خلاصه سخنرانی شب چهارم محرم 95/07/14
1- از دنیا باید استفاده کرد، اگر دنیا سوار انسان شود، سواری میگیرد تا عمر انسان تمام نشود، دست برنمیدارد. آدمهای دنیاخواه و دنیازاده بازماندگانشان نیز دنیای هستند، چه اموالشان چه اولادشان، وقتی میمیرند، به جایی این که بازماندگان کاری انجام دهند که کمبودهای زندگی فرد جبران شود، تازه میآیند مجالسی میگیرند که زمینه حرام را فراهم میکنند. این دنیا تا انسان را بدبخت نکند، و مطمئن نشود که عاقبتش به شر و تباهی نشده دست بردار نیست.
2- انسان در طول زندگی خودش تصمیمات زیاد و فراوانی میگیرد، برای کارهای مختلف و گوناگون، هر چقدر که هم مؤمن باشد، اعمالش درست باشد، باز هم به خاطر تصمیمات زیادی که باید بگیرد، نیاز به راهنمایی دارد، راهنمایی کلی خیلی خوب است، اما راهنماییهایی که همیشه همراه آدم باشد موجب نجات انسان میشود، در روایات داریم، یکی از نعمتهای بزرگ که خدا به مؤمنین میدهد این است که یک کسی آن را نصیحت میکند، و آن را بشنود. هر چقدر هم که مؤمن باشد، لازم است تا نصیحت بشنوند تا دچار غفلت نشود، راه را اشتباه نرود.
3- دنیا هوشمند است، این چیزها را میفهمد، درخت، حیوان اندازه خودشان درک دارند، و عکسالعمل نشان میدهند، دنیا هم زنده است، هوشمند است، هرطوری که با او رفتار کنید، با تو رفتار میکند، تا او را نشناسید، نمیدانید چطور با او رفتار کنید. آن(دنیا) هم به دنبال آدم نادان میگردد تا بر سرش خراب شود، و تا او را نابود نکند، دست از سرش برنمیدارد، باید بر اساس شناخت تصمیم گرفت، این نصیحتها خیلی خوب است، نصیحت جنسش نرم است، مهربانانه است، براساس دل و محبت است. پدر و مادر که بچه را نصیحت میکنند، چون دوستش دارند، حتی شاید آدمهای خوبی هم نباشند.نصیحت از لوازم زندگی در این دنیا میباشد.
4- اولین چیزی که انسان دنیادوست از دست میدهد، نصیحت شنیدن است، بجای اینکه در مقابل نصیحت دیگران احترام کنیم و استفاده کنیم، سریع موضع میگیریم، چون دنیا ما را فریب داده است، آدم حرف حسابی و حکمتآمیز را نمیشود، یک حرف صحیح و یک نصیحت را نمیشنود. به ظاهر کلمات کاری ندارد، مفهوم آن را نمیفهمد، اگر کسی به دیگری بگوید، این لباس مناسب تو نیست، میگوید چرا در مسائل شخصی من دخالت کرده، ولی از این نظر که آن فرد از روی دلسوزی و مهربانی گفته این لباس در شأن تو نیست، به این توجه نمیکنیم، چون جنبه مثبت نصیحت را نمیبینیم، آن را نشنیده میگیریم، و نسبت به آن بیتوجه هستیم.
5- اولیاءخدا که گمنام هستند، نصیحت میکنند، راهکار میدهند، ولی ما توجه نمیکنیم. خدا اکثر این حرفها را به اینها سپرده است، تا به ما بگویند. ممکن است کاسب، راننده یا همسایه باشد، داد نمیزند که من از اولیاءخدا هستم، مهم دلش است، که به خدا متصل است، اگر این فرد پیدا شد و به ما حرفی زد، ما او را نمیشنویم، توجه نمیکنیم، از طرفی دیگر با این کارمان در مقابل اولیاءخدا قرار میگیریم. الان کسانی که اکثراً دارای گرفتاری هستند، بیماری، بدهکاری که به راحتی حل نمیشود، یکی از دلایل عمده آن، بی حرمتی و بیتوجهی به اولیاءخداست، اول معصومین، یا همین هیأت است، نباید بیاحترامی کنیم، حتی اگر دیدی سخنران یا مداح آن منحرف است، نباید به او بیاحترامی کنی، اگر توانستی از لحاظ فکری مقابله کن. بعد از آن اولیاءخدا هستند که قیافه خاصی هم ندارند، شاید یک راننده ساده هم باشد، آن موقع یک رفتار ناجور میکنید، بعدش گرفتاریهای مختلف بر سرت میآید.
