Leader
30 آبان 1396 ساعت 08:01

شناخت زندگی برزخی و مراحل مرگ 1

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهمترین مقولات و مباحثی که همواره ذهن انسان را به خود مشغول ساخته، حقیقتی به نام مرگ است که علیرغم نزدیکی بسیار زیاد به انسان، دور از دسترس می نمایاند.

اما خداوند متعال زندگی انسان را به نحوی ایجاد کرده و سامان داده که مداوما در معرض درک و شهود مرگ باشد تا بتواند از مزایای بی شمار آن بهره ببرد.

برای درک بهتر این مهم، لازم است به مقدماتی توجه کنیم.

اول اینکه یاد مرگ و درک حقیقت مرگ، انسان را از وابستگی به دنیا و مادیات جدا کرده و سیر معنوی و روحانی حقیقی را برای او به ارمغان می آورد و در واقع هیچ عاملی در این عالم برتر و موثرتر از یاد مرگ و درک آن برای رشد و تعالی انسان و رفتن به آسمان حقیقت وجود ندارد.

دوم: منظور از کلیت مرگ این است که انسان در سفر زندگی به دنیا رسیده و در اینجا هم جسمی مادی و ملموس دارد که محتاج خوراک و امنیت و... است و ناچار روزی مستهلک شده و از بین میرود؛ او آگاهانه یا فطری میداند که پس از اینجا، زندگی دوام دارد و وابسته به مادیاتی مثل غذا نیست و به نوعی میداند که بواسطه مرگ، به بقاء میرسد. پس منظور از مرگ، واسطه ای ست که انسان را از زندگی زودگذر و جسمانی دنیا به زندگی حقیقی و دائمی او میرساند!

سوم اینکه فاصله بین دنیا و آخرت و زندگی دنیائی با زندگی دائمی، برزخ نامیده میشود یعنی جائی که ویژگیهای هر دو عالم را دارد اما به اندازه دنیا محدود نیست و به قدر آخرت نامحدود!

چهارم: خداوند متعال، "خواب" را قرین هر روزه انسان قرار داده که نزدیکترین و شبیه ترین اتفاق به مرگ است چرا که انسان در خواب، در واقع به سیر برزخ میرود و ساعاتی را بدون اختیار در عالم برزخ گشت و گذار میکند!

از این مقدمات میتوان فهمید که برای بهرمندی از مهمترین و موثرترین عامل رشد و تعالی انسان یعنی مرگ، لازم است سیر اختیاری در برزخ داشته باشیم و برزخ را بشناسیم.

برای شناخت برزخ و زندگی برزخی هم لازم است روند انتقال انسان از دنیا به برزخ در لحظه مرگ شناسائی و درک شود. اینکه حقیقت مراحل جان سپردن و اتفاقات بعد از آن چیست، در واقع راه ورود به درک حقیقت مرگ و قدم گذاشتن به عالم برزخ است.

بنابراین توضیحات، نگاهی گذرا و با بیانی ساده به مرگ و اتفاقات پس از آن می اندازیم. البته سعی در این است که از چشم حقیقت بین استفاده کنیم و به ظواهر اکتفا نشود.

 

نکته اول:

انسان در زندگی دنیائی چه بداند چه نداند و چه بخواهد چه نخواهد در حال جمع آوری ملزوماتی برای مرحله بعدی زندگی ست. یعنی یکایک تصمیمات و کارهایی که در طول زندگی انجام میدهد، در حقیقت تبدیل یه چیزهایی میشود که در زندگی بعدی یا در مرحله بعدی که اتفاقا مادی نیست، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

پس طبیعتا هرکس فکر صحیح تر و برآورد دقیقتری از زندگی اخروی داشته باشد، افکار و اعمالی را پیشه زندگی دنیائی اش میکند که بهترین و بیشترین امکانات مورد نیاز در زندگی آخرتی اش را بسازد.

مثلا کسی که میخواهد سفر برود وقتی درک و شناخت کاملتری از سفر و همه جزئیاتش داشته باشد، امکانات بهتر و مناسبتری به همراه میبرد تا سفر راحتتری داشته باشد و اصلا به همین دلیل است زندگی دنیا را مسافر خانه و محل گذر میگویند.

