتی اثری از امام زمان(علیه السلام) نیست آن هیأت راه را اشتباه میرود. چرا ما قبل از عاشورا عزاداری میکنیم که ما نمیخواهیم دیگر این اتفاق بیفتد، اگر روز اول محرم این بلا را سر امام آوردند، دیگر ما نمیگذاریم، این بلا را سر امام زمان(علیه السلام) ما بیاورند، نمیگذاریم این اتفاقات بیفتد. باید با امام حرف بزنی، حاجاتت را روی کاغذ بنویس، این برنامه زندگی ماست، خیلی حاجت زیاد است، مادی و معنوی، چون شیطان از یادت میبرد، خواستههای مختلف را دستهبندی کن، هیأت که میآیی دست خالی نروی، این دوازده شب این امکانات عرشی فراهم کردند که شما بیایی حرفهایت را بزنی، چیزی را که میخواهی بگویی.
19- باید بیایی یکی یکی حاجت و خواستهات را به امام زمان(علیه السلام) بگویی، هم از ایشان کمک بگیری و هم بگویی من در اندازه خودم آمادهام که کمک بکنم. بعد ببین زندگی متحول میشود یا نه، آن موقع امام میآید دنبال آدم، وقتی دنیا برود عقب، امام میآید، بین این دو تا جمع نمیشود یا این(دنیا) یا آن(امام)، استفاده نکرده، نرویم، این همه عزاداری علت دارد، فراموش نشود، دنیا تو را از امام جدا نکند.