6- باید خیلی حواسمان را جمع کنیم، یکی از نشانههای اولیاءخدا، اینکه تو را نصیحت میکنند، باید متوجه باشید، او یک انسان است که بدون در نظرگرفتن کوچکترین منفعت مالی، میخواهد به تو حرفی را بزند، ما باید بشنویم، هر کسی که شما را بدون ریا، با مهربانی نصیحت کرد، شما دیگر نمیتوانید به آن بیاحترامی کنید، باید مراقب باشیم، نصیحت شنیدن یک امتیاز مثبت، یک نعمت است، باید بفهمیم یک پیغامی است که از جانب خدا آمده است، ما را دوست داشته که به کسی گفته تا به ما آن را بگوید.
7- امیرالمؤمنین(علیهالسلام) میفرمایند: کسی که دنیا را دوست داشته باشد، دوستی دنیا گوش را از شنیدن حرف خوب و گرهگشا کر میکند، و قلب را از بصیرت کور میکند، بصیرت یعنی باطن نه ظاهرش. یک نفر ظاهر نذری را میبیند، اما یکی باطنش را میبیند، اگر مشکلی داشته باشد، نمیخورد. از نظر این آدم هر هیأتی، هر نذری، هر مسجدی قابل قبول نیست.
8- دشمن خدا وقتی میخواهد مؤمن را فریب دهد، با لباس آدم مؤمن میآید، با تیپ شایستهای میآید، تا بتواند در دل شما جا باز کند، بعد مأموریت اصلی خودش را انجام دهد، تا یک گروهی را درو خودش جمع کند، و منحرف نماید، از این آدمها حتی در مقام مرجعیت هم داشتهایم. این بخاطر نداشتن بصیرت است.
9- دنیا بصیرت را از آدم میگیرد، آدم را ظاهربین میکند، در نتیجه عاقبت به خیر نمیشود. این بالا و پایین شدنها برای زندگی است، یک روز بیماری، یک روز سلامتی، یک روز پول داری، یک روز نداری، مهم این است که بعد از این همه فراز و نشیب عاقبت چه میشود، که به ضررمان تمام نشود. این همه هیأت میروی ولی آخرش بگویند تو هیچ ربطی به هیأت نداری، این همه قرآن بخوانی، و آخر بگویند هیچ ربطی به قرآن نداری، دنیا نمیگذارد.
10- دنیا زرق و برق دارد، هم در قرآن و هم در روایات این مطلب آمده است، گاهی با رنگ، گاهی با مارک، اینها کلک دنیاست تا بروید سراغش، از گوشی موبایل که اسیرمان کرده، بگیر تا مراتب بالاترش، این شیوه دنیاست، چشمک میزند تا دنبالش بروید، تمام هم نمیشود، به هر کدام هم که برسید، چیز دیگری جلوی تو میآورد. با زرق و برق آدم را اسیر میکند، بعد چشم آدم را میگیرد، بصیرت را میگیرد، کسی که گرفتار دنیا شده است، دیگر عقلش درست کار نمیکند، درک از آن گرفته میشود.
11- به جایی که به فواید و جوانب وسیلهای که میخواهید بخرید، فکر کنید، بیشتر به قشنگی و زرق و برق آن توجه میکنند، به مارک و مدل آن نگاه میکنند، این اشتباه است، مانند خریدن ماشین، موتور، لباس و ...، حتی پول زیاد هم میدهند، اینکه میگویند نداریم، دروغ میگویند.
12- انسان اگر مصرف خوراکش را اصلاح کند، آن موقع جسم و روانش سالم میماند، درک و فهم دینش حفظ میشود، میبینی فرد داخل هیأت میآید، ولی نمیتواند هیچ بهرهای از آن ببرد، تا کربلا، تا حرم امام رضا(علیهالسلام) میرود، برایش فرقی نمیکند، نمیتواند بهرهای ببرد، مشغول موبایل و یا کارهای بیهوده میباشد.
13- چرا خودت را گول میزنی، کسی که فریب دنیا را بخورد، خدا بصیرت را از او میگیرد. در این تلگرام با یک نفر دوست میشود ولی نمیداند آیا آدم سالمی هست یا نه، طرف فقط ظاهر را نگاه میکند، با هرکسی نباید هم کلام شویم، نباید، همین طوری هر حرفی را نشر دهید، بدون این که بفهمید چه مطلبی است، یکدفعه میبینید با این کار باعث گمراهی چندین نفر دیگر شدهاید، آن موقع شما از اعوان و یاران شیطان میشوید، ما باور نمیکنیم.