در این بین نکته بسیار مهم و دقیقی که وجود دارد این است که انسان بداند افکار و اعمالش در این دنیا، تبدیل به چه چیزی میشود که در آن دنیا قابل استفاده است. واقعا حرفهایی که میزند چه میشوند؟

چیزهایی که میبیند! افکار و نیات و مقاصدی که در سر میپروراند! کارهای مختلفی که در طول عمرش انجام میدهد! محبتها و بغض و کینه ها! و... اینها چه میشوند؟! کجا میروند و چگونه نگهداری میشوند و احیانا تبدیل به چه چیزی میشوند که بعدا و در آخرت قابل استفاده میشوند؟!

در واقع درک این مسئله که "افکار و اعمال انسان چه میشوند؟" مهمترین و کلیدی ترین نکته در شناخت برزخ و مرگ است!

 

برای آغاز این بحث و رسیدن به پاسخ صحیح ، لازم است بدانیم برترین موجود در این دنیای مادی، نور است چه از نظر ماهیت چه از نظر قدرت و نفوذ و چه از نظر ماندگاری، در واقع اگر قرار باشد افکار و اعمال انسان تبدیل به چیز برتری بشوند که بعدا هم قابل استفاده باشد می بایست تبدیل به "نور" شوند!

اما نور چیست؟! ساده ترین تعریفی که میتوان از نور ارائه داد این است: "روشن و روشنی بخش" یعنی نور نه تنها روشن و شفاف و واضح است بلکه چیزهای دیگر را نیز روشن و شفاف و واضح میکند!

پس در یک برداشت ساده میتوان گفت: هرکدام از افکار و اعمال انسان که کاملا شفاف و واضح و روشن باشد، تبدیل به نور میشود و برای او ذخیره میگردد تا در برزخ و آخرت از آن استفاده کند!

برای درک بهتر این مسئله بهتر ایست به داشته های ذهنی خودمان مراجعه کنیم! مثلا در همه تعالیم آسمانی و سرآمد همه آنها، مسئله "اخلاص" وجود دارد! اصلا همه هدف زندگی انسان رسیدن به اخلاص و یکرنگی و نداشتن غل و غش است!

از طرفی آیا در دنیا چیزی خالص تر از نور پیدا میشود؟! و آیا اگر فکر ، نیت، عمل و... اگر خالص باشد، نورانی نیست؟!

گوئی با دستور به اخلاص و تشویق و ترغیب به خالص بودن، میخواسته اند ما را به نور برسانند و بگویند: تنها چیزی از فکر و عمل شما باقی میماند که نور باشد و نور یعنی اخلاص و بی غل و غش بودن!

 

حالا بنابر این توضیحات میتوانیم به افکار و اعمال خودمان رجوع کنیم و ببینم کدامشان شفاف و واضح و بدون غل و غش و کلک و دروغ و فریب و... است؟ کدامشان خالص و یکرنگ و یک دست است؟!

هرچه که یافتیم اینها تبدیل به نور شده و برای زندگی آینده ما ذخیره شده اند! و هرچه که کدر و آلوده و ناخالص و خاموش است، ما را به زندگی دنیائی و جسامنی چسبانده و تا فرصت هست باید یکایک اینها را پاک سازی و خالص سازی کنیم!

حرفهایی که بطور روزمره میزنیم

چیزهایی که میبینیم

خوردن و خوابیدن

روابط

و از اینها مهمتر؛ آنچیزهایی که به آنها فکر میکنیم و معتقدیم!

آیا اینها خالص هستند و در آنها کلک و ناخالصی و دروغ و فریب و خودخواهی راه ندارد؟

***

پس قدم اول شناخت برزخ و درک مرگ این است که مروری بر افکار و اعمالمان بکنیم و ببینیم درکل در چه وضعیتی هستند؟ آیا آنقدر خالص و شفاف هستند که بتواند زندگیمان را روشن کنند یا...

Template Design: