Leader
04 آذر 1396 ساعت 03:39

ایمان به مومنین

سوال: رهبر انقلاب تو سخنرانی دیروز فرمود مومن شدن به خدا و مومنین.
منظور از ایمان به مومنین چیست ؟

استاد طباطبایی:
بطور کلی ایمان به مومنین در بحث ولایت داشتن و ولایت پذیری از مومن، معنا پیدا میکنه و شناخته میشه.
اعتماد، اطمینان، تعهد و...این قبیل مقولات همگی از لزوم ایمان به مومن حقیقی که البته در حقیقت انسان کامل و ولی الله است حکایت داره و در مراتب پائین تر اهل عدالت و کسانی که در راه خدا تلاش میکنند.
البته این وضعیت برای ولی الله و صاحبان ولایت متفاوت و گسترده تر است یعنی اگر کسی به رسول خدا یا وصی رسول خدا ایمان قلبی داشته باشه، بر رسول الله و وصی ایشان هم لازم و واجبه که به این فرد اطمینان و اعتماد کنند و به او ایمان بیاورند.
از نظر دور نمونه که هم "ایمان" معانی خاص و عام داره هم اینکه مراتبی داره.
از همه مراتب بالاتر، ایمان به خدا و ایمان خدا به مؤمن هست. همچنان که "المؤمن" از اسماء و صفات الهی و بیانگر همین مباحث فوقه

سوال کننده: پیچیده بود.اما نسبتا فهمیدم چیشد.ان شاءلله بعدا مراتب ایمان رو از شما میپرسم

استادسیدمهدی طباطبایی:به زبان عامیانه و شاید جاهلی این میشه که خدا حرفش حرفه و مردِ . اگر به حرفش گوش بدی و بهش اعتماد کنی بهت اعتماد میکنه و این رو یک اصل و سنت جاری در عالم قرار داد

سوال: ببخشید خدا اعتماد کنه به ما برای چی؟اعتماد در چه صورتی؟به چه دردی میخوره؟

استادسیدمهدی طباطبایی:
همه چیز که معامله نیست.
نباید فقط دنبال سود و منفعت باشیم
داشتن ایمان مرتبه ی بالائی ست... به بیش از اینها باید فکر کرد

سوال:
متوجه نمیشم اعتماد خدا به مومن رو.مومن باید اعتماد داشته باشه.ولی از اون طرف کار بی معنی هست.

استاد  طباطبایی:
اگر کسی از حد معمول فراتر بره، موحد میشه وموحد اصلا دو طرف نمیبینه که این سوالات براش ایجاد بشه...
قبلا هم بارها گفتم باید سوالات بدردبخور و کاربردی باشه وگرنه ایجاد مشکل میکنه. صرفا اینکه یک موضوع یا مسئله ای جذاب یا نو هست نباید به سراغش رفت، شاید بدرد ما نخوره و حتی برای ما مضر باشه.
اول باید به مایحتاجمون برسیم. در این صورت خدا ظرفیت مون رو بالا میبره و خودش سوال و البته پاسخهای جدید پیش پامون قرار میده...

سوال کننده:
متوجه شدم.یه رابطه عمیق دوطرفه براساس محبت با خدا.کسی که تو این حالت باشه فقط این چیزارو درک میکنه.درسته.
ممنونم

تازه میفهمم بعضی سوالها رو نباید پرسید.البته تقصیر من نیست.رهبر گیر داده بود دیروز روی این مسئله.ایمان به خدا.ایمان به مومن و انقلابی.چون مرجعم رهبر هست مجبورم همه جوره درباره چیزهایی که میگه تحقیق کنم.

 
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
آقا برای ما نگفتند بلکه فرمودن "امام" به مردم ایمان داشت چون خدا اینطور خواسته...بحث از کسی ست که بر مردم ولایت داره و این ولایت بدون ایمان دوطرفه بی اثر خواهد بود..
 
   سوال کننده:درسته.من اشتباه متوجه شده بودم
سوال کننده :
آيا مي توان برداشت كرد كه اگر مردم به رهبر ايمان نداشتند يا به عبارت حقوقي مشروعيت ايشان زايل شود  ولايت ايشان نيز باطل مي گردد .
 
 استادسیدمهدی طباطبایی:
گرایش یا عدم گرایش مردم، نه علت ولایت و تنفیذ ولایت هست و نه میتونه علت برکناری از ولایت باشه. مشروعیت ولی، با واسطه از جانب خدا است
 
سوال کننده :
با اين اوصاف تفاوت خلافت با ولايت در چيست؟ چون آن ها نيز خود را خليفه خدا بر روي زمين مي خواندند .
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
ولایت امری الهی ست اما خلافت یعنی تشکیل حکومت و رهبری بر جامعه که مستلزم حضور و بیعت و همراهی مردم هست، که اگر محقق نشه خلافت اتفاق نمیفته. البته در خصوص امیرالمونین چون نص وجود داشت، کاری که در سقیفه شد قطعا مقابله با خدا و غصب به ناحق خلافت بود اما ولایت حضرت قابل غصب نبوده و نیست چون منشاء زمینی ندارد
 
سوال کننده :
چرا مي فرماييد غصب ولايت مگر حضرت علي بيست و پنج سال بعد در سن پنجاه و هشت سالگي كه اوج خرد افراد است و با سالهاي بيشتري از تجربه به خلافت نرسيد و هر آنچه كه مي خواست و مي توانست در طي سال هاي خلافت شريف اش انجام نداد ؟
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
ولایت غصب نشد! بلکه خلافت غصب شد و البته حضرت بعد از 25 سال با اکراه پذیرفتند.
خیر اصلا اینطور نیست حضرت هرگز نتوانست و نشد، آنچه که میخواست اجرا کند وگرنه به شهادت نمیرسید علتش هم این بود که بخاطر انحراف اهل سقیفه از حق و افرادی که برای خلافت انتخاب شدند، جامعه اسلامی از طراز خودش خارج شد و ویرانیهای فکری و فرهنگی که بر جا گذاشت حتی با شهادت امام علی هم آباد نشد. اکثر تلاش امام در حدود 5 سال خلافت، مقابله و مبارزه با بدعتها و خرافات و انحرافاتی بود که به اسم اسلام و توسط خلفا و منسوبینشون، به جامعه القاء شده بود که البته تا حدودی ایشان موفق بودند اما کار به نهایت نرسید و ایشان رو ترور و به شهادت رسوندن، غصب خلافت امام مجتبی بعد از 6 ماه و کنارگذاشتن ایشان و شهادتشان و همچنین کنارگذاشتن و شهادت امام حسین به عنوان کسی که از اسلام منحرف شده، همه و همه نشان از عمق انحرافی بود که خلفای سه گانه به جهت غصب حق الهی امیرالمونین ، در امت پیامبر و جامعه اسلامی ایجاد کردند، که هرگز جبران نشد.
 
سوال کننده :
البته توجه داريد كه زماني كه حضرت علي به خلافت رسيدند وضعيت مالي بسيار قدرتمندي را در اختيار گرفتند زيرا ايران و مصر فتح شده بودند و شتر شتر غنايم و جزيه به مركز خلافت مي رسيد قدرت مالي كه براي خليفه اول وجود نداشت .
از سوي ديگر پنج سال خود زماني كافي براي هرگونه فعاليت از سوي يك خليفه است بياد بياوريم كه سال ها بعد يكي از نوادگان يزيد به نام عمربن عبدالظيم تنها در مدت كمتر از دو سال زمامداري خود توانست چنان مردم را از نظر رفاهي تدبير كند كه در تاريخ آمده بعلت ازدياد غله آن را به صحرا مي ريختند و نيز از نظر فرهنگي چنان در جامعه كار كرده بود كه گفته اند اگر زني جوان طبقي از جواهر بر سر مي گذاشت و عرض حوزه زمامداري وي را در مي نورديد كسي معترضش نمي شد و تازه همو او بود كه صب علي را برانداخت .
 
استاد سیدمهدی طباطبایی:
ما که مادیگرا و لیبرال نیستیم چون مولایمان نبود!!!
اما در هرصورت اصلاحات اقتصادی حضرت امیر در حدود 5 سال خلافتشان در تاریخ بشریت بی نظیر بوده اما دستهایی مانع از انتشارش شده و میشه.
ولی توجه بفرمائید اصلا بحث بر سر آبادنی دنیایی و رفاه نیست بلکه بر سر هدایت و کمال است!
خلفای غاصب، حق را ضایع کردند و مردم رو از مسیر اصلی الهی و اسلامی خارج کردند، گرچه فتوحاتی داشتند که آنها هم مورد بحث است از نظر صحت و آثار...
 
سوال کننده :
آيا دوران شكوفايي علمي مسلمين كه دانشمندان به كار تحقيق بودند و هنرمندان به كار خلاقيت و نويسندگان به كار تاليف همين معناي خواست الهي  براي بشر نبود حدود قرن چهارم و پنجم هجري قمري
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
شاید در برخی زمینه ها اینطور بوده اما هدف اینها نیست. علم و فن آوری و فرهنگ و... همه ابزاری برای رسیدن به اهداف بالاتری هستند که جز با حاکم شدن خلیفه خدا و انسان کامل محقق نمیشه.
این قبیل پیشرفتها گرچه خوب و مفیده اما اگر زمینه ساز حضور و حاکمیت خدا توسط ولی الله بشه، صحیح و بر حق هست وگرنه بشر حتی بدون یدک کشیدن نام خدا و اسلام هم میتونه پیشرفتهای حیرت انگیز بکنه مثل عصر ما...
بحث بر سر هدایت و کمال انسانی و رسیدن بخدا و کلا معنویات هست گرچه در سایه این کمال معنوی، قطعا رفاه مادی هم فراهم خواهد شد.
 
سوال کننده :
حال بر مي گردم به همان سوال اول كه آيا اگر يك ولي مشروعيت مردمي اش را از دست بدهد يعني به عبارتي مردم او را نخواهند آنگاه چگونه و با چه وسيله اي مي خواهد باعث كمال معنوي و رفاه مادي آنان شود !
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
یک بحث خلافت است که هم نیاز به مشروعیت الهی دارد هم نیاز به مقوبلیت مردمی
یک بحث هم خلافت است که اساسا از جانب خداست
اگر کسی به خلافت برسد و مقبولیت مردمی نداشته باشد، حقش غصب شده و هرکس در این اتفاق موثر بوده، غاصب، گمراه و قطعا دشمن خدا و جهنمی ست. گرچه در این مواقع، مردم نوعا فریب خورده ای بیش نیستند اما ریشه فریب خوردنشان در کسب مال حرام است که خدا آنها را از هدایت و صراط مستقیم خارج میکند و در ظاهر هم از زیربار حکومت حق شانی خالی میکنند. همچنان که در روایات هست "ارتدّ الناس بعد النبی الا ثلاث نفرات"
اما در خصوص مشروعیت اولا از جانب خدا و توسط معوصم این مشروعیت به وجود میاد و صرفا در مقوله "ولایت فقیه" اثر داره.
ثانیا مشروعیتی که ممکنه در این خصوص منوط به رای مردم باشه و گفته بشه، با مشرروعیت الهی متفاوته و در یک سطح نیست. وقتی امام خمینی (ره) علیه ظلم و فساد قیام کرد، و فقیه بود و هدفش مشخص بود، ولایتش آشکار شد و برای خلافت نیاز به همراهی و بیعت مردم داشت که مردم در طول 15 سال این همراهی رو بوجود آوردن و به اثبات رسوندن و امام در سال 57 به خلافت رسید. امام برای اثبات حقانیت راه، اعتماد به مردم و رای مردم رو اصل قرار داد، چون هدفش حکومت شخصی نبود بلکه زمینه سازی برای حکومت امام زمان بود. لذا مشروعیت حرکتش قطعی بود و با حضور یا عدم حضور مردم خللی ایجاد نمیشد بنابراین مردم رو اصل و محور قرار داد. یعنی مادامی که مردم در راه صحیح حرکت میکنند و از این ولایت تبعیت میکنند، رایشون در حالیکه بعیت با خلافت است، مشروعیت هم ایجاد میکنه اما اگر مردم به هر دلیل از مسیر خارج شدند و خلاف حق رو با کنار گذاشتن خلافت برحق ، خواستند این رای، ممکنه خلافت ظاهری رو بگیره اما شرعی نیست و انحراف و دشمنی با خدا و راه خداست. البته قطعا و یقینا چنین اتفاقی نخواهد افتاد و اساسا مردم ما نسبت به ولایت فقیه و شخص ولی فقیه چنین نظری ندارند و آرائ در جمهوری اسلامی هم هرگز چنین چیزی رو نشون نداده.
 
سوال کننده :
يعني اگر يك ولي كه حتما خودش ايمان دارد كه از طرف خدا مشروعيت دارد به روزي برسد كه مردم او را به هر دليل نخواهند وي نبايد عناد با چنان مردمي نموده بلكه با همان مشروعيت الهي اش بهتر است مثل اين همه اوتاد و اقطاب عالم ترك حالت لجبازي كند چيزي شود همچون  امامان شيعه كه ولايتشان خلافت نشد.
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
این تصور کاملا غلط و غیر مستندی ست که از امامان شیعه وجود داره. همه ائمه در طول عمرشون مدام در حال مبارزه برای کسب قدرت بودند اما مشکلات و موانع زیاد بود . اما هرگز عدم همراهی مردم، از تلاششون کم نکرد و تا آخرین لحظه عمر در همین راستا تلاش کردند.و دقیقا به همین علت همگی به شهادت رسیدند! که اگر غیر از این بود و عطای خلافت را به لقایش بخشیده بودند، در کمال آرامش و برای مدتی مدید به دور از هر دشمنی زندگی میکردند .
پس اگر در هر موضوعی -من جمله موضوع فعلی شما- قرار باشه واقعا به حق برسیم باید سوال و مفروضات و مقدمات صحیح باشه!
از لفظ "عناد" جائی استفاده میشه که عناد کننده باطل و ظالم باشه و اولیاء الهی هرگز اینطور نبوده و نیستند، و هرگز هم از مسئولیت رهبری جامعه و خلافت که هم حق و هم وظیفه شان بود، شانه خالی نکردند.
اگر هم منظورتان ولی فقیه و آیت الله خامنه ای ست که سخت در اشتباه هستید. رهبری و ولایت ایشان نه تنها در ایران گزینه اول اکثریت مردم است بلکه دامنه منطقه ای و جهانی دارد و مخالفت افرادی که یا اصلا از ابتدا اعتقادی به اسلام و حکومت اسلام نداشتند یا در طول مسیر به انحراف گرفتار شده اند، هیچ تاثیری در ادامه راه نداره.
ولایت فقیه و به طور خاص ولایت شخص آیت الله خامنه ای بر ما و همه مسلمین از بزرگترین الطاف خداست گرچه برخی در درک آن ناتوانند. البته دشمن هم در ایجاد این بدبینی بی تاثیر نیست چون فعلا بزرگترین و سختترین مانع گسترش استکبار در جهان شخص ایشان است و دیگر پرچمداران عدالت در سراسر جهان، همگی به ایشان اتکا میکنند.
 
سوال کننده :
البته من بيشتر بحث نظري نظرم بود و نه مصداقي، 
چون نوعا نسبت به بحث  مصداقي 
 با عناد نسبت به مطرح كننده اش كار پايان مي گيرد !
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
برای ولایت 2 مصداق بیشتر وجود نداره. حضرت ولی عصر و آیت الله خامنه ای
 
امیدوارم شیوه تحقیق و حقیقت یابی شما همانند "حاج فرج دباغ" نباشه. چون شاید حتی یک نظریه یا حرف یا تبیین ازش وجود نداره که مقدمات و مفروضاتش بطور عجیبی خلاف واقع، باطل و حتی خلاف عقل نباشه و بسیاری از جوانهای خام و بی خبر رو از همین طریق فریب داده و منحرف کرده و نهایتا خودش به جائی رسیده که قران رو وحی نمیدونه و اساسا منکر وحی و نبوت شده و بجاش برای آزادی مردم، هجنس بازی رو تجویز میکنه!
 
