بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ لا تُطْعِمْنا اِلاّ طَیباً غَیرَ خَبیثٍ وَلا حَرامٍ وَاجْعَلْ رِزْقَک لَنا حَلالاً لا یشُوبُهُ دَنَسٌ وَلا اَسْقامٌ

 

همانطور که عرض شد بخش میانه ی این دعای شریف، مشتمل بر دو فراز مهم است که در خصوص کیفیت خوراک به تفصیل مواردی را در قالب دعا بیان میفرماید.

در ادامه فراز قبل، امام جواد علیه السلام چند وصف دیگر را نیز برای درآمد و خوراک تهیه شده از آن در ماه مبارک رمضان تبیین میفرمایند.

یکی از اصول مورد تاکید قرآن کریم در خصوص خوراکیها این است که حکم حلال بودن بر خوراکیهای "طیب" و اصیل و طبیعی و مطابق سرشت پاک انسان تعلق گرفته است لذا این دو وصف حلال و طیب همواره برای خوراک انسان مومن به کار میرود و می بایست رعایت شود. در ابتدای این فراز 2 نکته دقیق و ظریف وجود داره که با توضیحات فوق بی ارتباط نیست:

اول اینکه از خدا میخواهیم خودش، خوراک و غذای ما را تامین کند و با استفاده امام علیه السلام از لفظ "تطعمنا" این لطافت هم وجود دارد که انگار از خدا میخواهیم، خودت با دست خودت برای ما لقمه بگیر. گرچه در ظاهر حرفی پُر احساس و زیباست اما در باطن به یکی از عقاید اصیل و مهم مومنین اشاره میفرماید به این معنا که "رزّاقیت" خداوند متعال صرفا به ایجاد اسباب درآمد حلال و طیب نیست بلکه تا آخرین مرحله استفاده از ارزاق میتواند حاضر و موثر باشد، اگر در قران کریم و نقلهای مستند، بعضا از غذاهای بهشتی یا خاص که پُربرکت، شفابخش و تقویت و تشدید کننده ایمان است، سخنی به میان آمده، همه به همین نکته معرفتی اشاره دارند که خداوند متعال از نظر نزدیک بودن به بنده و اوج مهربانی و لطف و تامین مایحتاج بنده ی خوب و خاص خود، حتی لقمه غذای او را نیز با دست خود تهیه و عطا میفرماید.

دوم اینکه در مقابل "طیّب" به معنای طبیعی و سالم و خوشایند، "خبیث" به معنای ناپاک و غیر اصیل و آزاردهنده وجود داره که بسیاری از خوراکیها ممکن است اینگونه باشند. گرچه این احتمال وجود دارد که به صرفِ خباثتِ، یک خوراکی حرام نباشد اما خود خبیث بودن یک مانع و ناخوشایندی برای مومن است لذا به جهت تاکید، در این دعای شریف اینطور از خدا میخواهیم که خوراکی که لقمه غذای ما در ماه مبارک رمضان می باشد نه خبیث و غیر طبیعی باشد نه حرام و غیر مشروع.

اما بخش دوم این فراز، بر روی صفت "حلال" بودن خوراک تاکید میکند و دو وصف خاص را نیز بیان میفرماید:

اول اینکه این خوراک من از "دَنَس" نباشد. دَنَس در عربی به معنای چیزی ست که شاید باطن و ذاتش ناپاک و بد نباشد اما به ناپاکی و کثافات آلوده شده است و شاید این نوع آلودگی برروی کل خوراک یا بخشی از آن اثر گذار است مثل میوه ای که گندیده است.

دوم اینکه اگر از خدا میخواهیم خوراکی حلالی را نصیب ما کند خصوصا در ماه مبارک رمضان، چون خوراکیهای حرام و غیر طیّب، اساسا به این جهت ممنوع شده اند که ایجاد بیماری میکنند و برای جسم مضر هستند، همچنان که روایات متعددی نیز در این خصوص وارد شده است.

پس در بخش دوم این فراز نیز از خدا خوراکی حلالی را برای افطار- و سحری -ماه مبارک رمضان طلب میکنیم که نه تنها حلال باشد بلکه آلوده کننده و بیماری زا نیز نباشد.

نکته آخر و بسیار جالب، استفاده امام از کلمه "شوب" در توصیف خوراک حلال است. "شوب" در عین حال که به معنای مخلوط و ممزوج کردن است، به معنای فریب و خیانت نیز به کار میرود ، گوئی امام میخواهند بفرمایند خدایا افطار ماه مبارک رمضان ما را از خوراک حلالی قرار بده که با فریب و نیرنگ دیگران-شیطان یا انسانهای فاسد- به آلودگی و بیماری، ممزوج نشده باشد که قطعا چنین مسئله ای به طور خاص در زمانه ما مصادیق متعددی دارد. سازمانها و افراد فاسد و جنایتکاری که با آلوده ساختن خوراک مردم، نه تنها به دنبال کسب درآمد بیشتر هستند، بلکه راه ورود خوراک حرام و ناسالم و بیماری زا را نیز به سفره مردم باز کرده اند.

Template Design:Dima Group