14- اگر کسی بصیرت نداشته باشد، دیگر نمیتواند غذای حلال و حرام را تشخیص بدهد، الان 40 درصد مرغهایی که داخل مغازهها وجود دارد، قبل از سر بریدن، میمیرند، خوب این مردار است، حرام است، حالا چه کسی متوجه این موضوع میشود، قبلاً میگفتند میخواهی بخری حلال باشد، حالا میگویند بزرگ باشد، آبرویمان نرود، چون فریب دنیا را خورده بصیرت از او گرفته شده است.
15- هرکسی که چشمش سالم است خوشا به حالش، قبلاً به مردها میگفتند به خانمها نگاه نکنید، الان باید به خانمها گفت به مردها نگاه نکنید.
16- ما تشنهایم، گرسنهایم، تشنه معرفت، اخلاق، باید حواسمان جمع باشد، هیأت میآیی، باید حواست جمع باشد، اینجا همه جور خوراکی هست، کسی که میآید هیأت، چرت میزند، بخاطر درآمد حرام است، حتی اگر به اندازه یک کاغذ از بیتالمال باشد، فرق نمیکند چه شغلی داشته باشد.
17- اگر همه ما یک دل شویم، و کمک کنیم، غذای آسمانی میآید، مگر اطرافیان حضرت عیسی(علیهالسلام) چه کسانی بودند، یکسری افراد معمولی بودند، ما ایمان نداریم، ما اینجا هم که میآییم، با موبایل بازی میکنیم، بایکدیگر حرف میزنیم، توجه نمیکنیم، استفاده نمیکنیم.
18- امامان همان طور که محبت دارند و کمک میکنند، هر کسی که سرکشی کند، برخورد میکنند، حالش را میگیرند، بعد میبینی که هیچ کاری هم نمیتوانی بکنی، بعد از آن هر چقدر هم که نذر کنی، ذکر بگویی، فایده ندارد.
19- حضرت زهرا(سلاما...علیها) مأمور به برپایی و برگزاری هیأتهاست. همه اولیاءخدا کمک میکنند تا شما بیایید اینجا بنشینید، تمام موانع مادی و معنوی را برطرف میکنند، تا این که شما بتوانی اینجا بیایید، تا ما بیاییم هدایت شویم، دو کلام حرف بشنویم، اگر خوب هستی، بهتر شوید، اگر بدید، خوب شوید.
20- باید توجه کنیم، اگر فریب دنیا را بخوریم، بصیرت از آدم گرفته میشود، چشم و گوش را میگیرد، دیگر حکمت و نصیحت را نمیشنوید.
21- از اول گفتهاند حلال را رعایت کن، حرام مرتکب نشوید، همه چیزدرست میشود. آقای بهجت، همان طور که زندگی کرد، عملکردش ملاک است، ایشان بخاطر عهدی که با پدرش بسته بود، تا بعد از فوت پدرشان، هیچ گونه عمل مستحبی انجام نمیدادند فقط انجام واجبات و ترک محرمات را رعایت کرده بودند که به این مقام رسیدند.
22- عبرت بسیار است، عبرت گیرنده نیست، چون دنیا آثارش این است، چشم و گوش را از دیدن و شنیدن حق از کار میاندازد. اگر از دنیا درست استفاده نکنید، سوارت میشود، اگر چیزی دارید، فکرکنید ببینید چه منفعتی برایتان دارد. انسان قبرستان که میرود نفسش میگیرد، اگر قبور شهدا نبود، اصلاً نمیشد، بروی، چرا، چون اکثراً گرفتار هستند، همین تشیع جنازه که میروی، میبینی تلقین را هم اشتباه میخوانند، اینها کسانی هستند که فریب دنیا را خوردهاند، در هیأت آمده ولی استفاده نکرده است، وقتی که میمیرد، بیچاره میشود، با سر توی قبر فرود میآید.
23- انسان که اینجا میآید باید خودش را صددرصد به امام زمان(علیهالسلام) بسپارد، باید با زبان بگویید، من که اینجا آمدم، ناتوانم، وگرنه نمیآمدم اینجا، ولی تو میتوانی، کمک کنی چه مادی و چه معنوی، البته معنوی مهمتر است، آخرین شهید کربلا یک مسیحی است که حتی فرصت نکرد که اسلام بیاورد، ولی مورد رحمت امام قرار گرفت، شما که شیعه امیرالمؤمنین(علیهالسلام)هستید، مقامتان قابل مقایسه نیست با دیگران، باید مشکلاتتان را یکایک بگویید، مادی، معنوی همه را بگویید، کلی نگویید، حیف است اگر استفاده نکنیم، امام حسین(علیهالسلام) آمده است تا همین کارها را انجام بدهد، ما که نمیتوانیم امر امام(علیهالسلام) را انجام دهیم، ولی امام(علیهالسلام) میتواند، ولی خداست، توانایی دارد، بگوییم تا بگیریم.