(منظور دكتر سروش است)
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
منحرف و ملحدی که اسم "سروش" رو برای خودش انتخاب کرده تا مثلا معنوی و برحق جلوه کنه
 
با اینکه شما رو حضورا زیارت نکردم و نمی شناسم اما قلبا بهتون علاقمند هستم و در این مدت یکسال و چند ماه از حضورتون در جمعمون خوشحالم
گرچه به احتمال زیاد خودتون با این مسئله ای که عرض میکنم در کتب تاریخی و تحلیلهای معتبر روبرو شدید اما بنابر وظیفه و اثبات علاقه قلبی متذکر میشم که ایران ما در طول تاریخ خصوصا دو سده اخیر و علی الخصوص بعد از انقلاب، شدیدا تحت نفوذ قشر خاصی از یهودیان افراطی و صهیونیست بوده که تظاهر به اسلام و تشیع میکنند و در همه مراکز مهم و تعیین کننده هم حضور دارند.
خطر اینها خصوصا وقتی ست که در مراکز علمی دانشگاهی و حوزوی فعال میشن که متاسفانه بسیار هم فعال و موثر هستند و از غفلت عالمان و محققان راستین شدیدا سوء استفاده میکنند و علی الخصوص جوانان بی تجربه و خام و جویای حقیقت رو به خودشون جذب میکنند.
پیش از انقلاب این افراد نوعا ادعای بهائی گری میکردند اما چون در اول انقلاب با برخورد شدید امام مواجه شدند، از راهکار پیچیده تری استفاده کردن و اون هم ژستهای اسلامی و روشنفکرانه و در برخی موارد ژست های حزب اللهی و انقلابی و در برخی موارد دلسوزی برای محرومین.
متاسفانه این روزها حضورشون علیرغم کم تعدادی اما بسیار موثره و رد پاشون در تصمیمات مختلفی دیده میشه . البته برخوردهای صرفا تند سیاسی.امنیتی یا قضائی بی فایده است و ما محتاج تبیین هستیم. مردم ما خصوصا اهل علم و جوانان دانشجو و طلبه باید آگاه بشن. ما باید از کسانی مطالب و افکار مورد نیازمون رو بگیریم که قابل اعتماد باشن نه صرفا از جنبه علمی بلکه از جنبه تقوا، ولایتمداری و داشتن استاد و پیروی آگاهانه و به روز از شیوه های سنتی!
البته این خطر و این اتفاق منحصر به زمان ما نیست و از صدر اسلام وجود داشته و حتی نبی مکرم صریحا نسبت به حضور پنهان و نفوذی این افراد هشدار دادند که متاسفانه با غفلت مسلمین دهه ها و صده های متوالی جامعه اسلام یاز مسیر حقیقی خودش خارج شد و مدام به افراط و تفریط گرفتار شد که در همه این حالات منافع یهود تامین شد.
ما در نزدیکی های ظهور قرار داریم و شیطان دقیقا بوی ظهور به مشامش رسیده و همه قوای ظاهری و باطنیش از جن و انس رو گرد هم آورده تا از این انقلاب عظیم الهی جلوگیری کنه که یا لااقل موجب تاخیرش بشه که البته مطابق وعده الهی، موفق نخواهد شد.
ولی قطعا ریزشها رو زیادتر میکنه. ما باید آگاه باشیم و ایجاد آگاهی کنیم تا از سقوط و ریزش خصوصا جوانان جلوگیری کنیم.
باید به قرآن تمسک کنیم و بهش مانوس باشیم و بصورت مستمر ازش بهره ببریم  و همزمان باید به اولیاء الهی متوسل باشیم خصوصا امام عصر علیه السلام.
مخاطب این حرفها اول خودم هستم و بعد مابقی دوستان و استثنائی برای این مهم وجود نداره. همه در خطر هستیم و موظف هستیم از خودمون و امانت ایمان و ولایت -در همه مراتبش-دفاع کنیم
 
اگر کسی اهل تحقیق هست میتونه "واقعه الله داد" مشهد رو حتی در اینترنت جستجو و تحقیق کنه تا متوجه بشه با چه وضعیتی روبرو هستیم.
 
سوال کننده  : 
فكر كنم بتوانم يكي از مصداق هاي كساني كه با سبقه يهودي ولي با نام حزب الهي جهت تغيير مسير آن وارد شدند را بگويم . 
نام قبلي شناسنامه اي وي سبورجيان بود به معني بافنده شال يهوديان كه بعدا تغيير داده شد.
 
در زمان وي حق پنجاه درصدي درياي خزر به حدود نه درصد كاهش داده شد!
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
کاملا در اشتباه هستید
 اگر این فرد  یهودی بود چه سابقا چه لاحقا، چنین خبری از سوی صهیونیستها منتشر نمیشد چون ظاهرا اینقدر عقل دارند که بهترین مهره!!! خودشان را لو ندهند و نسوزانند!
قران به ما یاد داده دشمن را از روی دشمنی اش بشناسید و هرگاه دشمن به شما متمایل شد و از شما تعریف کرد به درستی راهتان شک کنید!
پس قطعا در تشخصیتان اشتباه میکنید و فریب خبرگزاریهای صهیونیستی را خورده اید!
رژیم خزر هم مربوط به سالها قبل است. لطفا مطالعه کنید و مستند بتونیسید!
 
 سوال کننده:
 البته برخي تحقيقات آقاي عبدالله شهبازي هم در اين زمينه وجود دارد
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
تحقیقات آقای شهبازی چی میگه؟
مستند ارائه بدید
 
سئوال کننده:
سبورجیان نیست.سباقیانه.از سباقیان به احمدی نژاد تغییر داد.
 
استاد  طباطبایی:
مشکل و دشمنی با ایشون ریشه ها و علتهای مختلفی داره و دو دسته رو با هم متحد کرده
دسته اول لیبرالهایی که سالها مملکت رو چپاول کردن
دسته دوم متحجرینی که جایگاه و اعتبار و منافعشون در نیامدن امام عصر هست
این دو گروه که علی الظاهر با هم مخالفند اما حقیقتا دو روی سکه انحراف از حق هستند، دشمن احمدی نژاد هستند و از هیچ دروغ و تهمت و جنایتی در این راستا دریغ نکردند.
اگر کسی مثل ایشان که آمریکا و اسراءیل و همه منحرفین و لیبرالها و سلطنت طلبها و منافقین و متحجرین با او دشمن هستند، یهودیست و حاج فرج دباغ و مابقی لیبرالها و آخوندهای درباری، مسلمانند،  ما از این اسلام و مسلمانی تبری میجوییم!
 
سئوال کننده:
در خصوص درياي خزر در ٢٤ ارديبهشت سال ٨٢ در آلماتي طبق توافق كشورهاي پنج گانه اطراف خزر 
روسيه با ١٩ درصد 
قزاقستان با ٢٩ درصد
آذربايجان با ١٨ درصد
تركمنستان با ٢٣ درصد 
دريا را تقسيم كردند 
ماند فقط ١١ درصد براي ايران 
اكنون نيز ايران هيچ اعتراض مهمي به حوزه هاي نفتي كشف شده كه در حال بهره برداري است نكرده است
 
استاد طباطبایی:
پس چرا توافق سال 82 رو به ایشان نسبت دادید؟
 
 سوال کننده: شهبازي در وبلاگ خود كه البته الان از دسترس خارج است مقاله اي با نام شهبازي و معماي سبورجيان گذاشته بود 
كمي بعد از اين افشاگري عبدالله شهبازي  ترور نافرجام مي شود كه كمي بعد در ١٨ تير ٨٧ طي نامه اي به  احمدي نژاد از اين موضوع شكايت مي كند
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
اگر این حرف هم مانند مابقی حرفهاتون باشه که هیچ
وگرنه به این نقلهای بی سر و ته "سند" نمیگن
 
 سوال کننده :
موضوع به درازا مي كشد كه در حوصله اين    گروه شريف نيست ولي خب در زمان چه سلسله اي از افراد چنين وضعي حادث شد و نشنيديم كه اعتراض موثري كرده باشند و يا حتي بگويند كه غلط كردند آن دشمنان ايران !
 
 استاد سیدمهدی طباطبایی:
اینا همش دروغ محضه!
تحقیقات آقای شهبازی درباره زمین خواری در شیراز و ارتباطش با بهائی ها و یهودیهای پنهان بود و هیچ ارتباطی به آقای احمدی نژاد نداشت و موضوع شکایت هم چیز دیگه ای بود و نامه ای هم که نگاشته شد علیه فردی به نام  "عبدالعلی نجفی" ست که در ویکی پدیا هم موجوده.
 
واقعا جای تاسف داره اینطور بی سند و روی هوا سخن گفتن... اون هم از یک استاد دانشگاه  که مدعی تحقیق و مطالعه ی فرار تر از رشته تخصصی خودش هست

 

Template Design: